به گزارش فارس، شهید سیدمحمد صنیع خانی، در روز پانزدهم دی ماه سال 1332 در شهرستان قم به دنیا آمد. در دوره کودکی به همراه پدرش در مراسم دینی و مذهبی شرکت می کرد.
در سال 1353 وارد مبارزات سیاسی بر ضد رژیم پهلوی شد. وی از سال 1354 تا پیروزی انقلاب، حداقل چهار بار دستگیر شد و به زندان افتاد. در سال 1355 به همراه خانواده به تهران عزیمت کرد و در محله نازی آباد ساکن شد.
وی موسس کمیته انقلاب اسلامی در نازی آباد بود. در اواخر سال 1358 وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.
او مسئولیت تاسیس «ستاد مبارزه با مواد مخدر کل کشور» را بر عهده گرفت و چندین باند بزرگ مواد مخدر را در تهران شناسایی و منهدم کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، مرکز اعزام نیرو در سپاه را تشکیل داد و خود در فاصله بیست روز از آغاز جنگ وارد جبهه شد.
شهید صنیع خانی بنیان گذار و فرمانده ترابری سپاه بود.
در عملیات کربلای 8 و بندر مهم فاو با ایجاد سرعتی چشم گیر در جابجایی نیروها و تجهیزات رزمی، ایجاد یک باند مهم مراسلاتی از طریق قایق های عاشورا و تاسوعا در اروند و ساخت جاده های ارتباطی در جبهه و سنگرهای رزمندگان سهم به سزایی در به انزوا کشیدن دشمن متجاوز داشت.
برابر اسناد موجود؛ او تنها در شلمچه، در یک شب دو هزار وسیله سنگین را با رعایت همه جوانب حفاظتی و استتار کامل به خطوط مقدم رساند.
ترابری سپاه با وجود او یک ستاد عملیاتی بودکه در تمامی اوقات شبانه روز آماده ارائه خدمات به جبهه و پشت جبهه بود.
کارهایی که محمد صنیعی و یارانش انجام می دادند بسیار خیره کننده بود.
پس از بمباران پل قطور و تخریب آن و قطع ارتباط شبکه راه آهن ایران – ترکیه و اروپا، که از ابعاد سیاسی و اقتصادی برای کشور بسیار حساس بود، بلافاصله وارد صحنه شد و در مدت کوتاهی با یک ابتکار حرفه ای، مسیری جدید در کوه ساخت و با استقرار تجهیزات، کالاهای هردو طرف مسیر را به طرف مقابل می رساند.
اگر سیل و یا زلزله ای در کشور زخ می داد، اولین فردی که برای امداد و کمک رسانی در ذهن مسئولین عالی نظام تداعی می کرد؛ سید محمد بود. او در ساخت حرم و حسینیه امام خمینی نقش چشمگیری داشت. آخرین مسئولیتش؛ قائم مقامی بنیاد تعاون سپاه بود.
حضور مستمر در صحنه های جنگ و مدیریت پشتیبانی او در زیر انبوه بمب های شیمیایی، خمپاره ها، ترکش ها و .... زخم های عمیقی را بر پیکر او وارد ساخته بود. او در عملیات والفجر8 (فتح فاو) شیمیایی شده بود و سال های بعد از جنگ چندین بار در داخل و خارج از کشور به درمان پرداخت.
سید محمد سال ها در و رنج ناشی از مجروحیت را تحمل کرد و در نهایت در روز چهاردهم شهریور ماه سال 1374 به فیض شهادت رسید. آن فرمانده مجاهد و مخلص ایران اسلامی در جوار حرم حضرت امام خمینی به خاک سپرده شد.
آنچه می خوانید بخشی از خاطره ای است که برادر شهید صنیع خانی سید علی صنیع خانی اظهار داشته است:
آخرین روزهای حیات سید محمد سپری می شد، پزشک معالجش می گفت؛ حداکثر 15 تا 30 روز دیگر زنده می ماند و امیدی به درمانش نیست.
باید به لندن می رفتم و برادرم را به کشور بازمی گرداندنم. هنگام عزیمت برای روز مبادا سفارشهایی را به برخی از دوستان نمودم و از آن جمله کلید منزل سید محمد را به آقای غیاثی(از دوستان شهید) دادم و نشانی محل آلبوم های عکس سید محمد را هم به اطلاعش رساندم تا درصورتی که احتیاج به چاپ عکس و اعلامیه باشد تصاویر شهید در اختیارشان باشد.
پس از مراجعت و گذشت 14-13 روز بستری سید محمد دربیمارستان ساسان و شهادت آن بزرگوار، شبانه پوستر و عکس های آقا سید محمد چاپ و قاب شده بود.
چندین قاب را روی حجله های روبروی منزلشان نصب گردید. مادرم با مشاهده عکس نصب شده روی حجله ناگهان به گریه افتاد و با حالتی متعجب گفت:
«این عکس کجا بوده؟»
گفتیم: چطور؟
گفت: روزی در ویلای گلشهر سید محمد به دیدنم آمد و این عکس را قاب کرده و به من داد و گفت: «این عکس حجله من است».
گفتم این چه حرفی است که می زنی؟ سید محمد گفته بود به هر جهت یک روز باید از این دنیا برویم و ما هم منتظر آن روز هستیم.
اما حکایت عکس قاب شده سید محمد بدین قرار بود که در دوران جنگ یکی از مشکلات شهید صنیع خانی و ترابری سپاه در مورد تهیه پوستر و تصاویر رانندگانی که به شهادت می رسیدند و از آنها عکس وجود نداشت.
سید محمد دستور داده بود از همه همکارانش عکسی گرفته شود تا در زمان شهادت هر یک مشکل عکس نداشته باشند و حجله شهدا با تصویرشان برپا شود.
اما همان عکسی که سید محمد در دوره جنگ به نیت حجله شهادتش گرفته بود و به مادرش نشان داده بود، پس از شهادتش توسط دوست و همرزمش آقای محمد ساربان نژاد، از میان سه عکس انتخاب و چاپ شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم