ساعت 5 بعد از ظهر است ، شهلا تماس می گیرد و می پرسد دادگاه چطور بود، خوب دفاع کردم؛
چرا اظهارات قبلی خود را پس گرفتی؛
من اظهارات و اعترافات قبلی خود را قبول ندارم.
اما اسناد آن موجود است.
برای من اهمیتی ندارد، من حرفم را در دادگاه زدم.
اگر قاتل نیستی چرا قتل را گردن گرفتی؛
بخاطر ناصر، او به من گفت : ترا به خدا آبروی 30 ساله ورزشی مرا نبر، خانواده لاله آنقدر عصبانی هستند که به من اجازه نمی دهند به سرخاک لاله بروم ، نمی دانم چه اتفاقی بود که افتاد و من قربانی علاقه به ناصر شدم.
اما ناصر در خواست قصاص کرد
بله ، می دانستم ، شاید باور نکنید ، علاقه ام به او بیشتر شد من دختر کینه ای نیستم و هیچ نفرتی نسبت به هیچکس ندارم. اکنون احساس آرامش خاصی دارم چون قاتل نیستم.
قاتل کیست؛
چرا از من می پرسید، این را باید از قاضی و پلیس سوال کنید.
قاتل در حال حاضر برای خودش می گردد و می خندد.
اما صحنه جنایت را بازسازی کردی.
ذهنی بود.
اما خیلی دقیق بازسازی شد.
به خاطر فیلمی بود که دیدم.
کدام فیلم؛
فیلمی که به خانه ام انداخته شده بود.
این فیلم کجاست؛
نمی دانم آن را از بین بردم.
برای دومین بار است که اعترافات خود را پس می گیری.
بله ، اما دیگر پس نمی گیرم.
چرا؛
من تحت فشار روحی بودم که اعتراف کردم.
نزد قاضی که فشار روحی نبود.
درست است من از قاضی تشکر می کنم و حتی از افسر پرونده ام.
حافظه خوبی داری.
همه می گویند محال است چیزی را فراموش کنم.
امروز (روز دادگاه) چه احساسی داشتی؛
فکر می کردم خانواده لاله در حقم جوانمردی کنند. من فریب خوردم.
فریب چه کسی را؛
فریب همه را
منظور از همه؛
ناصر، خودم ، اطرافیان ، همه.
عرفان و محمد را دیدی؛
بله ، دلم برایشان سوخت ای کاش لاله زنده بود.
چند سال است که با ناصر مخفیانه زندگی می کردی؛
13 سال داشتم که از خلیج (جاده کرج) به دنبال محمدخانی به شهر ری رفتم و چون طرفدار تیم بودم ، شماره تلفن خود را به او دادم ، اما تماس نگرفت ، چند روز بعد در میدان آزادی حمید درخشان را دیدم و از او خواستم تا به محمدخانی بگوید با من تماس بگیرد.
تماس گرفت؛
بله. او به من گفت در مملکت گرگ زیاد است و مراقب خودم باشم ، از او خوشم می آمد چون سنگین بود.
خانواده ات می دانستند؛
اوایل نه ، اما بعدها متوجه شدند.
لاله هم خبر داشت؛
بله ، او هم می دانست اما شاید به روی خودش نمی آورد.
این ارتباط چند سال طول کشید؛
خیلی.
چند سال؛
فکر می کنم ، 10 و یا 11 سال.
امروز به چه نتیجه ای رسیده ای؛
به پوچی ، به این که هیچ کاری نکرده ام ، ناصر هم در حق من نامردی کرد، او می داند این تاوان دوست داشتن است که می دهم.
فقط یکی از اتهامات را قبول کردی؛
بله.
کدام اتهام بود؛
خرید مواد مخدر در 2 نوبت برای ناصر.
چرا خودش خریداری نمی کرد؛
من نمی خواستم ، او یک ورزشکار مطرح بود و نباید انگشت نما می شد.
وقتی با ناصر آشنا شدی همسر داشت؛
نه ، ولی بعد از چند سال ارتباط ما قطع شد و بعد فهمیدم که ازدواج کرده.
هنوز با او در تماس هستی؛
بله از زندان با او تلفنی صحبت می کنم.
شهلا کیست؛
یک قربانی ، یا به عبارتی قربانی ناصر و یک علاقه نافرجام.
فکر می کنی چه حکمی برایت صادر شود؛
نمی دانم ، اگر قبول کنند که من نکشته ام ، مجازات سختی نخواهد بود.
در غیر این صورت مجازات قصاص خواهد بود.
قاضی جعفرزاده دقایقی پس از برگزاری دادگاه و باتوجه به انکار اعترافات از سوی شهلا به خبرنگار ما می گوید: متهم در چندین مرحله اعتراف و سپس جرم را انکار کرده است.
وی می گوید: پس از برگزاری آخرین جلسه از دادگاه ، یک هفته بعد حکم صادر خواهد شد. وی می گوید: برخی از اظهارات شهلا حکایت از آن دارد در شرایط روحی خاصی قرار داشته و همه این اظهارات ، در صورتجلسه ای ثبت شده است.
وی گفت : این پرونده علاوه بر شهلا چندین متهم دیگر دارد که به جرایم مربوط به آنان به صورت غیرعلنی رسیدگی خواهد شد.
قاضی جنایی گفت : اسناد و مدارک معتبری وجود دارد و پس از بررسی و ارائه دفاعیات از سوی وکلای مدافع حکم قصاص صادر خواهد شد.