در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قوم آشور ساکن شمال بینالنهرین و همسایه نزدیک ایلام (از قرنها پیش از استقرار دولت هخامنشی) بود. این همسایه، اغلب با ایلام نامهربان بوده و از هر فرصتی برای حمله و غارت آنجا استفاده میکرد.
یکی از این مهاجمان پس از فتح سرزمین زیبای ایلام برای آنکه خاطره استقرار خود را در حافظه مکتوب تاریخ به ثبت برساند دستور داد تا کتیبهای به خط میخی و زبان آشوری بر صخرهای بنویسند که امروز در محوطهای به نام گل گل در 8 کیلومتری بخش ملکشاهی، از توابع شهرستان مهران قرار دارد. فراموش نکنیم که زیباییها، ثروت، موقعیت جغرافیایی و قدرت ایلام همیشه برای همسایگانش جذابیت داشته و غلبه یافتن به چنین سرزمینی جزو افتخارات آنان به شمار میآمده است.
سنگنوشته آشوری گلگل، روی نمای دیوار شرقی صخره، اندکی بالاتر از روستایی به همین نام (گلگل ملکشاهی) به ابعاد 90× 135 سانتی متر به شکل مستطیل به طور عمودی با فاصله 3 متر از زمین نقش شده است.
در وسط این نگاره پادشاه آشوری به طور برجسته با نقش نیم رخ و تمام قد در حالی که کلاهی مخروطی بر سر و ردایی بلند تا روی پاهایش بر تن دارد، همرا با شمشیری که به نشان قدرت در دست گرفته، دیده میشود.
در پشت سرش نمادی قرار دارد که شکل آن به دلیل فرسایش، بهدرستی مشخص نیست اما گمان میرود چیزی شبیه به هلال ماه یا نماد خدایان آسمانی باشد؛ چراکه نماد یکی از برجستهترین ایزدان بینالنهرین به نام سین ماه است. بنا به اعتقاد آنان سین در جنگها یاری رسان بوده و سبب پیروزی آنها میشده است.
پیکر پادشاه با خطوط کندهکاری شده میخی پوشانده و سطرها بهوسیله یک خط افقی از همدیگر متمایز شدهاند.
متن کتیبه از فتح ایلام و لرستان به وسیله آشوریها حکایت میکند اما از آنجا که این اتفاق به طور گسترده دو بار در زمان دو پادشاه آشوری به نامهای سامی سارگن دوم (۷۲۲ ـ ۷۰۵ ق.م) و آشوربانیپال (۶۶۸ ـ۶۲۷ ق.م) افتاده و از سوی دیگر بخشهای زیادی از کتیبه که شامل نامهای خاص بوده آسیبدیده است، بهدرستی مشخص نیست که کتیبه گل گل مربوط به کدام فاتح آشوری است، اما آنچه از متن این کتیبه بر جای مانده و خوانده شده، اینگونه است:
به آشور(1) و خدایان(بزرگ) که به طرفداری شاه محبوب آنها ایستاده و چیره شده بر زمینهای دشمنانش...شاه جهان... پسر... آشور پدر خدایان مرا نامزد کرد برای پادشاهی در رحم مادرم...انلیل(خدای باد) مرا برای تسلط بر روی زمین و مردم فرا خواند. سین(خدای ماه) و شماش(خدای خورشید) با هم شگونهایی که سبب سعادت بودند در مورد بنیاد فرمانروایی من فراهم ساختند. نبونید و مردوک (2 تن دیگر از خدایان) مرا بصیرت وسیع و فهم عمیق بخشانیدند. خدایان بزرگ از راه لطف در محفل خود مرا بر روی تخت شاهی پدرم گذاشتند.
آنها تسلط بر روی زمین را به من واگذار کردند.... آنها بیرون رفتند ...من به جای نهادم این سنگ نوشته را برای ترغیب شاهان و پسران من (که) در آینده امیری در میان شاهان پسران من باشد. آنها را آشور و خدایان بزرگ برای تسلط بر روی زمین و مردم نامزد کند.
این ستون و تحسین خدایان بزرگ را ببیند و باشد که به تدفین آن بپردازد و قربانیها بکند اما آنکه آن مجسمه را از جای آن بردارد آشور و خدایان بزرگ و آن عده که روی این ستون نام برده شدند با نظر خشم به او نگاه کند. باشد که به طرفداری او در یک برخورد سلاحها در میدان جنگ برخیزند و باشد که آنها او را راهنمایی نکنند ... باشد که آنها هم حکم شاهی او را براندازند و باشد که آنها نامش و نژادش را در زمین ضایع کنند.
سیمیندخت گودرزی
پانوشت:
1 ـ آشور در اصل نام یک ربالنوع است که معتقدان به آن، نام سرزمینشان را با نام آن خدا یکی کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: