اگر اکنون با قحطی ناشی از کمبود مواد غذایی مواجه هستیم در هزاره سوم با یک نوع قحطی خطرناک به نام «گرسنگی فکری» مواجه خواهیم شد

جهان در مسیر فاجعه

گزارش بانک جهانی از رشد نزاع‌ها و ناامنی در سال 2011 حقایق خطرناکی را برملا کرد. این گزارش بسیاری از کشورهای جهان از رواندا تا افغانستان و از فلسطین تا نپال و ساحل عاج را در بر می‌گرفت. شاید بتوان گفت، مهم‌ترین نکته‌ مذکور در گزارش این بود که حدود یک میلیارد و 500 میلیون نفر در جهان با خشونت‌های هولناک و مستمر مواجه هستند و برای اولین بار تلاش شد رابطه میان فساد، بیکاری و خشونت بیان شده و بر رابطه ساختاری آن تاکید شود.
کد خبر: ۴۲۹۴۱۴

کشورهایی که از فساد و بیکاری رنج می‌برند، بیشتر در معرض خشونت قرار دارند و بیکاری مهم‌ترین عامل گرایش جوانان به خشونت و ارتباط با سازمان‌های وابسته به جریانی خاص عنوان شده است.

طبق این گزارش 90 درصد دعواهای خانگی که از سال 2000 تاکنون با آن مواجه بوده‌ایم، در کشورهایی رخ داده که طی 3 دهه گذشته با منازعات و درگیر‌ی‌ها مواجه بوده‌اند به گونه‌ای که از سال 1990 تاکنون 67 رئیس‌جمهور سابق به دلیل نقض حقوق بشر و ارتکاب جرایم مالی تحت پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند.

فقر و جنگ

این گزارش تاکید می‌کند، ملل محروم بیشتر در معرض جنگ‌ها بوده و با مشکلات و گرفتاری‌های دوچندانی مواجه هستند. جنگ‌ها موجب کمبود مواد غذایی و افزایش فقر و بی‌سوادی می‌شود، چون بسیاری از کودکان از رفتن به مدرسه به دلیل افزایش هزینه‌های تحصیل محروم می‌شوند و یک‌سوم کودکانی که وارد مدرسه می‌شوند، مقطع ابتدایی را به پایان نمی‌رسانند. همچنین مشکل زیادی بر سر راضی کردن خانواده‌ها وجود دارد تا به جای مثلا طی کردن کیلومترها جهت آوردن آب، بچه‌ها را به مدرسه بفرستند. همچنین باید به مساله کیفیت آموزش توجه کرد، به گونه‌ای که حتی اگر کودکان به مدرسه بروند، سطح و کیفیت آموزش در بسیاری از کشورها بسیار پایین است.

گزارش یاد شده در این باره به عنوان مثال به کشور «مالی» در قاره آفریقا اشاره می‌کند و می‌گوید: بیش از 30 درصد جوانان بین 15 تا 19 سال درس خوانده مالی از خواندن ساده‌ترین جمله‌ها ناتوانند و به طور خلاصه بر ضرورت کمک به کشورها جهت برنامه‌ریزی درست و فراهم کردن کمک‌های مالی جهت آموزش آموزگاران و تمرکز بر منابع بشری در جوامع و فرهنگ‌سازی میان مردم و قانع کردن آنها به لزوم آموزش فرزندان و فراهم ساختن شرایط مناسب برای آنها تاکید می‌کند.

رابرت زولیک، رئیس بانک جهانی می‌گوید: باید فرهنگ اعتماد به موسسات و تلاش برای تحقق امنیت و عدالت و فراهم کردن فرصت‌های شغلی را گسترش داد و بر استراتژی حمایتی انعطاف‌پذیری تکیه کرد که سازمان‌های بین‌المللی یا چند ملیتی و سازمان‌های منطقه‌ای و بومی غیردولتی را که در مناطق مختلف فعالیت دارند، در یکجا گرد می‌آورد. تحقق این استراتژی همکاری میان آنها را گسترش داده و شرایط مناسبی برای حل بحران آموزش و بالا بردن سطح آن فراهم می‌کند.

رئیس بانک جهانی می‌افزاید: پیش از این از گرسنگی در شاخ آفریقا که همچنان ادامه دارد سخن گفتم؛ مردم می‌میرند و ما امروز در برابر یک و نیم میلیارد انسانی هستیم که همواره در بدبختی و خشونت به سر می‌برند و این ناشی از آموزش است یا به عبارت بهتر مشکل بی‌سوادی است که با آن مواجه هستیم، آن‌ هم در زمانی که از دارایی‌ها، ثروت‌ها، اقتصادها ، شرکت‌ها، سودهای کلان و همچنین ورشکستگی‌های کمرشکن و سرقت‌ها و فساد نه‌تنها در کشورهای عقب‌مانده، بلکه در کشورهای صنعتی بزرگ و پیشرفته هم سخن می‌گویند.

گویی در جهانی به سر می‌بریم که رهبرانی خاص آن را به سمت تباهی سوق می‌دهند و این موضوع خطرناکی است. در برابر جهانی قرار داریم که در آن اندیشه و تفکر بزرگان غایب است و نام و نشانی از افکار و اندیشه‌ها و پیشرفت‌های علمی و اکتشاف‌های شگفت‌انگیز نیست.

اینک ما با نوع دیگری از قحطی و گرسنگی مواجه هستیم. اگر اکنون نبود و کمبود غذا جان میلیون‌ها انسان را تهدید می‌کند، در آغاز هزاره سوم در برابر نوع دیگری از گرسنگی و قحطی قرار خواهیم گرفت که اگر درست آن را نامیده باشیم، یک نوع «گرسنگی فکری» است، در چنین شرایطی آیا جهان می‌تواند به حیات خویش ادامه دهد و در آن ثبات ، امنیت و عدالت وجود داشته باشد؟

آینده تاریک

نتایجی که به طور خلاصه گزارش بانک جهانی بر آن تاکید دارد و اخباری که هر روز از رسانه‌های مختلف جهان به گوش می‌رسد، بر این نکته تاکید دارند که جهان به سوی یک فاجعه پیش می‌رود.

ما به سوی آشوب ، هرج و مرج ، جنگ‌های مستمر و مداوم و نزاع بر سر ثروت‌ها و دارایی‌های روی زمین و زیر آن و اعماق دریاها، مسابقه‌های تسلیحاتی در فضا، تغییر آب و هوا و گسترش صحراها، کمبود آب و غذا و افزایش آلودگی‌های زیست‌محیطی و هوایی و افزایش ذخایر تسلیحاتی و جنگ‌ها پیش می‌رویم.

در این اوضاع و احوال سخن گفتن از این‌ که در سال‌های آینده حتی کمتر از 100 سال آینده، صدها میلیون نفر به خاطر پیشرفت‌های علمی کشته می‌شوند و میلیاردها نفر هم در معرض گرسنگی و فقر و بدبختی قرار می‌گیرند چه سودی دارد؟ این یک سرنوشت محتوم نیست بلکه نیازمند تجدیدنظر در سیاست‌های اتخاذ شده و طرح استراتژی‌های دیگر جهانی است، چون تصور نمی‌شود، کسی بتواند از نتایج این بحران در امان بماند. در این اواخر شاهد بحران خطرناک دیگری در آمریکا بودیم که آثار و بازتاب‌های آن همچنان پیش‌روست: بحران بدهی‌ها و نحوه مقابله با آن.

همچنین شاهد حادثه تروریستی نروژ و عقبگرد این جامعه به سوی افکار و باورهای افراطی بودیم حال آن که نروژ ازجمله جوامع امن و پیشرفته جهان به شمار می‌آید. آیا تمام آنچه گفته شد، لزوم یک بازنگری و تجدید نظر در سیاست‌های کنونی را گوشزد نمی‌کند؟

الاتحاد / مترجم : قبس زعفرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها