در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازی سیاه (Black) در سال 2006 برای کنسولهای
Ps2 و Xbox توسط «کرایتریون» منتشر شد. تخریبپذیری در این بازی اول شخص به قدری سورپرایز کننده بود که میتوان حدس زد از همان جا کرایتریون به فکر ساخت عنوان محبوب مسابقهای خود «برناوت» افتاد. «بادی کانت» ساخته همان اعضاست که این بار به استودیویی از زیرمجموعههای «کدمسترز» سازنده یکی دیگر از عناوین خوب مسابقهای یعنی Dirt پیوستهاند و باز هم تکیه اصلی بازی آنها بر تخریبپذیری محیط است که انصافا کار زیادی روی آن انجام شده است. تقریبا شیئی در بازی وجود ندارد که تخریب نشود و این عمل مثل انفجارها با صدای بسیار خوبی همراه است.بازی بلک اینقدر زیبا بود که مرا متقاعد کرد تا سعی کنم با دسته پلی استیشن 2 بازی اول شخص بازی کنم. ولی بادی کانت اصلا مثل بلک نیست. داستان بازی از این قرار است که جان (John Doe) یکی از سربازهای سابق ارتش آمریکاست که در حال حاضر به استخدام یک شبکه شبه نظامی ملقب به Network در آمده است تا با گروه دیگری به نام Target مبارزه کنند. همین! طراحی مراحل تکراری و بیشتر به کشتن چند دشمن، رسیدن به یک نقطه و دفاع از آن مکان، محدود است. به همین دلیل است که بعد از اتمام هر مرحله منتظر هستید تا چیزی شبیه به همان مرحله تکرار شود تا فقط داستان را پیش ببرید و بازی را به اتمام برسانید. نداشتن باس فایت هم در انتهای هر مرحله مزید بر علت است که بادی کانت بیش از پیش ساده به نظر برسد. در بازی فقط یک باس فایت وجود دارد که آن هم در انتهای آن است که نبرد با وی فرق چندانی با نبردهای داخل بازی ندارد. شاید وارد شدن به نودهای الکتریکی، تنها تنوع مراحل باشد و کمی بازیکننده را از رنگآمیزی خسته کننده با تم زرد محیط بیرون نجات دهد. در هر مرحله هدف ماموریتتان روی نقشه مشخص میشود و فاصلهتان را با آن میبینید. در بیشتر اوقات فقط کافیست تا به سمت هدف به صورت مارپیچ حرکت کنید تا بدون اینکه مشکل خاصی برایتان بوجود بیاید به آن برسید، چون هوش مصنوعی ضعیف است و دشمنان اکثرا بیآزار هستند. اسلحهها تنوع قابل قبولی دارند ولی مکانهایی که میتوانید آنها را عوض کنید، در نقشههای بازی خیلی کم تعبیه شده است چون فقط دو اسلحه به صورت همزمان میتوانید حمل کنید. هیچ وقت با کمبود مهمات مواجه نخواهید شد و میتوانید از شلیک تیرهایتان لذت ببرید.
نداشتن سلاح نزدیک زن یکی از ضعفهای این بازی است که مطابق با استانداردهای این سبک نیست. با کشتن دشمنان حبابهای آبی رنگی با عنوان اینتل به دست میآورید که باعث پر شدن تدریجی نوار اینتل میشود. توسط این نوار میتوانید از قابلیتهایی همچون ضدضربه شدن، مهمات فوق قوی و ردیابی دشمن استفاده کنید و هر وقت همه نوار اینتل پر باشد با مصرف همه آن میتوانید درخواست کمک هوایی کنید تا منطقه مورد نظرتان را با خاک یکسان کند. هر کدام از این قابلیتها هم دو درجه ارتقا پیدا میکنند. علاوه بر این قابلیتها و سلاحها، نارنجک و مینهای ضدنفر هم دارید که برای درگیریهای شلوغ بسیار به درد بخور هستند. کنترل بازی یکی از نقاط قوت آن است. حرکت شخصیت اصلی نرم و نشانهگیری کاملا خوب و بهینه کار شده است. همچنین در حالی که زوم میکنید دیگر نمیتوانید حرکت کنید. سنگرگیری امکانپذیر است، ولی سنگرها به دلیل تخریبپذیری بالا خیلی دوام نمیآورند. موسیقی ترنس بازی هم نقش خوبی در القای هیجان به بازیکننده ایفا میکند.
نحوه حرکت شخصیتها و طراحی محیط، شبیه بازی «برینک»، توضیح دادن ماموریتهای مراحل شبیه بازی «ایس کومبت» و امتیازهای مهارت از روی بازی «بولت استورم» الگوبرداری شده است. هر چقدر این امتیاز مهارتها بیشتر باشد درجه بالاتری در هر مرحله کسب میکنید و میتوانید در لیدربورد بازی در حالت آنلاین با دوستانتان کلکل کنید. بادی کانت دارای 17 مرحله کوتاه است که حدود 6 ساعت در حالت نرمال به پایان میرسد و نه تنها ارزش تکرار ندارد بلکه ارزش پرداختن بیشتر از 3000 تومان را هم ندارد چه برسد که بخواهید این بازی را به صورت اوریجینال برای پلی استیشن 3 تهیه کنید یا فقط به خاطر این بازی هزینه آپدیت
LT+ 1.91 را بپردازید.فرهنگ هدایتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: