گفت و گو با «شهلا» در زندان

ساعت 45/13 دقیقه روز 17 مهر ماه سال 1381، مینی بوس حامل چند دانش آموز در میدان کتابی تهران متوقف شد و 2دانش آموز خردسال با همان شیطنت های کودکانه با دوستان خود خداحافظی کردند و به سمت خانه راه افتادند.
کد خبر: ۴۲۴۸۳

برخلاف همیشه آن روز مادر پشت پنجره نبود که با لبخندهایش از بازگشت آنها استقبال کند.
عرفان و علی محمدخانی زنگ خانه را به صدا درآوردند، اما هرچه انتظار کشیدند کسی در را به روی آنها باز نکرد، خیال کودکی خود را با این تصور که مادر برای خرید رفته است ، خوش کردند.
وقتی علی در خانه را گشود و وارد اتاق شد با مشاهده جسد خونین مادرش برای لحظه ای قادر به تکلم نبود، او به همراه عرفان از خانه خارج و با فریاد از همسایه ها کمک خواستند.
با صدای فریاد این 2 کودک همسایه ها سراسیمه از خانه های خود خارج شده و با مشاهده جسد مادر این 2 کودک که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود، موضوع به پلیس 110 اطلاع داده شد و چند دقیقه بعد ماموران کلانتری 103با حضور در محل موضوع جنایت را به قاضی حسینی کوه کمره ای رئیس وقت شعبه 1601 جنایی تهران اطلاع دادند.


صحنه دردناک
قاضی کوه کمره ای که هم اکنون در دادگاه کیفری استان تهران مسوولیت رسیدگی به پرونده های قتل را به عهده دارد درخصوص حادثه و حضور در صحنه قتل به خبرنگار ما می گوید:

وقتی به محل رسیدم ، جمعیت زیادی مقابل خانه محمدخانی جمع شده بودند، حمید درخشان یکی از دوستان محمدخانی و فردی به نام حافظ در محل حضور داشتند، برخی از همسایه ها می گریستند، وارد خانه شدم ، همه جا مرتب بود و لاله در حالی که ضربات متعددی از چاقو بر بدنش نمایان بود در اتاق خواب خود به قتل رسیده بود.
ضربه آخری که به شکم مقتول اصابت کرده بود با قدرت زده شده بود، در گاوصندوق که در گوشه ای از خانه قرار داشت باز بود و وجود پول و طلا نشان می داد که هیچ سرقتی صورت نگرفته است.
افسران شعبه 10 پلیس آگاهی و ماموران تشخیص هویت تحقیقات خود را آغاز کردند و معلوم شد پیش از حضور من در محل ، عرفان و علی توسط درخشان به منزل وی انتقال پیدا کرده بودند.
قاضی کوه کمره ای گفت : نوع جنایت نشان می داد که قاتل انگیزه قوی برای این جنایت داشته است ، وجود یک لوله خون آلود و مجروح بودن انگشتان مقتول حکایت از آن داشت که میان قاتل و مقتول درگیری روی داده است.
با ارسال جسد لاله به پزشکی قانونی پرونده این جنایت برای پیگیری و تحقیق به شعبه 10پلیس آگاهی ارجاع شد و باتوجه به سفر حجت الاسلام کوه کمره ای ، مسوولیت رسیدگی به این پرونده به قاضی جعفرزاده واگذار شد.
با تشکیل تیم ویژه ای از افسران و پیگیری در این زمینه ، ماموران چند مظنون را دستگیر کردند، اما مشخص شد در زمان وقوع جنایت این افراد در محلهای دیگری حضور داشته اند.
پزشکی قانونی نیز پس از معاینه جسد اعلام کرد، چند ضربه وارده به مقتول پس از مرگ وی بوده است.


دستگیری یک مظنون
سرهنگ کشفی معاون جنایی پلیس آگاهی می گوید: پس از ارجاع پرونده فرضیه های موجود حکایت از آن داشت این جنایت با انگیزه انتقام صورت گرفته است ، لذا با بررسی وضعیت خانوادگی و شخصیتی افراد مختلف و ازجمله ناصر محمدخانی ردپای زنی به نام خدیجه - ج معروف به شهلا را مشاهده کردیم که در شمال تهران برای خود یک خانه اجاره کرده بود.
با بررسی قولنامه مربوط به اجاره محل نیز نشان داد این خانه از سوی ناصر محمدخانی اجاره شده است.
با به دست آمدن این اطلاعات ، ماموران ابتدا از محمدخانی تحقیق کردند و نامبرده عنوان نمود، شهلا همسر دوم او محسوب می شود.
با دستگیری شهلا وی نقش خود را در جنایت انکار کرد و باتوجه به دستور بازداشت محمدخانی و شهلا بار دیگر تحقیق درخصوص دستگیری دیگر کسانی که احتمال می رفت در این جنایت نقش داشته باشند، آغاز شد.


اعتراف به جنایت

 music

کشفی گفت : یک ماه پس از بازداشت شهلا و ملاقات کوتاهی که میان وی و ناصر محمدخانی صورت گرفت به یکباره وی زبان به اعتراف گشود و عنوان کرد، پس از سفر ناصر محمدخانی به آلمان از آنجایی که کلید خانه را در اختیار داشته است ، وارد خانه لاله شده و پس از مخفی شدن در این محل متوجه شده یکی از دوستان لاله به نام مهنوش نیز به همراه لاله وارد خانه شده است.
او پس از 24 ساعت مخفی شدن ، صبح هنگام وقتی دوست لاله خانه را ترک کرده به سوی لاله حمله ور و او را به قتل رسانده است.
بازسازی صحنه در پی این اعترافات قاضی جعفرزاده به همراه متهم و تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی با عزیمت به محل صحنه جنایت را تصویربرداری کردند و شهلا واقعه قتل لاله را با تمامی جزییات ترسیم کرد.
با صدور حکم قرار بازداشت موقت برای متهم از سوی قاضی جنایی تهران روز 17 خرداد یعنی 20 ماه پس از وقوع جنایت جلسه محاکمه قتل لاله در شعبه 1604 با حضور وکلای مدافع 2طرف و انبوه خبرنگاران و عکاسان رسانه ها برگزار شد.
با شروع جلسه خانواده مقتول از دادگاه درخواست قصاص کردند و حتی سکینه سحرخیزان (مادر لاله) در حالی که می گریست از قاضی خواست تا شهلا را به اتهام قتل فرزندش در میدان کتابی تهران قصاص کند.
علاوه بر این درخواست ناصر محمدخانی که از حضور خبرنگاران و عکاسان ورزشی بشدت ناراحت و عصبانی به نظر می رسید و نسبت به حضور آنها در دادگاه اعتراض داشت ، از طرف 2 فرزند خود برای قاتل همسرش یعنی شهلا درخواست قصاص کرد.


خودم هم نمی دانم
اگرچه با مطرح شدن این درخواست ، شهلا هیچ واکنشی از خود نشان نداد، در دفاعیات خود عنوان کرد، تنها گناه او علاقه به ناصر محمدخانی بوده است و لاله را به قتل نرسانده است.
در پی این اظهارات بخشی از فیلم اعترافات شهلا مقابل قاضی جنایی تهران به نمایش درآمد و شهلا با تماشای این فیلم فقط سکوت کرد.
با ختم رسیدگی به این پرونده ، ناصر محمدخانی به همراه 2 فرزند خود از دادگاه خارج شد، او در پاسخ به پرسش خبرنگار تپش مبنی بر این که درخصوص اظهارات شهلا در دادگاه چه می گوید: در پاسخ گفت: شهلا دروغ می گوید، من لاله را دوست داشتم ، نمی دانم چرا این اتفاق افتاد؛ می خواهم زندگی کنم ، آینده بچه هایم چه می شود شهلا من و خانواده ام را ویران کرد و اکنون دروغ می گوید، او بارها در تماس تلفنی خود به قتل لاله اعتراف کرده است ، اما اکنون...


وکیل پدر لاله چه می گوید؛
احمد محققی وکیل رحمان سحرخیزان (پدر لاله) به خبرنگار ما می گوید: من هنوز دفاعیات خود را مطرح نکرده ام ، ای کاش شما دست اندرکاران نشریات این موضوع را به صورت ریشه ای تحلیل کنید که چرا این جنایت شکل گرفته است.
وی در ادامه می گوید، لاله بدون آن که گناهی مرتکب شده باشد جان خود را از دست داده است و قاتل به صرف خواست نفسانی خود مرتکب این جنایت شده است.
قاتل با انگیزه های انتقام وارد خانه لاله شده و پس از مخفی شدن در این محل مرتکب جنایت شده است.
محققی در ادامه می گوید: وقتی حکم دادگاه صادر شود، حرفهای فراوانی در ارتباط با این پرونده دارم که بازگو خواهم کرد، زیرا با مطالعه پرونده به مسائلی رسیده ام که هر برگ و هر بند از آن خود یک درس عبرت محسوب می شود.


حمله به شهلا
در حال گفتگو با محققی هستیم که شهلا از دادگاه خارج می شود و همراه ماموران در حال انتقال به خودرو حامل زندانیان است.
عکاس ها لحظه ای او را رها نمی کنند، در این لحظه ، چند تن از بستگان لاله به سوی شهلا حمله ور می شوند و با الفاظی تند او را بدرقه می کنند، حضور به موقع ماموران مراقب مانع از درگیری فیزیکی می شود.
با خروج از حیاط دادسرا جمعیت زیادی در خیابان انتظار می کشند، ترافیک سنگین می شود. شهلا به خبرنگار ما اشاره می کند که از زندان با وی تماس خواهد گرفت.


تماس شهلا از داخل زندان
ساعت 5 بعد از ظهر است ، شهلا تماس می گیرد و می پرسد دادگاه چطور بود، خوب دفاع کردم؛

چرا اظهارات قبلی خود را پس گرفتی؛
من اظهارات و اعترافات قبلی خود را قبول ندارم.

اما اسناد آن موجود است.
برای من اهمیتی ندارد، من حرفم را در دادگاه زدم.

اگر قاتل نیستی چرا قتل را گردن گرفتی؛
بخاطر ناصر، او به من گفت : ترا به خدا آبروی 30 ساله ورزشی مرا نبر، خانواده لاله آنقدر عصبانی هستند که به من اجازه نمی دهند به سرخاک لاله بروم ، نمی دانم چه اتفاقی بود که افتاد و من قربانی علاقه به ناصر شدم.

اما ناصر در خواست قصاص کرد
بله ، می دانستم ، شاید باور نکنید ، علاقه ام به او بیشتر شد من دختر کینه ای نیستم و هیچ نفرتی نسبت به هیچکس ندارم. اکنون احساس آرامش خاصی دارم چون قاتل نیستم.

قاتل کیست؛
چرا از من می پرسید، این را باید از قاضی و پلیس سوال کنید.
قاتل در حال حاضر برای خودش می گردد و می خندد.

اما صحنه جنایت را بازسازی کردی.
ذهنی بود.

اما خیلی دقیق بازسازی شد.
به خاطر فیلمی بود که دیدم.

کدام فیلم؛
فیلمی که به خانه ام انداخته شده بود.

این فیلم کجاست؛
نمی دانم آن را از بین بردم.

برای دومین بار است که اعترافات خود را پس می گیری.
بله ، اما دیگر پس نمی گیرم.

چرا؛
من تحت فشار روحی بودم که اعتراف کردم.

نزد قاضی که فشار روحی نبود.
درست است من از قاضی تشکر می کنم و حتی از افسر پرونده ام.

حافظه خوبی داری.
همه می گویند محال است چیزی را فراموش کنم.

امروز (روز دادگاه) چه احساسی داشتی؛
فکر می کردم خانواده لاله در حقم جوانمردی کنند. من فریب خوردم.

فریب چه کسی را؛
فریب همه را

منظور از همه؛
ناصر، خودم ، اطرافیان ، همه.

عرفان و محمد را دیدی؛
بله ، دلم برایشان سوخت ای کاش لاله زنده بود.

چند سال است که با ناصر مخفیانه زندگی می کردی؛
13 سال داشتم که از خلیج (جاده کرج) به دنبال محمدخانی به شهر ری رفتم و چون طرفدار تیم بودم ، شماره تلفن خود را به او دادم ، اما تماس نگرفت ، چند روز بعد در میدان آزادی حمید درخشان را دیدم و از او خواستم تا به محمدخانی بگوید با من تماس بگیرد.

تماس گرفت؛
بله. او به من گفت در مملکت گرگ زیاد است و مراقب خودم باشم ، از او خوشم می آمد چون سنگین بود.

خانواده ات می دانستند؛
اوایل نه ، اما بعدها متوجه شدند.

لاله هم خبر داشت؛
بله ، او هم می دانست اما شاید به روی خودش نمی آورد.

این ارتباط چند سال طول کشید؛
خیلی.

چند سال؛
فکر می کنم ، 10 و یا 11 سال.

امروز به چه نتیجه ای رسیده ای؛
به پوچی ، به این که هیچ کاری نکرده ام ، ناصر هم در حق من نامردی کرد، او می داند این تاوان دوست داشتن است که می دهم.

فقط یکی از اتهامات را قبول کردی؛
بله.

کدام اتهام بود؛
خرید مواد مخدر در 2 نوبت برای ناصر.

چرا خودش خریداری نمی کرد؛
من نمی خواستم ، او یک ورزشکار مطرح بود و نباید انگشت نما می شد.

وقتی با ناصر آشنا شدی همسر داشت؛
نه ، ولی بعد از چند سال ارتباط ما قطع شد و بعد فهمیدم که ازدواج کرده.

هنوز با او در تماس هستی؛
بله از زندان با او تلفنی صحبت می کنم.

شهلا کیست؛
یک قربانی ، یا به عبارتی قربانی ناصر و یک علاقه نافرجام.

فکر می کنی چه حکمی برایت صادر شود؛
نمی دانم ، اگر قبول کنند که من نکشته ام ، مجازات سختی نخواهد بود. در غیر این صورت مجازات قصاص خواهد بود.
قاضی جعفرزاده دقایقی پس از برگزاری دادگاه و باتوجه به انکار اعترافات از سوی شهلا به خبرنگار ما می گوید: متهم در چندین مرحله اعتراف و سپس جرم را انکار کرده است.
وی می گوید: پس از برگزاری آخرین جلسه از دادگاه ، یک هفته بعد حکم صادر خواهد شد. وی می گوید: برخی از اظهارات شهلا حکایت از آن دارد در شرایط روحی خاصی قرار داشته و همه این اظهارات ، در صورتجلسه ای ثبت شده است.
وی گفت : این پرونده علاوه بر شهلا چندین متهم دیگر دارد که به جرایم مربوط به آنان به صورت غیرعلنی رسیدگی خواهد شد.
قاضی جنایی گفت : اسناد و مدارک معتبری وجود دارد و پس از بررسی و ارائه دفاعیات از سوی وکلای مدافع حکم قصاص صادر خواهد شد.

ناصر صبوری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها