شاکی اضافه کرد: پسرمان به دختر جوان ـ همکارش ـ دلباخته بود و اصرار به این ازدواج داشت اما هر بار پاسخ منفی از دختر مورد علاقهاش میشنید تا اینکه در جریان آخرین خواستگاری از دختر جوان، او موضوع را با برادرانش در میان گذاشت و آنها با سد کردن راه پسرم در خیابان، با او درگیر شده و تهدید کرده بودند اگر بار دیگر از خواهرشان خواستگاری کند، به او آسیب میرسانند.شاکی افزود: روز حادثه پسرم به محل کارش رفت و دیگر باز نگشت. در پی غیبت طولانی او با همکارانش تماس گرفتیم و علت را جویا شدیم که آنها مدعی شدند او به محل کارش نیامده و از او بیخبر هستند.با اطلاع از این موضوع جستجوهایمان برای یافتن پسرم آغاز شد، اما بینتیجه ماند. گمان میکنم، خانواده دختر مورد علاقه فرزندم در گم شدن او نقش دارند.
در پی این شکایت، تحقیقات ماموران برای یافتن جوان گمشده آغاز شد. ماموران ابتدا دختر مورد علاقه جوان گمشده و خانواده او را به پلیس آگاهی احضار کردند.
با تحقیق از آنها معلوم شد جوان گمشده، خواستگار دختر خانواده بوده و به دلیل اختلاف فرهنگی و وضعیت خانوادگی به او پاسخ منفی دادهاند و فقط یک بار به دلیل مزاحمتهای تلفنی جوان خواستگار، با او مشاجره داشتهاند.
در مرحله بعدی تحقیقات ماموران متوجه شدند ساعاتی پیش از شکایت پدر خانواده، پسرش با آنها تلفنی صحبت کرده است.با احتمال این که شکایت مرد میانسال ساختگی است، رفت و آمدهای اعضای این خانواده زیرنظر گرفته شد تا این که معلوم شد، پدر و پسر کوچکتر خانواده به یک خانه روستایی در حومه شهر میروند و بعد از یک شبانه روز ماندن در این روستا به خانهشان بازمیگردند.
ماموران با ظنین شدن به این رفت و آمدها دیگر اطمینان یافتند که جوان گمشده خودش را پنهان کرده است.
یافتن جوان گمشده در مرغداری
رفت و آمدهای این خانواده همچنان زیرنظر گرفته شد تا این که چند روز پیش ماموران متوجه شدند، پسر کوچکتر خانواده شاکی در حالی که ظرف غذایی را به دست دارد، از خانه خارج شد و به یک مرغداری در روستایی در حومه شهر رفت.با شناسایی محل، ماموران متوجه شدند جوان گمشده در درون مرغداری پنهان شده است.
با به دست آمدن این اطلاعات و هماهنگی قضایی ماموران با ورود به محل جوان گمشده و برادرش را بازداشت و برای تحقیقات به پلیس آگاهی منتقل کردند.ابتدا پسر نوجوان بازجویی شد و گفت: شکایت پدرم دروغ بود. من و او به پیشنهاد برادرم، تصمیم گرفتیم تا چنین وانمود کنیم که او گمشده است.در پی اظهارات وی، برادر بزرگتر نیز بازجویی شد.
مرد جوان به پلیس گفت: وقتی پاسخ منفی مبنی بر ازدواج از دختر مورد علاقهام شنیدم و با مخالفت خانوادهاش با این وصلت روبهرو شدم، تصمیم به انتقام از آنها گرفته و نقشه یک آدمربایی ساختگی را طراحی و آن را به همراه پدر و برادر کوچکترم عملی کردیم.وی اضافه کرد: 3 هفتهای در مرغداری متروکه یکی از اقوام پنهان شدم و بعد از چند روز پدرم طبق نقشه قبلی به مرکز پلیس رفت و گم شدن من را خبر دادمرد جوان افزود: با این کار میخواستیم خانواده دختر مورد علاقهام را دچار دردسر کنیم تا با این وصلت موافقت کنند. در پی این اعتراف پدر جوان گمشده نیز بازداشت شد و با صدور قرار قانونی متهمان روانه زندان شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم