در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی از این پیامها اجتماعی و اخلاقی هستند و برخی تلاش میکنند مفاهیم عمیقتری را به مخاطب عرضه کنند که جدیترین آنها پیامهای اخلاقی است که ریشه در دین ما یعنی اسلام دارد که اساس و پایه آن را قرآن کریم مشخص میکند.
آثاری که این مضامین را محور داستان خود قرار میدهند باید با حساسیت ویژهای تولید شوند تا بتوانند مخاطب را با شخصیتهای مثبت و پیام محتوایی خود همراه کنند.
سریال «سقوط یک فرشته» که ماه رمضان امسال از شبکه یک سیما روی آنتن رفت داستانی داشت که وام گرفته از مفاهیم دینی بود. در نگاه اول شاید بسیاری از مخاطبان سقوط یک فرشته، شیطان و وسوسههای او به بدی را اصل داستان میدانند اما اگر با دقت بیشتری داستان این سریال را بررسی کنیم به این نتیجه میرسیم که اصل داستان«قرآن» است. از زمانیکه قرآن از امامزاده به سرقت میرود، نفوذ شیطان هم به آدمهای محله بیشتر میشود. این نشاندهنده این است که برای محفوظ ماندن از حیلهها و وسوسههای شیطان همیشه باید گوش به کلامالله داشت. اما آیا واقعا مردم محله با قرآن مونس بودند؟ جواب این پرسش را حاجآقا توسلی (داریوش کاردان) در قسمت آخر سریال وقتی که از سفر برگشت و محله و امامزاده را به هم ریخته دید در جمع مردم گفت. گفته او را میتوان پیام واقعی سریال سقوط یک فرشته تلقی کرد. حاج توسلی قرآن به دست به میان مردم آمد و گفت: مردمی که قرآن امامزاده را در مراسم عزا و عروسی خود مورد استفاده قرار میدهید! قرآن را باید خواند و سخنان آن را عملی کرد. قرآنی که داخل صندوقچه باشد، فایدهای ندارد. اگر قرآن را بخوانید متوجه میشوید که غیبت، تهمت و قضاوت درباره دیگران نهی است و شر به وجود میآورد و.... (نقل به مضمون).
قرآن را باید خواند، باید به آن عمل کرد. قرآن کتاب تزئینی نیست که در موزه یا لب طاقچه از آن نگهداری کرد. قرآن راه زندگی را نشان میدهد. حاج توسلی در انتهای سریال کلید امامزاده را به «فاطمه» داد، چون او زمانی که شیطان به محله و آدمهایش تسلط پیدا کرده بود، تنها کسی بود که آیات خداوند را زیرلب زمزمه میکرد و تنها کسی بود که به یاد میآورد پدرش چگونه با ریتمی خاص و بدیع در کودکی قرآن را به او و سارا آموخته بود. سارا اما به بیراه رفت، چون قرآن را فقط از حفظ کرده بود اما فاطمه تلاش میکرد آن را در زندگی روزمره عملی کند. وقتی شیطان در لباس آدمی مذهبی سراغ فاطمه آمد، او مدام این پرسش را مطرح میکرد که چرا من باید با شما همکلام شوم، چون خداوند این کار را نهی کرده است اما اجبار، فاطمه را به این رابطه نزدیک میکرد. فاطمه در آخرین دقایق همنشینی با شیطان، نامالله را بر زبان آورد و شیطان ناپدید شد. او تصادف کرد و تا پای مرگ رفت اما زنده ماند و رستگار شد، چون با قرآن و کلامالله رفاقت قلبی داشت.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: