درباره فیلم «گناهکاران» به بهانه پخش از «سینما سینما»

این یک پایان خوش نیست!

«گناهکاران» ـ که در برنامه پخش «سینما سینما» قرار گرفته است ـ یک فیلم پلیسی ـ جنایی اکشن و تریلر، محصول سال 2010 کشور آمریکا و ساخته ویلیام کافمن است. داستان این فیلم درباره یک کارآگاه پلیس نیواورلئان به نام شون رایلی است که تلاش می‌کند با حادثه ناگوار مرگ پسر و ازدواج ناموفقش کنار آید. رایلی و زوج همکارش، ویل گنز به معمای قتل‌های وحشیانه‌ای قدم می‌گذارند که شهر را وارد یک جنگ تمام عیار میان دار و دسته‌های تبهکاری کرده است. این دو بسرعت می‌فهمند با مشکل خیلی عمیق‌تری روبه‌رو هستند...
کد خبر: ۴۲۹۶۳۳

هیچ چیز در دنیا کامل نیست. همه چیز به گونه‌ای نقص و عیبی دارد و با این وضع شاید هیچ‌گاه دقیقا به اهدافی که برای خود در زندگی در نظر می‌گیریم، نرسیم. ولی معمولا اگر می‌خواهیم به موفقیت برسیم تمام توان خود را جمع و تلاش می‌کنیم تا جایی که می‌توانیم به ایده‌آل‌ها نزدیک شویم. معمولا انسان‌هایی را که توانسته‌اند به هدف‌های زندگی‌شان نزدیک شوند، آدم‌هایی می‌دانند که در زندگی خود موفق شده‌اند و در غیر این صورت آنها را شکست خورده می‌دانند. اما انسان‌هایی هم هستند که پس از مدتی می‌توانند به‌رغم ناشی از این شکست‌ها فایق آیند و دوباره تلاش خود را با پشتوانه تجربه‌ای که از شکست قبل گرفته‌اند، معطوف هدفشان سازند. قهرمانان سینمایی معمولا از دسته دوم هستند. آنها هیچ‌گاه کامل نیستند و حتی نقص‌هایشان موجب می‌شود گاهی در زندگی‌هایشان شکست بخورند، اما این شکست‌ها مقدمه‌ای می‌شوند برای پیروزی‌های بعدی‌شان. در واقع قهرمانان سینمایی اگر همه شکست خورده باشند، دوست‌داشتنی نیستند. تماشاگران عمده سینما معمولا قهرمانانی را دوست دارند که با وجود تمام نقص‌هایشان، در نهایت به‌سوی تقرب به کمال انسانی قدم برمی‌دارند.

مامور پلیس فیلم گناهکاران، شون رایلی هم‌ چنین ویژگی‌هایی دارد. او ابتدای فیلم، یک شخصیت شکست‌خورده به نظر می‌رسد. او، هم در موقعیت شغلی و هم از نظر زندگی خانوادگی، ابتدای فیلم شخصیتی معلق، بدون آینده و با گذشته‌ای دردبار به نظر می‌رسد. بنابراین او شخصیتی است با ضعف‌ها و نقص‌های بسیار و با فاصله زیادی از کامل بودن. در چنین مواقعی، معمولا قهرمان به یک شخصیت یاریگر نیاز دارد تا بتواند بر شرایط نامتعادلش در ابتدای فیلم غلبه کند و با این پشتوانه به سوی شرایطی متعادل‌تر، دست به کنش بزند. این شخصیت یاریگر در واقع موتور محرکه‌ای با ماهیت انسانی برای شخصیت اصلی در جهت کنش آرمانگرایانه‌اش می‌شود. شخصیت ویل گنز، زوج پلیس شون رایلی در فیلم گناهکاران، نقش چنین شخصیت یاریگری را ایفا می‌کند. اما آنچه معمولا موجب می‌شود شخصیت‌های سینمایی ابتدا شکست‌خورده و پر از ضعف و نقص به نظر برسند، این است که آنها نتوانسته‌اند قبل از این بر موانع رسیدن به آرمان‌هایشان غلبه کنند. آن موانع آنقدر شدید و محکم و غیرقابل نفوذ به نظر می‌رسیده‌اند که از توانایی شخصیت اصلی فراتر بوده‌اند و او توانایی غلبه بر آنها را در خود نمی‌دیده است. آغاز عزیمت دوباره قهرمان به سوی هدفش، به مقدمه‌ای نیاز دارد و این مقدمه همان است که قهرمان توانایی‌های لازم را برای غلبه بر چنان موانع سختی به دست آورد. در فیلم گناهکاران هم چنین موانع جدی‌ای موجب شده‌اند شون رایلی پلیس به شخصیتی شکست‌خورده تبدیل شود؛ شخصیتی که توانایی نداشته سدهای سر راه را بردارد و این ضعف بناچار او را به سوی شکستی موقتی رانده است. بزرگ‌ترین سد جلوی راه شون رایلی، عوامل اجتماعی تباه و پلیدی هستند که تمام قامت جلوی او قد علم کرده‌اند. گروه‌های قسی القلب و خشن تبهکاری تنها بخشی از این سد بزرگ را می‌سازند. آنها دشمنانی هستند که بدون فریب و تزویر، ماهیت پلید خود را به نمایش می‌گذارند و هر کس را که مخالف و متضاد با این پلیدی است به مبارزه و هماوردی می‌طلبند. اما بخش‌های عظیم‌تری از این سد بزرگ که ماهیت واقعی‌شان را برای دستیابی به اهداف پلید خویش می‌پوشانند، دشمنانی هستند که در لباس دوستان ظاهر می‌شوند. آنان ماموران فاسدی هستند که در این پوشش همان کاری را می‌کنند که در واقع تبهکاران اسم و رسم و نام و نشان‌دار فیلم انجام می‌دهند. در چنین جامعه سرشار از پلیدی است که شون رایلی برای رسیدن به هدف اخلاقی، به تجربه‌اش از شکست گذشته اتکا می‌کند و نیروی تعقل خویش را به کار می‌گیرد. او برای پیروزی بر چنین سدها و موانع محکمی چند راهکار در پیش می‌گیرد که این راهکارها پایگاهی برای بهره‌گیری از امکانات مختلف داستانگویی در فیلم هم می‌شوند. در درجه اول، او تلاش می‌کند در ارتباط با سران نیروهای متخاصم تبهکاری شهر، سرنخ‌هایی از معماهای جنایاتی را که در گذشته به دست آورده، پیگیری کند. در این حالت فیلم به ساختار فیلم‌های پلیسی با گرایش‌های معمایی و کارآگاهی نزدیک می‌شود. از سوی دیگر، کارآگاه رایلی حین این ارتباط‌های موثری که با گروه‌های تبهکاری برقرار می‌کند، سر خط تخاصم این گروه‌ها را به سمتی هدایت می‌کند که از این دشمنی تبهکارانه به نفع هدف خویش سود جوید. به طوری که اصلا این هوشمندی و دوراندیشی او موجب می‌شود در بزنگاه پایانی فیلم، او و همکارش از خطر مرگ حتمی نجات یابند. علاوه بر اینها، هر جا هم که لازم باشد، شون رایلی از انجام عملیات ضربتی متهورانه رویگردان نیست. یعنی او در طول حوادث فیلم و تجاربی که اندوخته به چنان شجاعتی دست پیدا کرده تا هر جا که لازم شد به دل خطر بزند. عملیات‌های ضربتی این امکان را هم می‌دهد که ریتم و ضرباهنگ فضای فیلم سرعت پیدا کند و به این ترتیب، هر دو گروه تماشاگران هوادار فیلم‌های اکشن و معمایی را با فیلم همراه کند.

با تکیه بر چنین ویژگی‌هایی است که فیلم گناهکاران می‌تواند مختصات تقریبا کاملی از داستانی را که می‌خواهد برای تماشاگر تعریف کند، ارائه می‌دهد. با همه در پایان فیلم و با این که کارآگاه رایلی ظاهرا توانسته جامه طرف پیروزمند را در این مخاصمه بر اندامش اندازه زند، هنوز نکته‌ای مهم است که اجازه نمی‌دهد بگوییم این یک پایان خوش برای یک فیلم است. چراکه هنوز آثار آن سیاهی و پلیدی را بر سر کار‌آگاه رایلی حس می‌کنیم. یادمان نرود که رایلی با تکیه بر یک گروه تبهکار دیگر توانسته به پیروزی مقطعی دست یابد. پس تبهکار هنوز در جای خود باقی است. از سوی دیگر، ماموران پلیس فاسد بسیار دیگری هم هستند که شناسایی نشده‌اند. از همه مهم‌تر، عمق این فاجعه است که در جایی نیروهای حافظ امنیت برای برقراری امنیت مجبور شوند از افرادی استفاده کنند که همواره مخل این آرامش و امنیت بوده‌اند. توجه به عمق تراژیک چنین فاجعه‌ای است که اجازه نمی‌دهد پایان فیلم گناهکاران را یک پایان کاملا خوش بدانیم.

محمد هاشمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها