در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرشبافان میدانند که چه احترامی دارد گرهزدن به فرشی که نقشههایش ریشه در تاریخ دارد و شاخصترین صنعت دست است که در آن هنر کاربردی متجلی میشود. اصلا بسیاری از جهانگردان از ایرانیان به عنوان مردمانی یاد کردهاند که وسایل زینتی خود را زیر پا میاندازند و در کاسههایی آب مینوشند که باید در گنجهها به عنوان یک اثر هنری نگهداری شود. همین بس نیست برای آنکه ما به صنایع دستی به شیوه ایرانی به دیده اهمیت بنگریم.
در گرمی بازار رقابت در دنیای امروز، فرش ایرانی در کشورهای دیگر تولید و به نام شهرهای گوناگون کشورمان به دنیا صادر میشود. سرقتهای هنری این چنین از یک سو و واردات بیرویه از طرف دیگر، نفس صنایع دستی کشورمان را بریدهاند. وقتی میشنویم چاقوسازان زنجانی از فروش چاقوهای چینی در شهرشان زخمیاند، تازه به عمق فاجعه پی میبریم. مسوولان سازمان میراث فرهنگی در دولتهای نهم و دهم که مسوولیت صنایع دستی را نیز بر دوش گرفتهاند، آمارهای متعددی در مورد افزایش صادرات صنایع دستی منتشر کردهاند. اما در کنار آن در همین سالها هر روز شاهد اعلام آمارهایی بودیم که بعضا ضد و نقیض هم منتشر میشدند تا شاید فقط منتشر شوند و ترازنامه مدیریت کوتاه فردی بر این حوزه بی نوا، پر و پیمان تر به نظر آید. آمارهایی برای آن که نشان دهیم همه چیز در دنیای صنایع دستی آرام است و لابد همه صنعتگران حالشان خوب. اما دریای صنایع دستی ایران متلاطم تر از این حرف هاست. هنوز انگار کسی باور نکرده با انتشار آماری نظیر اینکه روزانه این تعداد اثر صنایع دستی به خارجیها فروخته ایم، ره به جایی نخواهیم برد وقتی همین بیخ گوشمان در اصفهان و شیراز صنایع دستی بنجل خارجی فروخته میشود. شاید گره دیروز رئیسجمهور به فرش ایرانی، مقدمات باز شدن گرهای باشد که سالهاست کور مانده و انگار کسی نمیخواهد آن را باز کند.
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: