در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزی که اکران خصوصی برای فیلم ترتیب داده بودید در صحبتهای پیش از نمایش آن گلایهای را مطرح کردید مبنی بر اینکه ندارها خیلی زودتر از چیزی که در حال حاضر میبینیم میتوانست ساخته شود و نسبت به فیلم، کملطفی شده است. منظورتان از این حرف چه بود؟
فیلم قبلی من با عنوان آخرین ملکه زمین جوایز بسیاری از جشنوارههای ملی و بینالمللی را به خود اختصاص داد که توقع من به عنوان یک فیلمساز این بود تا در کارهای بعدی خود، مورد حمایتهای لازم قرار بگیرم. با این وجود، متاسفانه بسیاری از نهادهایی که بودجه فرهنگی در اختیار دارند و میتوانند به ساخت آثار سینمایی کمک کنند، حمایتهایشان را از این فیلم دریغ کردند و دلیلشان هم این بود که فیلمنامه بسیار خوب است اما ترجیح میدهند از کارگردان اسم و رسم دارتری حمایت کنند!
این جمله به معنی واقعی یعنی رانت در سینما، چرا که من، سینماگر تازهکار و بیتجربهای نیستم و کارنامهام نشان میدهد تا به امروز در سینما چه کار کردهام. برای همین حمایت نکردن از ساخت ندارها برایم بسیار عجیب و غیرمنتظره بود که ساخت آن را بسیار با تاخیر روبهرو کرد. توقع من به عنوان فیلمسازی موفق در نخستین کارم این بود که از کار بعدیام حمایت مالی شود که فکر میکنم انتظار زیادی نبود.
با دیدن فیلم، نکتهای که به ذهن میآید این است که فیلمنامه آنطور که باید در پرداخت قصه و شخصیتها موفق نبوده است. تا چه حد فیلمنامه در حین ساخت تغییر کرد؟
علیرضا طالبزاده، فیلمنامهنویس بسیار حرفهای و کاربلدی است. بنابراین میتوانم بگویم این فیلمنامه مشکلی نداشت که قبل از ساخت نیاز به بازنویسی داشته باشد. البته همیشه این اتفاق میافتد که در حین فیلمبرداری دیالوگی به فیلم اضافه یا از آن کم شود اما کلیت کار تغییری نکرد.
به هر حال هر فیلمسازی به زعم خودش کاری را میسازد و ندارها نیز با ذائقه من ساخته شده است. به نظر من تکنیک یک چیز است و ذائقه چیز دیگری و هیچ چیز مطلق نیست. بنابراین باید بگویم خوبیها و نقاط قوت این فیلم مربوط به فیلمنامهنویس و گروه و عوامل ساخت آن و کاستیهایش مربوط به من است.
به نظرم در به تصویر کشیدن دغدغهها و زندگی آدمهای قشر ضعیف جامعه خیلی موفق نبودهاید. اصلا شناختی نسبت به این قشر دارید؟
خود من بچه جنوب شهرم و تمام آدمهایی که در این قصه میبینید را میشناسم و با آنان زندگی کردهام. در فیلم هم میبینید که این آدمها چقدر شریف هستند و حاضر نیستند لقمه حرامیرا وارد زندگی خود کنند. در جایی از فیلم هم میبینید که یکی از همسایهها از شخصیت دیگر فیلم میپرسد «علی آقا عمل بچه من که از پول دزدی نبوده؟» از همین جا میشود فهمید که چقدر حرام و حلال برای این قشر از جامعه ما مهم است. اینها نشان میدهد من به اندازه کافی روی این قشر شناخت داشتهام.
پس چرا فکر میکنید آدمهایی که از این قشر برخاستهاند برای کمک به همنوعان خود از پول دزدی استفاده میکنند؟
همانطور که در فیلم هم میبینید این 3 نفر به غلط راهشان را طی میکنند و من نیز به عنوان یک فیلمساز عمل آنها را تقبیح میکنم نه تایید. این 3 نفر هنوز به مرحله شناخت واقعی از خود نرسیدهاند و دچار زیادهخواهی شدهاند. من به عنوان فیلمساز باید تلاش کنم که مباحث جامعه را به شکل قابل فهمتری ارائه دهم و در فیلمهایم از شعار دادن پرهیز کنم.
محمدرضا عرب: نمیخواستیم قصهای پلیسی را روایت کنیم و در عوض بیشتر به دنبال تصویر کردن روحیات درونی آدمهای قصه بودیم. میخواستیم به نوعی آسیبهای اجتماعی که در حال حاضر وجود دارد را نشان دهیم
مطمئن باشید که اگر ذرهای شعار در فیلم ندارها وجود داشت، مخاطبش را پس میزد. زبان سینما برای تقبیح پارهای از مسائل بهگونه دیگری است و من سعی نکردم خیلی گلدرشت، عمل زشت آنها را با شعار فریاد بزنم. به جایش، زوال و سقوط آنان در طول فیلم و آخر داستان نشان دهنده مسیر اشتباهشان است. من در این فیلم مستندنگاری نکردم، بلکه تنها لایههای ظریفی از ناملایمات اجتماعی را در فیلم به تصویر کشیدم.
در مورد انتخاب محسن تنابنده به عنوان شخصی که نقش فردی لال را بازی میکند صحبت کنید. فکر میکنید اگر این شخص دچار چنین نقصی نبود، مشکلی در معرفی شخصیتش پیش میآمد؟
در ندارها تمام گروه و بازیگران به یک تعاملی با یکدیگر رسیدیم و این فیلم حاصل یک کار گروهی بود. معتقدم این فیلم متعلق به همه است و بازیگران نیز نقشهایشان را به درستی ایفا کردند. شما فکر میکنید اگر پژمان بازغی، هانیه توسلی و محسن تنابنده چنین خصوصیاتی نداشتند، باز هم میتوانستند چنین تاثیرگذاری ای در مخاطب ایجاد کنند؟
من به این نقشها و شخصیتها و تاثیرگذاری بیشتر آنها در قصه و تعاملشان با هم فکر کردم. آنقدر که فکر میکنم بهتر از چیزی که الان بر پرده سینماست نمیشد شخصیتها را تعریف کرد، از طرف دیگر باور دارم مخاطب با این شخصیتها همذات پنداری بیشتری دارد.
با توجه به اینکه خود محسن تنابنده فیلمنامهنویس است، آیا ایدههایی را در فیلمنامه یا نقش خود اعمال کرد؟
من همیشه با دکوپاژ، سر صحنه فیلمم حاضر میشوم و دوستان اگر نقطه نظراتی داشته باشند مطرح میکنند و اگر بجا و مناسب باشد میپذیرم.
چرا در طول روایت قصه، نقش پلیس را به عنوان یک مهره کلیدی بسیار کمرنگ میبینیم و فقط در سکانسهای آخر شاهد تعقیب و گریز پلیس هستیم؟
قبل از شروع به تمام پلانهای کار فکر کرده بودیم و داستان ایجاب میکرد که پلیس در همین حد که میبینید در فیلم حاضر باشد.
ما نمیخواستیم قصهای پلیسی را روایت کنیم و در عوض بیشتر به دنبال تصویر کردن روحیات درونی آدمهای قصه بودیم. میخواستیم به نوعی آسیبهای اجتماعی که در حال حاضر وجود دارد را نشان دهیم. اگر قرار بود بیشتر از چیزی که در حال حاضر میبینید، تعقیب و گریز توسط پلیس داشته باشیم، فیلم چیز دیگری میشد. تاکید فیلم برقصه و روایت و شخصیتپردازی است و بدیهی است که قصدمان از فیلم، ساخت یک کار پلیسی نبود.
از اکران و فروش فیلم راضی هستید؟
بله. البته این فیلم نیازمند تبلیغات گستردهتری است که امیدوارم ترتیب اثر داده شود و این فیلم، تماشاگر بیشتری جذب کند.
بهناز شیربانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: