در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه ما میدانیم زندگی فراز و نشیبهای زیادی دارد؛ گاهی چرخش بر مراد ما میچرخد و زمانی خود را ازجمله ناکامهای جهان میدانیم. روزی شاد و سرحال و قبراق هستیم و وقتی دیگر چنان بیحوصلهایم که وای بر احوال آن که بخواهد کمی سر به سرمان بگذارد. خلاصه به قول همان مثل معروف، زندگی را میشود این گونه تعریف کرد: گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.
خب حالا سوال آن است که با این زندگی چه باید کرد و چگونه میتوان بهتر آن را گذراند و پشت سر گذاشت؟
در خانوادههای ما کمتر در این مورد صحبت میشود، در گذشتهها که اصلا چنین حرفهایی رسم نبود و حالا هم این موضوع معمولا مغفول میماند.
در صحبتهای خانوادگی معمولا بزرگترها از مشکلاتی مانند وامی که گرفتهاند، قسطهایی که باید بدهند، آینده بچهها، فرصتهایی که در جوانی از دست دادهاند و... میگویند. جوانترها هم بیشتر از آرزوهایی که در سر دارند، حرف میزنند.
به همین دلیل ما کمکم یاد میگیریم که یا با خاطرههای گذشته زندگی کنیم یا همواره در فکر آینده هنوز نیامده باشیم. اثر این نگاه، باز ماندن از زندگی امروز است.
این درست همان است که همه محققان علوم تربیتی و روانشناسی ما را از آن برحذر میدارند و مرتب به ما گوشزد میکنند از ماندن در گذشته و بها دادن بیش از حد به آینده بپرهیزیم.
پس خوب است همینجا این نکته طلایی را برای موفق بودن در زندگی با هم بخوانیم و چند بار برای خودمان تکرارش کنیم.
«باید یاد بگیریم در زمان حال زندگی کنیم، در حسرت گذشتهها ماندن و از آینده نیامده ترسیدن، باعث میشود ما از قافله زندگی عقب بمانیم.»
این نکتهای است که باید فرا بگیریم، اما چگونگی اجرای آن نیاز به زمان، ممارست و تمرین دارد. به همین دلیل خوب است طی برنامه منظمی، این موضوع را در خانواده به بحث بگذاریم.
به قول قدیمیها هر سری، عقلی دارد؛ در محیط خانه اجازه دهیم هر یک از افراد خانواده نظر خود را در این مورد بگویند و تلاش کنیم طی چند جلسه، راههایی برای این گونه زندگی کردن پیدا کنیم.
به این ترتیب، هم صحبت کردن در خانه را رواج دادهایم، هم به اعضای خانواده یاد دادهایم به عقیده یکدیگر احترام بگذارند و هم راهحلهای جدیدی برای زندگی در زمان حال به دست آوردهایم.
این روزها کلاسهای مختلفی با موضوع موفقیت در زندگی برگزار میشود، در هر شهری که زندگی میکنید، میتوانید در این کلاسها شرکت کنید، اما به این موضوع هم توجه کنیم که ما آدمها هر کدام تجربههایی داریم که در نوع خود کمنظیر و گاهی بسیار ناب هستند.
ما کمتر این تجربهها را دستهبندی و از آنها به صورت مناسب استفاده میکنیم.
پس شاید این هم یک ایده خوب باشد، میتوانیم جلساتی با موضوعات مشخص طراحی کنیم. حاضران در جلسه میتوانند دوستان، افراد فامیل یا فقط خانواده خودمان باشند.
در هر جلسه موضوع جلسه بعد گفته میشود و هر کس بنابر تحصیلات و علایقش در فاصله 2 جلسه، براساس مطالعه یا تجربههای شخصی، نکاتی را برای جلسه بعد آماده میکند. البته نباید فراموش کنیم که این جلسات یک مدیر میخواهد که باید از زیادهگویی و حرفهای تکرار جلوگیری کند.
این جلسهها به یقین کندتر از کلاسهای عمومی پیش میروند، اما تمرین مفیدی برای فکر کردن در مورد زندگی و ایجاد زمینه بحث و گفتوگو در این زمینه هستند.
پیشنهاد میکنیم حتی برای مدت کوتاه و با تعداد کم افراد هم که شده این روش را امتحان کنید، به قطع و یقین بدانید ضرر نخواهید کرد.
احمد صولت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: