پشت پنجره سیاست

«پنجره» کاری است از گروه سیاسی شبکه 2 سیما که قصد دارد سطح آگاهی سیاسی مخاطبان این شبکه یعنی کودکان و نوجوانان را بالا ببرد. شم سیاسی این گروه سنی و بالا بردن توانایی مشارکت آنها در سرنوشت خویش مورد توجه و تاکید مسوولان عالی‌رتبه ‌نظام است؛ اما چگونه باید کودکان و نوجوانان را که آینده‌سازان سیاسی و اجتماعی کشور هستند، آماده‌ ورود به این عرصه‌ها کرد؟ آیا اطلاع‌رسانی به شیوه خبری آن‌گونه که برای بزرگسالان مصداق دارد، می‌تواند ما را در نیل به این مقصود یاری کند یا این که باید طرحی نو دراندازیم و تدبیری خاص برای مواجه کردن این گروه از مخاطبان با مفاهیم سیاسی اتخاذ کنیم؟
کد خبر: ۴۲۸۰۱۳

متاسفانه برنامه‌ پنجره به همان سبک و سیاقی ساخته شده که برنامه‌های بزرگسالان ساخته می‌شوند فقط با این تفاوت که مجریان برنامه، نوجوان هستند و لحن بیان مسائل سیاسی هم ساده‌تر و تا اندازه‌ای کودکانه است. آیا واقعا همین‌ها کافی است برای این که برنامه بتواند توجه مخاطبی را که به دلیل عدم نیاز فعلی‌اش به مسائل سیاسی علاقه‌ای به این قبیل موضوعات ندارد به خود جلب کند و بر او تاثیر بگذارد یا دست‌کم رضایت نسبی او را به دنبال داشته باشد؟ البته تصور مخاطب کودک برای برنامه ‌پنجره تصور دور از ذهنی است و ما تنها می‌توانیم در مورد مخاطب نوجوان این برنامه بحث کنیم، چراکه به طور کلی کودکان، نیازها، دغدغه‌ها و علاقه‌‌‌مندی‌های دیگری دارند و اصلا چه‌بسا خارج کردن آنها از دنیای صمیمی و سرشار از صداقت کودکانه و وارد کردنشان به دنیای پرفریب بزرگسالی آن هم به طور خاص عالم پیچیده ‌سیاست، کار درست و سنجیده‌ای نباشد. در مورد نوجوانان اما مساله متفاوت است. آنها دوران کودکی را پشت سر گذاشته و در آستانه ‌ورود به عرصه‌ سیاست هستند و دیر یا زود باید خود را برای شرکت در فعالیت‌های سیاسی عمومی همچون انتخابات آماده کنند. شاید با بهره‌گیری از خلاقیت و نوآوری بتوان برای کودکان هم برنامه ‌سیاسی متناسب با سن و سالشان ساخت، چنان که در انیمیشن‌های سینمایی شرکت‌های مشهور دنیا که زیر نظر صهیونیست‌ها اداره می‌شوند، رگه‌هایی از این تبلیغات سیاسی غیرمستقیم را مشاهده می‌کنیم، اما روشن است یک برنامه ‌ترکیبی تلویزیونی که وجهه ‌خبری دارد و پیام مستقیم به مخاطب می‌دهد نمی‌تواند مصداق تبلیغ سیاسی مورد اشاره باشد و مناسب با نیاز مخاطب نوجوان؛ در حالی که نوجوانان به دنبال بلوغ جسمی و رشد عقلانی خود تب و تاب سیاست هم به سراغشان می‌آید و چه‌بسا در این زمینه بیشتر تشنه ‌صراحت و صداقت و بیان مستقیم باشند تا تبلیغات ضمنی و حرف‌های پشت پرده، یعنی درست همان رویکردی که برنامه‌ پنجره دنبال می‌کند.

حال باید ببینیم این برنامه تا چه حد در این زمینه موفق عمل کرده است. تکیه پنجره بر بیان حرف‌های سیاسی مستقیم است و چه خوب که به جای مواضع سیاسی حزبی و جناحی بر اصول سیاسی کلی نظام ـ که با قانون اساسی مطابقت دارند ـ تاکید دارد، اما مشکل اینجاست که برنامه این حرف‌ها را از زبان مجریان و گزارشگران نوجوانی بیان می‌کند که دوره‌های تاریخی این کشور را لمس و تجربه نکرده‌اند و خودشان هم مثل مخاطبان باید موضعی پرسشگر داشته باشند. بیننده‌ نوجوانی که در حال تماشای برنامه است، در ذهن خود سوالات فراوانی درباره مسائل تاریخی و سیاسی دارد و درست نیست پاسخ پرسش‌های خود را از هم‌سن و سالان خود بشنود، آن هم با بیانی کاملا جزمی و قطعی که هیچ‌گونه ابهام و تردید در آن وجود ندارد و حتی در مواردی شکل مدعیانه به خود می‌گیرد. شاید شکل درست اجرای این برنامه به صورتی بود که مجریان در موضع مخاطبان به بیان پرسش از مهمانان مدعو می پرداختند و سوالات احتمالی مخاطب درخصوص موضوعات سیاسی را با اهل فن مطرح می‌کردند و در مقابل پاسخ‌های آنها هم به راحتی قانع نشده و به چالش می‌پرداختند، نه این که دانای کل فرض شوند و مخاطب قرار باشد از زبان و با بیان قاطع و به دور از تردید آنها به رفع ابهامات و شبهات خود بپردازد. بگذریم که به نظر می‌رسد مخاطب اصلا ابهام و اشکالی در هیچ زمینه‌ای ندارد و فقط می‌خواهد با دیدن این برنامه، ناآگاهی سیاسی خود را به آگاهی تبدیل کرده و آنچه را نمی‌داند و طبعا هیچ موضعی هم در قبال آن ندارد، بداند و از این طریق جهل سیاسی خود را به علم و شناخت بدل کند. حال آن که طبع سرکش و طغیانگر نوجوان انتظار دیگری از یک برنامه‌سیاسی اینچنینی دارد و نباید به این نیاز که از اقتضائات طبیعی دوران نوجوانی است، بی‌اعتنا بود. بی‌توجهی به این مساله نه فقط مقصود سازندگان را درخصوص انتقال مضامین مورد نظر به مخاطب و تاثیرگذاری بر آنها برآورده نمی‌کند، بلکه چه‌بسا تاثیر معکوس داشته و باعث شود بیننده به دلیل لحن بیانی برنامه، حرف‌های حقی را که در آن زده می‌شود ناحق تلقی کند و موضعی تدافعی و کاملا مخالف با موضع سیاسی برنامه و سازندگان آن بگیرد.

با وجود این ضعف آشکار، برنامه‌ پنجره یک ویژگی مثبت و مهم هم دارد که عبارت است از بهره‌گیری از آرشیو تصویری خوب و مستندهای میان برنامه‌ای خوش ساخت که از قدرت تاثیرگذاری بالایی برخوردارند. به طور نمونه می‌توان به قسمتی از برنامه اشاره کرد که موضوع آن زندگی شهید باهنر بود. در پلی‌بک مستندی که برای این برنامه تهیه شده بود، بخشی از زندگینامه شهید باهنر را از زبان خود او می‌شنیدیم که موجب می‌شد هرگونه پیشداوری و ابهام درباره‌ این شخصیت از میان برود و مخاطب بدون هیچ واسطه‌ای با خود شخصیت مورد بررسی و لحن و بیان صمیمی او مواجه شود. اگرچه این بخش فقط حاوی قسمتی از زندگی شهید باهنر بود و مابقی زندگینامه با صدای راوی و روی تصاویر مستند دیگری از این شهید بزرگوار قرائت می‌شد، اما همین شروع خوب و آگاهانه کافی بود برای باورپذیر شدن ادامه‌ کار بخصوص که ما چهره ‌راوی را هنگام قرائت این گفتار نمی‌دیدیم و نوجوان بودن او دیگر آن تاثیر بازدارنده مورد اشاره را در پذیرش مخاطب نداشت. مخاطب نوجوان برنامه بسادگی می‌توانست تصور کند راوی متنی را که دیگران براساس اسناد موثق نوشته‌اند قرائت می‌کند نه این که حقایق تاریخی را از زبان خودش و در موضع دانای کل بیان کند. در حالی که بیشتر مجریان نوجوان برنامه در اکثر پلاتوها لحن و بیانی حق به جانب دارند بدون این که اشاره‌ای به سندیت مطلب و نقل قول بودن آن داشته باشند و بی‌آن‌که حتی در شکل اجرای پلاتو حالت پرسشگر یا دست‌کم بی‌طرف به خود بگیرند که نشان بدهد، آنچه را با آب و تاب در حال بیان آن هستند هیچ کدام از نزدیک و با چشم خود ندیده‌اند و صرفا در حال نقل دیده‌ها و شنیده‌های دیگران هستند.

پنجره بخشی دارد به عنوان «و اما داستان...» که متشکل از داستان‌خوانی مجریان برنامه همراه تصویرسازی همزمان هنرمند مهمان است. این بخش یکی از نامرتبط‌ترین بخش‌های برنامه با کلیت ساختاری آن به شمار می‌رود. شاید اگر مخاطب برنامه، کودکان بودند این بخش می‌توانست توجیهی داشته باشد، اما نمی‌توان به هیچ شکلی مخاطب نوجوان را تصور کرد که به این نقاشی‌های کودکانه دل بدهد و داستان را نه در ذهن خود که براساس این تصویرسازی‌های کارتونی دنبال کند. وجود چنین بخشی در برنامه‌ پنجره این سوال را به ذهن می‌آورد که نکند سازندگان گمان کرده‌اند کودکان هم گروهی از مخاطبان این برنامه هستند و باید رضایت خاطر آنها را هم کسب کرد؟!

به نقاط مثبت و منفی مورد اشاره باید تیتراژ خوب و حرفه‌ای برنامه را که از موسیقی متناسبی با حال و هوای سیاست و تاریخ برخوردار است، اضافه و در مقابل به دکور ضعیف برنامه اشاره کرد که بیش از اجرای مجریان برنامه به چشم می‌آید و هیچ المانی که ارتباطی با موضوع اصلی یعنی سیاست باشد هم در آن موجود نیست.

برخی عوامل دست‌اندرکار در تولید این برنامه عبارتند از: نویسنده: مهدی عزتی، اجرا: کتایون گرامی، سعید کریمی، امیرعباس فیضی، محمدقاسم کیایی و محمد پرور، تدوینگر و ویدئوگرافیست: مسلم وثوقی‌کیا، طراحی دکور: شبنم جمالی، تهیه‌کننده: وحید نهضت و کارگردان: یحیی ایل‌بیگی.

محمد کامیار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها