یکی از پرافتخارترین مربیان والیبال دنیا که حالا سرمربی تیم ملی ایران است

ولاسکو : به چیزی جز حضور ایران در المپیک فکر نمی‌کنم

خولیو ولاسکو که مدتی است هدایت تیم ملی والیبال ایران را به عهده گرفته یکی از موفق‌ترین و سرشناس‌ترین مربیان حال حاضر والیبال جهان به شمار می‌رود.
کد خبر: ۴۲۴۲۹۶

همین کافی است تا بسیاری از کارشناسان بگویند حضور ولاسکو در راس کادر فنی تیم ملی می‌تواند نوید بخش موفقیت‌های آتی والیبال ایران باشد. سرمربی 59 ساله آرژانتینی‌الاصل که به همراه تیم ملی ایتالیا سال‌ها قهرمان اروپا و جهان شده، اکنون قصد دارد با والیبالیست‌های ایرانی یک بار دیگر قله‌های افتخار را فتح کند.

جالب آن که برای ولاسکو بیشتر از کار با تیم‌های بزرگ، بزرگ کردن تیم‌های معمولی اهمیت دارد. خودش می‌گوید ایتالیا هم آن زمان که او هدایتش را پذیرفت تیم بزرگی نبود، پس با ایران هم می‌تواند به چنین موفقیت‌هایی رسید. مهم تغییر ظرفیت‌هاست و ولاسکو هم برای همین به ایران آمده است. او هدف بزرگ را راهیابی به المپیک در نظر گرفته، اما سقف آرزوهایش را چیزی فراتر از آن قرار داده است. ولاسکو معتقد است رویا داشتن را نباید متوقف کرد. او با همین اندیشه‌ها آمده تا بار دیگر دست به کار بزرگ دیگری در والیبال بزند. این که موفق خواهد شد یا نه تا چند ماه دیگر مشخص می‌شود، اما با کار مستمر، انتقادپذیری، مشاوره، برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری ولاسکو، می‌توان حدس زد که آینده‌ای روشن پیش روی والیبال ملی ما قرار دارد.

آنچه در ادامه می‌آید ماحصل یک ساعت گفت‌وگو با یکی از پرافتخارترین مربیان خارجی است که تاکنون به ایران آمده است.

آقای ولاسکو! در ابتدا می‌خواهیم بدانیم چرا دعوت فدراسیون والیبال ایران را برای هدایت تیم ملی پذیرفتید و تصمیم گرفتید در آسیا کار کنید؟

این آزمون خوبی برای سنجش توانایی‌هایم بود. من تجربه کار در آرژانتین و کشور‌های اروپایی را دارم. علاقه داشتم در آسیا هم توانایی‌های خودم را محک بزنم. در آسیا تیم‌های متفاوتی وجود دارند. در این مقطع زمانی می‌خواهم در والیبال ایران تغییراتی به وجود آورم البته به شرطی که ذهن والیبالیست‌های ایرانی آماده تغییر باشد. فدراسیون والیبال ایران قبل از من هم با آوردن گائیچ نشان داد که تصمیم بزرگی دارد. احساس کردم آنها نمی‌خواهند تیمشان تنها با ولاسکو تمرین کند؛ بلکه فکر بزرگی دارند. رسیدن به هدف بزرگ، فکر بزرگ می‌خواهد.

یعنی انگیزه اصلی شما صرفا به دست آوردن تجربه‌ای جدید بود؟

ببینید، من طی سال‌ها فعالیتم در کشورهای مختلف فرصت آشنایی با جوانان بسیاری را داشتم، اما اعترف می‌کنم که حضور در کشوری با تمدن کهن برایم تجربه‌ای کاملا متفاوت محسوب می‌شود، زیرا دنیای حاکم بر کشورهایی نظیر ایران با آنچه من در غرب تجربه کرده‌ام تفاوت‌های زیادی دارد.

در این تجربه جدید چه چیز تازه‌ای بیش از هر چیز نظر شما را جلب کرد؟

طبیعی است که تفاوت زیادی وجود داشته باشد، اما در میان تمام این تفاوت‌ها فقط یک چیز باعث شگفتی من شد و آن ماه رمضان و فعالیت ورزشکاران در آن است. اعتراف می‌کنم برایم بسیار جالب است که ورزشکاران ایرانی با وجود روزه‌داری می‌توانند عملکرد بسیار خوب و قابل قبولی داشته باشند و موفق عمل کنند. البته فکر می‌کنم فقط من نباشم که از این موضوع شگفت‌زده باشم.

برای پذیرش این پیشنهاد کاری موانعی هم سد راه شما قرار داشت؟

منظورتان چه موانعی است؟

مثلا مخالفت همسر، جوسازی برخی اطرافیان یا عواملی از این دست.

باید اعترف کنم من هیچ گاه توجهی به تبلیغات منفی علیه ایران نداشتم، ضمن این که از نظر من هدایت تیم ملی یک کشور یک پست حکومتی نیست که آدم بخواهد با در نظر گرفتن شرایط فرهنگی و مذهبی آن کشور در موردش تصمیم‌گیری کند. من فکر کردم همان طور که در آرژانتین و ایتالیا فعالیت کردم، در ایران هم می‌توانم کار کنم و به اهداف مورد نظر خود دست یابم. من با هدف صعود به المپیک 2012 لندن قدم به ایران گذاشتم و به هیچ چیز دیگر هم فکر نمی‌کنم.

پس سقف آرزوی‌های شما در ایران راهیابی به المپیک 2012 لندن است.

نه این فقط یک هدف است. من معتقدم تنها حضور در المپیک مهم نیست. به نظر من والیبال ایران می‌تواند هم قهرمان جام ملت‌های آسیا شود، هم به المپیک لندن برود و هم در لیگ جهانی حاضر باشد، اما برای رسیدن به این اهداف، مهم تغییر ظرفیت‌هاست. من به دنبال بازیکنانی هستم که خیلی راحت تغییر کنند و اصلا خودشان بخواهند که تغییر کنند. اگر بتوانیم تیمی داشته باشیم که همه بازیکنانش این خصوصیت را داشته باشند به هدفمان خواهیم رسید. واقعیت این است که اگر خود بازیکن نخواهد، تغییر خیلی سخت است.

پس از سال‌ها زندگی در اروپا، برایتان این چند ماهی که در ایران سپری کردید، چطور بوده است؟

وقتی من به دنبال بازیکنانی هستم که براحتی باید تغییر کنند مطمئن باشید که خودم هم باید تغییر‌پذیر باشم. من با شرایط زندگی در ایران خیلی زود کنار آمدم و حالا هم لذت می‌برم که با فرهنگ جدیدی آشنا شده‌ام. اگر غیر از این باشد مطمئنا خیلی زود خسته می‌شوم. من به این پاسخی که به شما دادم ایمان دارم. همان روزها که قرار بود به ایران بیایم به یک روزنامه ایتالیایی گفتم به دو دلیل چنین تصمیمی گرفته‌ام؛ اول به دلیل حرفه‌ای و اعتقادی که به توانایی والیبال این کشور دارم و دوم شانس فوق‌العاده‌ای که برایم مهیا شده است تا فرهنگ آنجا را ببینم و از نزدیک با آن آشنا شوم. نمی‌خواهم تنها با خواندن کتاب ایران را بشناسم. می‌خواهم در بین مردم آن را ببینم و لمس کنم. برایم خیلی جذاب است که در بطن فرهنگ مردم جهان زندگی کنم.

در میان مربیان خارجی شاغل در ایران شما با دستمزدی حدود 30 میلیون تومان در ماه، بعد از کارلوس کرش که اتفاقا همزمان با شما وارد ایران شد، بیشترین درآمد را دارید. آیا می‌توان گفت انگیزه‌های مالی هم در حضور شما در ایران و قبول تیم ملی والیبال ما موثر بوده است؟

مسلما نه! باید به شما بگویم من تا به حال هرگز به خاطر پول کار نکرده‌ام.

هیچ وقت؟

چرا دروغ بگویم. آن اوایل وقتی جوان بودم برای پول کار کردم چراکه به آن نیاز داشتم. اصلا یکی از دلایلی که بازی کردن را کنار گذاشتم و به مربیگری روی آوردم به همین خاطر بود. آن سال‌ها به یک بازیکن والیبال پول زیادی نمی‌دادند، اما وضعیت مربیان فرق داشت. برای همین چون می‌خواستم تشکیل خانواده بدهم و زندگی کنم، ناچار بودم کار کنم و پول دربیاورم، اما این حس هم خیلی زود گذشت. من همیشه فکر می‌کردم بهترین چیز انجام کاری است که دوست دارم. من عاشق مربیگری والیبالم و دوست دارم مربی تیم ‌ملی باشم و الان هم مهم‌ترین انگیزه‌ای که مرا به ایران آورد این است که می‌خواهم با تیمی کار کنم که مرکز توجه دنیا نیست. این انگیزه کافی است تا مرا به هدفم برساند. بازیکنان شما انگیزه زیادی برای رسیدن به هدف دارند و این همان چیزی است که من به دنبالش هستم. من در این مدت به دفعات به والیبالیست‌های ایرانی یادآور شده‌ام که رویا داشته باشند، چراکه در غیر این صورت به اهداف بزرگ نمی‌رسند. من هم نمی‌خواهم رویا داشتن را متوقف کنم. خود من هم رویای جدید می‌خواهم و همین احساس خوبی به من می‌دهد.

بعد از سال‌ها کار با تیم‌های بزرگ، حالا از کار کردن با تیمی چون ایران که رویایش حضور در لیگ جهانی والیبال و راهیابی به المپیک است چه احساسی دارید؟

در این سوال به نکته‌ای اشاره کردید که من با آن مخالفم. این که می‌گویید من سال‌ها مربی تیم‌های بزرگ بوده‌ام اشتباه است، چراکه همه تیم‌هایم بعدا بزرگ شده‌اند. وقتی دستیار سرمربی تیم‌ملی آرژانتین شدم، این تیم در بین 24 تیم دنیا بیست و دوم بود، اما با این تیم آنقدر کار کردیم که در نهایت روی سکوی جهانی قرار گرفت، یا زمانی که سرمربی ایتالیا شدم آنها به هیچ عنوان تیم خوبی نبودند، همین تیم که در مسابقات جهانی 1986 سیزدهم شده بود در سال 1990 قهرمان جهان و اروپا شد. انتخاب ایران هم در ادامه همین طرز فکر بود. چون دوست دارم این تیم را هم خودم بسازم.

خیلی دوست داریم بدانیم خولیو ولاسکو با چه شناختی از والیبال ایران آمده تا تیم‌ملی ما را هدایت کند؟

بازیکنان ایران، تکنیک و فیزیک خوبی دارند و حتی در حمله و دفاع روی تور وضعیت‌شان خوب است، اما تلاش من این است که سازماندهی خط حمله و بعضی تاکتیک‌ها را تغییر دهم، چون باور دارم که این تیم می‌تواند در همه پست‌ها پیشرفت کند. من معتقدم پتانسیل ملی‌پوشان ایران چیزی فراتر از نتایجی است که آنها تاکنون کسب کرده‌اند.

نقاط قوت و ضعف والیبال ایران را در این چند ماه چگونه ارزیابی کردید؟

والیبالیست‌های ایرانی در سرویس و دریافت‌ها عملکرد خوبی ندارند، اما در حمله و دفاع خوب هستند با این حال در دفاع روی تور نیز باید بهتر از اینها عمل کنند. اگر این تغییرات بسرعت انجام شود، شک نکنید بزودی در دنیا حرف‌های زیادی برای گفتن خواهید داشت.

عملکرد فدراسیون والیبال را در این مدت چگونه دیدید و آیا امکانات لازم برای شما فراهم شده است؟

خیلی خوب با هم تعامل کردیم. هرچه نیاز داشته‌ام را فراهم کرده‌اند. از رسیدگی آنها ممنونم. ما یک هدف بسیار بزرگ داریم و آن هم این است که می‌خواهیم در المپیک 2012 لندن حاضر باشیم که فدراسیون در این راه تلاش بسیاری انجام می‌دهد. چیزی که از امکانات برای ما مهم‌تر است، یکدلی و آمادگی روحی است که باید برای حضور در این مسابقات داشته باشیم.

تیم ملی والیبال ایران سال گذشته یک بازی جانانه با تیم ملی ایتالیا برگزار کرد و در نهایت با نتیجه نزدیک 3 بر 2 شکست خورد؟ آن بازی در خاطرتان هست؟

بله! بازی خوب و جذابی بود و جالب است بدانید یکی از فیلم‌هایی که من با دیدن چندباره آن در مورد قبول پیشنهاد فدراسیون ایران تصمیم‌گیری کردم، همان بازی بود.

آن بازی نکته جالبی هم داشت که نظر شما را جلب کرده باشد؟

نکته جالب برای من در آن بازی این بود که بازیکنان ایرانی در دقایقی بسیار خوب و حرفه‌ای بازی می‌کردند و در لحظاتی هم دچار اشتباهات بچگانه می‌شدند و امتیاز‌های راحتی را از دست می‌دادند. اما در مجموع ایرانی‌ها در همان بازی نشان دادند چه پتانسیل بالایی برای حضور در عرصه جهانی والیبال دارند.

یکی از خواسته‌های شما به محض ورود به ایران تشکیل تیم «ب» بود. آیا هنوز هم به دنبال تحقق این خواسته خود هستید؟

من معتقدم برای کسب موفقیت‌های بزرگی چون صعود به لیگ جهانی والیبال یا المپیک‌ها باید 24 بازیکن همسطح و حرفه‌ای داشت و اولین شرط داشتن چنین بازیکنانی تشکیل تیم «ب» است. تیمی که بتواند در مواقع ضروری تیم ملی را تغذیه کند تا در مواقعی که بازیکنان اصلی با مصدومیت و محرومیت مواجه شدند یا حتی قهر کردند سرمربی تیم ملی با مشکل مواجه نشود.

اشاره شما به قهر سعید معروف و رحمان داوودی است؟

به هر حال این دو بازیکن در ایتالیا اردوی تیم ملی را به حالت قهر ترک کردند، اما من در اینجا قصد ندارم در مورد شخص خاصی صحبت کنم. آنها گفتند دیگر نمی‌خواهند در اردوی تیم ملی حضور داشته باشند و من هم به نظرشان احترام می‌گذارم.

به نظر شما چه عاملی باعث می‌شود بازیکنی از اردوی تیم ملی قهر کند؟

من فقط می‌دانم اگر تفکر حرفه‌ای در بین بازیکنان والیبال حکمفرما باشد چنین اتفاقاتی هیچ وقت رخ نمی‌دهد، چراکه در والیبال حرفه‌ای بازیکن باید تابع تصمیمات سرمربی باشد.

یکی از عمده تفاوت‌های شما با مربیان قبلی تیم ملی پرفشار بودن تمریناتی است که برای ملی‌پوشان در نظر می‌گیرید.

خب از نظر من این تمرینات پرفشار نیستند. اینها فقط رعایت اصول حرفه‌ای تمرین کردن هستند که من از ملی‌پوشان می‌خواهم خود را ملزم به انجامش کنند.

اما همین تمرینات پرفشار و بدنسازی‌های سنگین باعث شد ما شاهد مصدومیت تنی چند از نفرات اصلی تیم در آستانه مرحله مقدماتی لیگ جهانی باشیم. اتفاقی که در شکست ما از چین و از دست رفتن شانس‌هایمان برای حضور در لیگ جهانی بی‌تاثیر نبود.

اگر من آیتم‌های قبلی تمرینات ملی‌پوشان والیبال ایران را حذف کردم و از آنها خواستم با جدیدترین متدهای جهانی تمرین کنند فقط به این خاطر بود که تمریناتی که در گذشته انجام می‌شد در والیبال امروز دنیا کارایی نداشت. در این میان نباید فراموش کرد خستگی بازیکنان از لیگ سنگین و فشرده فصل گذشته هم مزید بر علت شد تا چند بازیکن دچار آسیب‌دیدگی شوند، اما به هر حال این برای ما که هدفی بزرگ را برای خود ترسیم کرده‌ایم کاملا طبیعی بود.

اما به هر حال بعد از چند ماه تمرین تیم ملی والیبال با مربی بزرگ و سرشناسی چون خولیو ولاسکو، شنیدن خبر باخت به چین و حذف از گردونه مرحله مقدماتی لیگ جهانی تا حدودی برای دوستداران این رشته دور از انتظار بود.

من همان زمان هم گفتم که ما با ایجاد تغییراتی در تاکتیک و ترکیب تیم، در حال ورود به دنیای والیبال مدرن هستیم و باید بهای آن را هم بدهیم. طبیعتا نتایجی که تیم ملی والیبال ایران در چین گرفت برای خود من هم راضی‌کننده نبود، اما نباید این را فراموش کرد که ما برای رسیدن به حداکثر پتانسیل خود بعد از این تغییرات احتیاج به زمان داریم. ما باید آینده‌نگر باشیم و طوری برنامه‌ریزی کنیم که برای دستیابی به هدف اصلی‌مان یعنی راهیابی به المپیک 2012 لندن به موفقیت برسیم.

آن طور که از رئیس فدراسیون والیبال نقل شد شما مخالف بازی با چین در مرحله مقدماتی لیگ جهانی بودید.

من مخالف بازی با چین نبودم، اما در آن شرایط معتقد بودم نباید این بازی برگزار می‌شد. متاسفانه بی‌نظمی و بی‌برنامگی فدراسیون بین‌المللی والیبال (FIVB) و کنفدراسیون والیبال آسیا (AVC) شرایط را به نفع چینی‌ها رقم زد و باعث شد نتوانیم به یکی از اهدافمان که حضور در لیگ جهانی والیبال است دست پیدا کنیم.

چرا می‌گویید بی‌نظمی؟

ولاسکو: این که می‌گویید من سال‌ها مربی تیم‌های بزرگ بوده‌ام اشتباه است، چراکه همه تیم‌هایم بعدا بزرگ شده‌اند. انتخاب ایران هم در ادامه همین طرز فکر بود. چون دوست دارم این تیم را هم خودم بسازم

به این خاطر که ابتدا قرار بود تیم‌هایی که در مسابقات قهرمانی مردان آسیا روی سکو می‌روند در زیرگروه لیگ جهانی شرکت کنند، اما به یکباره این برنامه تغییر کرد و ما مجبور شدیم 2 ماه زودتر از آنچه فکرش را می‌کردیم خود را برای بازی با چین آماده کنیم که همین بی‌برنامگی باعث شد چیزی حدود 40 درصد تیم را در اختیار نداشته باشیم. با این حال چاره دیگری هم نداشتیم چون بازی با چین تنها راهی بود که ما می‌توانستیم شانس‌مان را برای حضور در لیگ جهانی امتحان کنیم.

در هدف‌گذاری شما مسابقات والیبال قهرمانی مردان آسیا که اواخر شهریور به میزبانی تهران برگزار می‌شود، چه جایگاهی دارد؟

بدون شک ما در این مسابقه‌ها به چیزی جز قهرمانی فکر نمی‌کنیم. به همین خاطر یکی از دغدغه‌های من این است که تمام بازیکنان را برای این مسابقات آماده کنم. ما در مسابقات چین مصدومان زیادی داشتیم و نتوانستیم با تمام قدرت به مصاف حریفانمان برویم، اما رقابت‌های قهرمانی آسیا تقریبا اولین محک جدی تیم ملی محسوب می‌شود و ما باید حداکثر استفاده را از این فرصت ببریم.

قرعه‌کشی مسابقات قهرمانی مردان آسیا انجام شد و ایران با هند، افغانستان و چین تایپه در یک گروه قرار گرفت. درباره این گروه و این تیم‌ها چه نظری دارید؟

صادقانه می‌گویم که در این خصوص هنوز فکر نکرده‌ام، اما شخصا دوست ندارم در گروه‌های آسان قرار بگیرم چون تیم‌هایی که در گروه‌های آسان قرار دارند معمولا در مراحل آخر با مشکل مواجه می‌شوند، اما گروه سخت و راه سخت برای یک تیم می‌تواند در مسیر بازی‌ها آموزنده باشد و روحیه جنگندگی تیم را بالا ببرد.

پس از چند ماه حضور در ایران و آشنایی با قدرت‌های آسیا، وجه تمایز والیبال ایران را با قدرت‌های شرق این قاره در چه می‌بینید؟

کشورهای جنوب شرق آسیا بویژه ژاپن و چین خیلی شبیه هم بازی می‌کنند. آنها روی سیستم‌های سنتی تمرکز دارند و بسختی تغییرات را می‌پذیرند، اما والیبال ایران با آنها متفاوت است و شاید بتوان گفت بیشتر به سبک اروپایی‌ها نزدیک است. ایران پتانسیل زیادی برای ارتقا دارد و راحت‌تر تغییر می‌کند. به طور کلی من شانس بیشتری برای موفقیت والیبال ایران در آسیا قائل هستم.

کدام شیوه را برای تیم ملی مناسب‌تر می‌دانید، سرعتی یا قدرتی؟!

من فکر می‌کنم ایرانی‌ها تلفیقی از هر دو سیستم را بازی می‌کنند، ضمن این که امروز سیستم بازی‌ها به هم نزدیک شده و دیگر نمی‌توان شیوه‌ای خاص را برای یک تیم در نظر گرفت. سال‌ها پیش چند شیوه در مدارس والیبال دنیا وجود داشت و همه از سبک‌های تقریبا خاصی پیروی می‌کردند، اما امروزه سبک‌های نوین والیبال به وجود آمده که همواره در حال رشد و توسعه هستند. از طرفی با گسترش وسایل ارتباطی هر کس می‌تواند بازی تیم‌های مختلف جهان را ببیند و تحلیل کند. قبلا برای تحلیل بازی‌های روسیه باید حتما به المپیک می‌رفتیم، اما حالا می‌توانیم سیستم بازی آنها را از هر کجای جهان تحلیل کنیم. به همین دلیل شیوه بازی‌ها به هم نزدیک شده و دیگر مثل سال‌های گذشته تفاوت قابل توجهی بین سبک والیبال کشورهای مختلف وجود ندارد. این موضوع تنها به والیبال محدود نمی‌شود بلکه در سایر رشته‌های ورزشی مثل فوتبال و بسکتبال هم صادق است.

شما بازیکنان والیبال ایران را در مقایسه با اروپا چگونه ارزیابی می‌کنید؟

والیبالیست‌های خیلی خوبی در ایران بازی می‌کنند. البته سطح بازی آنها یکسان نیست. در لیگ برتر بازیکنان جوان در کنار والیبالیست‌های حرفه‌ای و با تجربه به میدان می‌روند. شیوه‌ بازی تیم‌ها هم در مواردی با یکدیگر تفاوت دارد. من فکر می‌کنم سطح والیبال ایران از بسیاری کشورهای اروپایی بالاتر است.

با توجه به این که فصل گذشته چند بازی از لیگ ایران را هم از نزدیک تماشا کردید، در مورد لیگ ما چه نظری دارید؟

فکر می‌کنم لیگ ایران از سطح کیفی مناسبی در رقابت‌های باشگاهی بهره می‌برد، اما نمی‌توان لیگ ایران را خیلی عالی توصیف کرد، چون برای مثال تعداد بازیکنان خارجی در آن خیلی کم است. این در حالی است که در هر تیم ایتالیایی حداقل 4 بازیکن خوب و سطح بالا حضور دارند. از سوی دیگر به نظر من فاصله زیادی میان 8 تیم اول و 8 تیم دوم لیگ وجود دارد. این قضیه وقتی روشن‌تر می‌شود که در میان همان 8 تیم هم، 4 تیمی که در نیمه‌نهایی حضور دارند فاصله بسیار زیادی با 4 تیم دیگری که صعود کردند دارند و این نمی‌تواند نکته مثبتی در یک لیگ سطح بالا باشد. البته فکر می‌کنم والیبال ایران در بخش استعدادیابی عملکرد مناسبی داشته و در حال حاضر شاهد حضور جوانانی هستیم که در مسابقات لیگ بسیار زیبا بازی می‌کنند.

نظرتان راجع به همین اندک بازیکنان خارجی حاضر در لیگ ایران چیست؟

من فکر می‌کنم بازیکنان حاضر خوب هستند، اما کیفیت بازی آنها در مقایسه با بازیکنان ایرانی پایین‌تر است. اکثر بازیکنانی که از خارج به لیگ ایران می‌آیند از فرم ایده‌آل خود خارج شده‌اند و آخرین سال‌های دوران حرفه‌ای خود را در ایران سپری می‌کنند. این اتفاق در سال‌های قبل در لیگ ایتالیا هم می‌افتاد.

برای شما چقدر اهمیت دارد که علاوه بر کار در تیم ملی ایران، مربیان ایرانی را نیز از دانش و تجربه خود بهره‌مند کنید؟

اگر منظورتان برگزاری کلاس‌های آموزشی است باید بگویم امکانش در این شرایط مقدور نیست، چراکه اگر من بخواهم این گونه رفتار کنم وقتی را که باید برای ساختن تیم ملی بگذارم تا حدودی از دست خواهم داد، اما همان روز اول که به ایران آمدم هم گفتم تمامی مربیان ایرانی می‌توانند از تمرینات تیم ملی به عنوان کلاس‌های آموزشی استفاده کنند.

در کشوری که خیلی‌ها عاشق فوتبال هستند چطور شما به والیبال علاقه‌مند شدید؟

من هم خودم ورزش را با فوتبال آغاز کردم و آنقدر موفق بودم که در 13 سالگی به عضویت آکادمی فوتبال استودیانتس درآمدم. آن زمان خیلی‌ها آرزوی بازی در این تیم را داشتند و البته هنوز هم همین طور است. با این حال از ۱۵ سالگی والیبال را شروع کردم و در نهایت خیلی زود یک مربی حرفه‌ای والیبال شدم. البته باید بگویم هنوز هم یک هوادار دو آتشه استودیانتس هستم.

به خاطر همین علاقه به فوتبال بود که پیشنهاد ماسیمو موراتی را برای همکاری در تیم فوتبال اینترمیلان ایتالیا پذیرفتید؟

بله. من 3 سال به عنوان مدیر تیم فوتبال اینتر میلان ایتالیا فعالیت کردم. یعنی زمانی که لیپی سرمربی تیم بود، من مدیر اجرایی تیم فوتبال بودم. البته قبل از آن، این سمت را در لاتزیو هم داشتم. آن سالی که کرانیوتی مدیر بود و دینوزوف سرمربی تیم.

یعنی دقیقا چه سالی؟

من تا سال ۱۹۹۷ سرمربی تیم ملی والیبال ایتالیا ماندم و بعد که بیرون آمدم، در یک زمان ۲ ساله استراحت می‌کردم تا این که پیشنهاد کرانیوتی باعث شد به رم بروم و مدیر اجرایی لاتزیو را قبول کنم. من مدیر اجرایی باشگاه لاتزیو بودم و یک سال ادامه دادم. بعداز آن تجربه، موراتی زنگ زد و پیشنهاد حضور در اینتر را مطرح کرد که من هم قبول کردم. درست همان سالی که رونالدو در اینتر با آن مصدومیت زانو مواجه شد.

با توجه به کلکسیون افتخارات شما، مردم ایران و مسوولان فدراسیون والیبال از شما کسب عنوان قهرمانی در جام ملت‌ها و کسب سهمیه المپیک را می‌خواهند. آیا این امر محقق می‌شود؟

هدف مسوولان و مردم کشور شما، هدف من نیز هست، اما هیچ قولی در این ارتباط به شما نمی‌دهم. این فرهنگ اشتباهی است که از مربیان خود قول قهرمانی می‌گیرید، چراکه در دنیای ورزش حرفه‌ای کسانی موفق‌ترند که تلاش بیشتری داشته و اهداف متعالی‌تری را در سر بپرورانند. هدف با قول فاصله زیادی دارد. اگر تلاش کنیم به هدف می‌رسیم، اما اگر تنها قول دهیم مطمئن باشید به چیزی دست نخواهیم یافت. من برای رسیدن به اهدافم پا به ایران گذاشته‌ام و تمام تمرکزم را هم معطوف به این هدف خواهم کرد.

حد ایده‌آل شما برای والیبال ایران کجاست؟

والیبال ایران باید در آسیا حرف اول و آخر را بزند و جایگاه مناسبش برتری در بین والیبالیست‌های قاره کهن است، اما در اروپا هنوز راه زیادی برای رسیدن به ایده‌آل در پیش دارید. تیم‌هایی مثل برزیل، ایتالیا، آمریکا و کوبا هر روز بهتر از گذشته عمل می‌کنند و با فرا گرفتن علم جدید این رشته درصدد پیشی گرفتن از یکدیگر هستند. ایران باید در نخستین گام، راه صعودش به لیگ جهانی را فراهم کند. زیرا مصاف با این تیم‌ها تنها در لیگ‌های جهانی میسر می‌شود و آشنایی با نحوه بازی آنها والیبالیست‌های ایران را باتجربه‌تر و حرفه‌ای‌تر از گذشته می‌کند. تلاشم را می‌کنم تا به هدفمان دست پیدا کنیم، اما هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد، زیرا فقط خدا می‌تواند پیش‌بینی کند در آینده چه پیش خواهد آمد.

شما یکی از پرافتخارترین مربیان والیبال دنیا هستید. به عنوان آخرین سوال دلیل موفقیت شما در زندگی حرفه‌ای چه بوده‌است؟

کار مستمر، فکر روشن، مشاوره و استفاده از تجربیات دیگران، انتقادپذیری و برنامه‌ریزی و تعیین هدف. البته این را هم اضافه کنم که همیشه در زندگی مثبت اندیشیده‌ام.

مردی که هیچ وقت از موفقیت سیر نمی‌شود

خولیو ولاسکو، سرمربی تیم ملی والیبال ایران آرژانتینی الاصل است، اما به واسطه حضور درازمدت در کشور چکمه، یک ایتالیایی هم قلمداد می‎شود. این مربی بعد از نصرالله خان (پاکستان)، میلوالاایم (چکسلواکی سابق)، تاداهیکو کوردادا (ژاپن)، پارک سونگ (کره‎جنوبی)، ماتسو موتو (ژاپن)، پارک کی وون (کره‎جنوبی)، میلوراد کیاچ (صربستان) و زوران گائیچ (صربستان) نهمین گزینه خارجی است که به صورت مستقل در راس تیم ملی والیبال ایران قرار می‎گیرد و البته نخستین گزینه اروپایی و غیر صربستانی که مربیگری در والیبال ایران را می‎پذیرد.

ولاسکو سال 1952 در شهر لاپلاتای آرژانتین به دنیا آمد. او از 15 سالگی با حضور در تیم دانشگاه لاپلاتا والیبال را آغاز کرد و همراه با این تیم طی سال‎های 1969 و 1970 قهرمان جوانان آرژانتین شد. ولاسکو در همین سال به عنوان بهترین بازیکن مسابقات والیبال جوانان آرژانتین مطرح شد.

خولیو از معدود ورزشکارانی بود که در دوران بازیگری همزمان وارد حرفه مربیگری هم شد. او کار مربیگری‌اش را به صورت آماتور در تیم سوم دانشگاه لاپلاتا شروع کرد، اما زمان آغاز دوران حرفه‌ای مربیگری‌اش از 29 سالگی بود، زمانی که او در سال 1981 به عنوان دستیار روی نیمکت تیم ملی والیبال آرژانتین نشست.

پس از 2 سال خولیو که مورد توجه ایتالیایی‎ها قرار گرفته بود سرمربیگری تیم تره والی ایتالیا را پذیرفت. این مربی سال 1985 از تیم تره والی جدا شد و به عنوان سرمربی تیم مدنا کارش را دنبال کرد. ولاسکو طی حضور چهار ساله در تیم جدیدش به 4 قهرمانی دست یافت و این گونه نظر مسوولان فدراسیون والیبال ایتالیا را برای سرمربیگری در تیم ملی این کشور جلب کرد. اولین سال سرمربیگری خولیو ولاسکو در تیم ملی ایتالیا با قهرمانی همراه شد. وی که اواخر دهه 80 میلادی سرمربیگری تیم ملی ایتالیا را پذیرفت با این تیم عنوان قهرمانی مسابقات مردان اروپا را به دست آورد و به فاصله خیلی کم نایب قهرمان جهان شد.

این مربی طی سال‌های 1993 و 1995 نیز ایتالیا را صاحب مدال طلای رقابت‌های قهرمانی مردان اروپا کرد. نایب قهرمانی بازی‌های المپیک 1996 آتلانتا که با شکست برابر هلند رقم خورد یکی دیگر از عنوان‌هایی بود که خولیو ولاسکو باتیم ملی ایتالیا به دست آورد. البته پیش از این عنوان و طی سال‌های 1990 تا 1994 ولاسکو و شاگردان ایتالیایی‎اش 4 بار هم قهرمان پیکارهای لیگ جهانی شدند. حضور خولیو ولاسکو در والیبال ایتالیا برای تیم زنان این کشور هم مدال آور بود. قهرمانی بازی‎های مدیترانه عنوانی بود که ولاسکوی آرژانتینی الاصل با تیم والیبال زنان ایتالیا به دست آورد.

ثبت این نتایج درخشان در کارنامه خولیو ولاسکو باعث شد همه از مرد آرژانتینی به عنوان یکی از بهترین‌های والیبال جهان در عرصه مربیگری نام ببرند. به طوری که هرگاه مدت قرارداد او با تیمش به پایان می‌رسید، پیشنهادهای کاری او به شکل سرسام‌آوری در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کرد تا مشخص شود همه تیم‌های دنیا دوست دارند ولاسکو روی نیمکت مربیگری تیم ملی آنها بنشیند.

البته تمام موفقیت‌های ولاسکو در دهه 90 رقم خورد و بعد از آن و طی سال‏های دیگر هرگز تکرار نشد. ولاسکو سال 2001 به پیشنهاد مسوولان والیبال چکسلواکی سابق پاسخ مثبت داد و نگرفتن نتایج رضایت‌بخش باعث پایان زودهنگام این همکاری شد و این گونه شد که وی دوباره به ایتالیا بازگشت و این بار در تیم کپی اسل آغاز به کار کرد. حدود 2 سال پیش هم خولیو ولاسکو سرمربیگری تیم اسپانیا را به عهده گرفت. این مربی با تیم اسپانیا در پیکارهای 2010 قهرمانی جهان در رده دوازدهم قرار گرفت.

مذاکرات اولیه خولیو ولاسکو برای به عهده گرفتن هدایت تیم ملی والیبال ایران در هفته‎های پایانی سال گذشته انجام شد و در همان زمان توافق‌های لازم در این زمینه حاصل شد تا به واسطه حضور این مربی والیبال ایران دهه‎ای متفاوت را آغاز کند. دهه‌ای که قهرمانی در رقابت‎های مردان آسیا، کسب دوباره سهمیه مسابقات جهانی، دستیابی به سهمیه المپیک برای نخستین بار و راهیابی به لیگ جهانی از اولویت‌های مهم محمدرضا داورزنی و فدراسیون تحت ریاستش است. از طرفی دهه جدید میلادی هم برای ولاسکو می‎تواند دهه‌ای متفاوت از یک دهه اخیر باشد که بدون موفقیت و قهرمانی ملی به پایان رسید. البته اگر این مربی 59 ساله بتواند نتایج مورد نظر را برای والیبال ایران رقم بزند.

به هر حال خولیو همان روز اولی که قدم به ایران گذاشت عنوان کرد اگر اشباع شده بود الان اینجا نبود: «می‌توانستم در ایتالیا در خانه خودم بمانم و مربیگری یک تیم باشگاهی را به عهده بگیرم و با آسودگی زندگی کنم. اما من علاقه‌مند هستم کارهای سخت و غیرممکن را انجام دهم.

برایم مربیگری برزیل جذابیتی ندارد، چون برزیل همینطوری برنده می‎شود. من دوست دارم جایی باشم که سطح آنجا را ارتقا دهم و تاثیر گذار باشم. چون همیشه تشنه پیروزی هستم. من الان در ایران هستم و همین هم می‌تواند نشان‌دهنده انگیزه من باشد.»

رضا پورعالی 
گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها