در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از پلاتوهای ابتدایی و آنونسهایی که از این برنامه روی آنتن رفت، معلوم شد شاهد یک اتفاق مهم در حوزه برنامههای اجتماعی هستیم؛ برنامهای با اجرا و دیدگاهی متفاوت از نسل سومیهای درس خوانده، باهوش و البته سختکوش انقلاب که نظرهای بسیاری را به خود جلب کرده است. از شاخصههای اصلی این برنامه، جوان بودن گروه ساخت است. تهیهکننده، مدیر تولید، تیم پژوهش و حتی تدوینگران این برنامه همگی بچههای دهه 60 هستند.
گره، سبک و الگوهای زندگی و عوامل اثرگذار برآنها را به نقد میکشد و در پی یافتن سبکی سازگار با فرهنگی اسلامی ـ ایرانی است.
ساخت تمدن اسلامی در برابر غرب
حسین افشار، تهیهکننده در ارتباط با برنامه میگوید: نقش مجری در یک برنامه بسیار موثر است و تمام تلاش ما این بود که یک مجری پویا، جوان و در عین حال متفاوت برای برنامه انتخاب کنیم و از مهمترین عناصر ساخت برنامه گره بود، چرا که وی حاصل تلاش همه گروه را اجرا میکند.
افشار میافزاید: موضوع سبک زندگی با این که اهمیت دارد، اما تاکنون کمتر کسی به آن پرداخته است.
ما نسل پرورش یافته انقلاب هستیم که فکرمان نشات گرفته از اندیشههای بنیانگذار انقلاب است. لذا تلفیق شدن فضای اسلام با غرب را نمیپسندیم و معتقدیم باید به اصل و ریشه خود برگردیم و به همان آرمانهایی که ابتدا برایمان مطرح بوده یعنی نه شرقی و نه غربی رجوع کنیم. یکی از دغدغههای ما این است که اسلام سبک زندگی مردم ایران را بسازد نه غرب.
افشار به واسطه ساخت چند مستند در کشورهای غربی از تجربهاش چنین میگوید: غربیها نیز در ارتباط با بنیانهای فرهنگی و تمدنی خودشان دچار مشکلاتی جدی هستند که نمیتوانند در نهایت انسان را به مسیر درستی که غایت یک انسان کامل است، برسانند. ما باید غرب را به گونهای نقد کنیم که برای آینده انقلابمان سازنده باشد.
افشار با تاکید بر این که تغییرهای زیادی از قبیل معماری و ساختمانسازی روی سبک زندگی مردم تاثیرگذار است، اشاره میکند: در برنامه گره، یکسری الگوها را برای مواردی که مدنظرمان بود ارائه کردیم. البته ادعا نمیکنیم که این الگوها کامل یا بدون نقص هستند، ولی تا حد ممکن سعی شده با مطالعه و تحقیق، الگوهایی را ارائه کنیم که با تمدن اسلامی منطبق باشند. قصد ما این بوده است که برنامه در ایجاد عزم ملی در جهت تغییر ساختارهای کنونی اثر بخش باشد. غرب بر شیوه زندگی افراد ملل مختلف تاثیرات بسیاری گذاشته است. در کشور ما تا حدودی در برابر ذات مدرنیته که برخاسته از روح حاکم بر غرب است مقاومت شده، در حالی که مدرنیته مسیر خود را از راه سبک زندگی پیش گرفته است.این مسیر و روش مصداقی است برای مفهوم جنگ نرم که بر این مقاومت غلبه کند. در وضعیت کنونی، برای مقابله با این نفوذ نمیتوان و نباید از خود ابزار مدرنیته استفاده کرد. مفهوم سبک زندگی ای که در گره به آن میپردازیم حکایت از مواجهه فوق دارد.
آیا وقت آن نرسیده ما در مسیر انقلاب اسلامی قرار بگیریم؟ آیا سبک زندگی ما که ترکیب بی منطقی از الگوهای غربی، ویژگیهای ایرانی و آموزههای اسلامی است نیازمند بازنگری نیست؟ آیا وقت آن نرسیده مردم، نخبگان و مسوولان ـ که هر کدام نقشی اساسی و انکار ناپذیر در ایجاد این مسیر، اصلاح و ترسیم آن دارند ـ اقدامی جدی انجام دهند؟
اینها سوالاتی است که در گره طرح میشوند و به دنبال پاسخ برای آنها هستیم.
سبک زندگی با پشتوانه پژوهشی
مهدیه محور، کارشناس ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مدیر تحقیق و پژوهش گره است. وی میگوید: قبلا تجربه فعالیت در فضای رسانه مکتوب و نشریات را داشتم و پژوهش برای کار تلویزیونی را با گره شروع کردم. خرداد 89 از سوی آقای افشار، تهیهکننده برنامه برای مدیریت تیم تحقیق و پژوهش یک برنامه انتقادی ـ اجتماعی در شبکه 3 دعوت به همکاری شدم. از آنجا که تجربه چنین کاری را نداشتم و تا جایی که من اطلاع دارم در صداوسیما هم تجربه مشابهی به این شکل وجود ندارد، تقریبا یک ماه جلسات متعددی با آقای افشار داشتیم تا جزئیات کار مشخص شود. برایم مهم بود که این فعالیت تا چه میزان در جهت دغدغه و تخصص من است و بعد از آن مسوولیت کار را قبول کردم. محور در ارتباط با برنامه میگوید: گره ابتدا هویتی با نام گره نداشت. تقریبا فرصتی 6ماهه از شبکه گرفته بودیم تا محتوای برنامه توسط تیم پژوهش شکل گیرد. جالب اینجاست که در قالب رسانه، تعریف یک فرصت پژوهشی برای برنامه وجود نداشت و با چانه زنیهای تهیه کننده برنامه این اتفاق محقق شد. جالبتر اینکه وقتی با بعضی دوستان تهیهکننده صحبت میکردیم به عدم ضرورت وجود تیم پژوهش در برنامههای تلویزیون اشاره میکردند که استدلالهایشان از اقتضای رسانه و... حکایت داشت که البته این دلایل انگیزه ما را در تقویت تیم پژوهش روز به روز بیشتر میکرد. وی به نحوه تحقیقات تیم پژوهشی گره اشاره میکند: کار پژوهشی برنامه از اوایل تیرماه به صورت تمام وقت با همراهی دوستان شروع شد. ابتدا طرح محتوایی برنامه را ترسیم کردیم. از آنجا که سبک زندگی ایران معاصر ترکیبی از فرهنگ غرب، ایرانی و سنت و شریعت اسلام است، لازم بود جایگاه هرکدام مشخص شود. در باب غرب شناسی تقریبا پژوهشهای خوبی صورت گرفته بود، اما نه در حوزه سبک زندگی. مطالعه این پژوهشها به ما در تولید محتوای جایگاه غرب در سبک زندگی ایران معاصر کمک میکرد. مدیر پژوهش برنامه مشکل اساسی برای ساخت این برنامه را فرصت کوتاه برای تحقیق عنوان میکند و میافزاید: در واقع در ابتدای کار تصور میشد که در این فرصت کوتاه پژوهشی قرار است تیم به گردآوری محتواهای تولید شده در زمینه سبک زندگی بپردازد، اما مدتی بعد از شروع کار، با مبناهایی که وجود داشت به تولید محتوا در 3 مقوله جایگاه غرب، اسلام و فرهنگ ایرانی در سبک زندگی ایران معاصر با توجه به ابعاد فردی ـ اجتماعی و جایگاه رسانه و مطبوعات پرداختیم. در فاز بعدی، پژوهش در زمینه مولفههای سبک زندگی از قبیل پوشش، اخلاق اجتماعی، تغذیه، کار و زندگی اقتصادی شروع شد و مجموعهای در این زمینه آماده و بعد از آن برنامه وارد فاز تولید شد.
مصداقهای مؤلفههایی که در بخش اول به آن رسیده بودیم به منظور تولید برنامه انتخاب شدند؛ مصداقهایی چون بازی کامپیوتری، روانشناسی موفقیت، فست فود و مهدکودک. مصداقهایی که هرکدام یک تا 2 برنامه از گره را به خود اختصاص داد. در ادامه نیز پروندههایی که در واقع بار نظری بیشتری داشتند و بسترهای سبک زندگی موجود را شکل میدادند به موضوعات گره اضافه شدند. این پروندهها، موضوعاتی مانند برنامه فرهنگ ملی و سنت و مدرنیته را شامل میشدند.
محور در ارتباط با تیم پژوهشی برنامه اینطور توضیح میدهد: پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که تیم پژوهش گره وامدار راهنماییها و مشاوره بسیار ارزشمند و مفید استاد بزرگوار و دلسوز دکتر حسامالدین آشناست. تیم پژوهش ما ابتدا با 3 گروه به صورت موازی شروع به کار کرد. گروه اول خانمها ریحانه نادرینژاد و محبوبه علیتنه، کارشناسان ارشد علوم اجتماعی که بخش غربشناسی در سبک زندگی را کار میکردند، گروه دوم از مدرسه قرآن دانشجویی با مسوولیت آقای چیتچیان، محتوای سبک زندگی اسلامی را از مفاهیم قرآن استخراج کردند و گروه سوم با مسوولیت خانم سمیه احمدی از بیانات رهبر معظم انقلاب سبک زندگی مطلوب در ایران معاصر را در مولفههایی که عرض کردم به دست آوردند. فعالیت این سه گروه، در پیش تولید محتوایی برنامه بود. از مهرماه که کار پژوهش برنامه به تولید نزدیکتر شد، گروه پژوهش گره به صورت تخصصیتر از دوستان رشتههای مرتبط به رسانه استفاده کرد. در حال حاضر مریم بورقانی فراهانی کارشناس ارشد رسانه، الهه فلاحنژاد دانشجوی جامعهشناسی، فاطمه داوودی کارشناس ارتباطات، بهاره امینی دانشجوی ارتباطات و خبرنگار، تیم پژوهش گره را تشکیل میدهند.
تیم پژوهش مجموعه محتوایی که شامل پیشنهادهای تولیدی برای آیتمهای برنامه، مقالات مرتبط با موضوع برنامه (دیدگاه موافق با رویکرد برنامه و مخالف) را آماده میکند و به سردبیر اجرایی برنامه تحویل میدهد. از آنجا که مسوولیت انتخاب و دعوت از کارشناس نیز با گروه پژوهش است ابتدا فهرست پیشنهادی از تعدادی کارشناس (حدودا 9 تا 10 نفر) که در حوزه مربوط با موضوع برنامه کار کردهاند تهیه میشود. با توجه به محتوایی که برنامه نیاز دارد از یک تا 2 نفر از این استادان برای حضور در برنامه دعوت میشود.
با توجه به نام خاص این برنامه، چگونگی انتخاب این نام را جویا میشوم. محور می گوید: تقریبا یک لیست سیچهلتایی از نامهای پیشنهادی داشتیم. برای من گره نامی بود که حکایت از دغدغههایی میکرد که به ساخت برنامه منجر شده بود. در واقع گره بیانگر ملغمه موجود در سبک زندگی معاصر است گره خوردن سبک زندگی غربی با اسلامی و ایرانی از طرف دیگر، تلاش برای باز کردن گره نیز مسیری بود که تصمیم داشتیم در برنامه دنبال کنیم. در ضمن در جامعهشناسی نیز نظریه ای به نام گره هست. خلاصه این نظریه میگوید در جامعه افراد در عین حال که به هم مرتبط هستند با ساختارها نیز درگیرند و وقتی در یک جامعه تغییری اتفاق میافتد افراد برهم و بر ساختارها تاثیر میگذارند. وی در ارتباط با میزان اثرگذاری این برنامه در جامعه میگوید: به نظر من اگردر یک برنامه تلویزیونی فرم و محتوا به درستی و دقت بازتولید شوند، به خوبی خواهند توانست یک پیام را که محتوای غنی دارد، انتقال دهند و تاثیر خود را بر افراد بگذارد. گره با پشتوانه پژوهشی و تولیدیاش تلاش میکند محتوای خود را ـ که انتقاد به سبک زندگی موجود و تلاش برای ترسیم سبک زندگی مطابق با ایران اسلامی باشد ـ از طریق قاب تلویزیون انتقال دهد.
اینکه در رسیدن به هدف تا چه میزان موفق بودیم 2 جنبه دارد. از یک طرف به انتظارات ما از این برنامه برمیگردد و از طرف دیگر به انتظار مخاطب و تاثیری که بر مخاطب گذاشته است. به هر حال انتظار ما از برنامه و تلاشمان در ساخت آن بسیار بیشتر از چیزی است که نشان داده میشود. اقتضائات رسانه ملی پاسخگوی بسیاری از انتظارات ما نبود. کنداکتور نا منظم شبکه 3 و اصلاحاتی که در بازبینی آیتمها توسط پخش سازمان صورت میگیرد، تا حدودی در بین وضع مطلوب یک برنامه انتقادی و وضع موجود فاصله میاندازد. اما انگیزهای که مخاطبان برنامه به ما میدهند کمک میکند استوارتر از قبل قدم برداریم.
گرههای اجتماعی به روایت نسل سوم انقلاب
مهدی مطهر، مدیر تولید برنامه فوقلیسانس علوم سیاسی دارد و از افراد مهم و هستههای اولیه گره به شمار میآید. او در ارتباط با گروه تشکیلدهنده این برنامه میگوید: ابتدا قرار بود یک برنامه پرحاشیه اجتماعی ساخته شود. تیم سازنده گره نیز جوان و تحصیلکرده است همگی از نسل سومیهای انقلاب به شمار میآیند و این یکی از شاخصههای برنامه است. البته علیرغم جوان بودن گروه، همگی تجربههای بسیار خوبی دارند و از لحاظ علمی نیز در وضعیت مناسبی هستند. همه اعضا نیز قبلا کارهای متفاوتی را در زمینههای مختلف انجام دادهاند. وی در ارتباط با نام برنامه میگوید: ابتدا نام «تنفس» برای این برنامه پیشنهاد شد، اما پس از همفکری برای انتخاب اسم به «گره» رسیدیم که البته نامی چند وجهی است و از زوایای مختلف میتوان به آن نگاه کرد. مطهر در ارتباط با برنامه میگوید: در واقع این برنامه شکوائیه و بیانیه نسل سوم انقلاب است به آن دسته از نسل اولیهایی که انقلابی و آرمانی باقی نماندند. کسانی که به علتهای مختلف محافظه کار شدند یا به زندگی مدرن تن دادند. ما معتقدیم نباید از زندگی نه شرقی و نه غربی دور بیفتیم. ما دلبسته انقلاب هستیم و انحرافات را بر نمیتابیم. وی بر این باور است که فقط نقد کردن مردم یا مسوولان کافی نیست، بلکه مشکلات ما باید ریشهای حل شوند، لذا اگر سبک زندگی ما تغییر کند خیلی از رفتارها، منشها و حتی اندیشهها هم تغییر میکنند. زندگی آدمها از مهدکودک رفتن و بازی بچهها و... همه میتوانند بر آینده تاثیر بگذارند. لذا هدفمان را به گونهای انتخاب کردیم که ریشهای مشکل را حل کند و این بهتر است تا برنامهای که آنچنان روی مسائل عمیق حرف بزند که مردم نپذیرند یا فقط مسوولان را مورد خطاب قرار دهیم، چون معتقدیم مسوولان آنچنان دستشان باز نیست تا بتوانند تغییرات شگرف ایجاد کنند. لذا فکر کردیم وارد شدن در این محدوده بهتر باشد.
مطهر در ادامه میافزاید: موضوعات زیادی مدنظرمان بود از جمله بحث تاثیر سرگرمیها، بازیهای کامپیوتری، رسانه و... بر سبک زندگی که به علت کمبود وقت نتوانستیم به آنها بپردازیم. موضوع سبک زندگی با وجود ساده بودنش بسیار مهم است، مثلا برجینسکی میگوید ما شوروی را با فرهنگ همبرگر و پپسیکولا به فروپاشی کشاندیم. یک استراتژی فوقالعاده مهم، نوع غذا خوردن و فست فودها هستند که میتوانند بر زندگی مردم تاثیر بگذارند. یعنی همین چیزهای پیش پا افتاده که مردم فکر میکنند مهم نیستند.
او در ادامه می گوید: ما مدعی نیستیم که با این برنامه همه گرهها باز میشوند، ولی میگوییم میتوان بسیاری از نگاهها را تغییر داد، خیلی از چیزها را غرب به ما تحمیل کرده است و اکنون فکر میکنیم حتما باید آنها را انجام دهیم، در صورتی که اینگونه نیست. گره، فضایی را باز میکند که میگوید متفکران، مردم و مسوولان ما میتوانند به گونه دیگری فکر کنند. به عنوان مثال ما میگوییم میتوان رستوران زد، ولی این رستوران فست فود نباشد یا حرف گره در حوزه اشتغال زنان این است که زنان سر کار بروند ولی مجبور نباشند طبق یک ایده تحمیل شده غربی، بچههایشان را به مهد کودک بفرستند. بلکه راه حلی برای آن پیشنهاد میکنیم که هم از لحاظ هزینه برای خانوادهها به صرفه باشد و هم از لحاظ تربیت بچهها مفید.
وی در ادامه به این موضوع اشاره میکند: متاسفانه الگوی سبک زندگی ما تغییر کرده است و درحالحاضر نه اسلامی است، نه ایرانی بلکه ملغمهای است که نمیتوان در مورد آن حتی بحث کرد. ما معتقدیم باید فضایی را آماده کنیم که بگوییم گره کار این است که تکلیف ما با سبک زندگیمان معلوم نیست و در گرههای بعدی به راهکاری برای حل این مشکل بپردازیم. وی در ارتباط با مخاطب برنامه میگوید: ما برای ساخت این برنامه نمیخواستیم فضا آنقدر انتزاعی باشد که مردم آن را پس بزنند یا آنقدر کلیشهای و دم دستی که فقط مخاطب داشته و خالی از محتوای مهمی برای بیننده باشد.
به همین خاطر یک زبان بینابینی انتخاب کردیم که هم قابل فهم برای مردم باشد و هم پیکان اصلی بحث به سمت متفکران و اندیشمندان ما. همچنین ما تفکیکی بین اسلامی و ایرانی قائل نیستیم و معتقدیم که این دو ابتدا با هم بوده و اکنون هم مرتبط با یکدیگر هستند. وی درخصوص تعریف سبک زندگی میافزاید: نگاههای مختلفی در این زمینه وجود دارد، ولی آنچه مسلم است در سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی حیا، عفت، غیرت، مردانگی، تواضع، دینداری، خانواده و مهمانی و آداب و رسوم درست در آن حرف اول را میزند، ولی اینکه چگونه باید به اینها برسیم هنوز جای کار و تحقیق دارد. در تمدن کهن ما چیزهای بسیار قابل اعتنایی وجود دارد، از جمله نوع نورپردازی منازل توسط شیشههای رنگی، سکوهایی که دم در برای استراحت مرد خانه در نظر گرفته میشده تا هنگامی که خسته از راه میرسد آنجا استراحت کند و تخلیه روحی شود و با رویی گشاده وارد منزل شود، حتی کلونهای در مشخص میکردند که فرد پشت در زن است یا مرد و به این ترتیب تا حد زیادی رعایت حیا میشده است، ولی در سبک زندگی کنونی در خانهها مشاهده میشود که اکثرا با سبک اپن ساخته شدهاند و به این ترتیب حریمی برای زن در قسمتی از خانه که باید در آن راحت باشد، در نظر گرفته نمیشود و... خیلی از سنتهای خودمان را فراموش کردهایم و دیگر زیستی در زندگی ما به حد زیادی وجود دارد. از همه جای دنیا در فرهنگ ما دست بردهاند، ولی آنچه را خودمان بودهایم و باید باشیم، نیستیم. وی در پایان به این موضوع اشاره میکند: البته باید برداشتههای خودمان هم تمرکز کنیم و بتوانیم در این مسیر از آنچه داریم بهترین استفاده را ببریم.
مفهوم سبک زندگی میتواند شاه کلید خوبی برای برنامهسازی در حوزه اجتماعی باشد، چون در یک جامعه، سبک زندگی افراد بروز اعتقادات، سلایق، چگونگیگذران اوقات فراغت و... است. در واقع سبک زندگی افراد یک جامعه آینه تمام نما و تبلور بیرونی ویژگیها، خلقیات و تفکرات افراد یک جامعه است. این موضوعی است که بخوبی از سوی این تیم جوان مورد توجه قرار گرفته است. به نظر میرسد این اتفاق در رسانه، شروع بسیار خوبی است.
هاجر یاراحمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: