در حقیقت استفاده ابزاری از نامهای آشنا و شناختهشدهای مثل ذوالفقارنسب، پنجعلی و زادمهر، محدود به کمیته فنی باشگاه پرهوادار پرسپولیس نشد و با اطلاق عنوان مدیر فنی به محمد مایلیکهن فاز دیگری از این پروژه کلید خورد. هر چند مایلی کهن پس از آنکه دید در جریان جذب مربیان، دیدگاههای او نادیده گرفته میشود این موضوع را کاملا تشخیص داد و تصمیم به استعفا و انصراف از ادامه ایفای چنین نقشی گرفت. نام محسن عاشوری نیز در کادر فنی کاربرد کمابیش مشابهی برای مدیران باشگاه داشت، هر چند با نامهای دیگری مثل دایی و درخشان نیز در مقاطعی استفاده ابزاری شد که شدیدا رنجش آنها را فراهم کرد. چنین حرکتی که از دید خیل هواداران باشگاه نیز پنهان نمانده است و در شعارهای داخل ورزشگاه آنها نیز پژواک میشود، منحصر به سرخهای پایتخت نیست بلکه قطب آبی فوتبال ایران نیز شرایط چندان متفاوتی در این زمینه ندارد. در شرایطی که ادعاهای یکطرفه سرپرست باشگاه استقلال در برنامه تلویزیونی ورزش و مردم، توسط مایلیکهن شدیدا به چالش کشیده شد، او تصمیم گرفت سپری جدید و قوی با استفاده از چند نام بزرگ در کمیته تازهتاسیس فنی حول خود فراهم آورد؛ نامهایی چون حسن روشن، جواد قراب، اصغر شرفی، اصغر حاجیلو و علیرضا منصوریان قبل از آن هم فردی به کادر فنی استقلال اضافه شده بود که حضورش در این مقطع زمانی به مراتب بیش از ابعاد فنی، دارای جنبههای تبلیغاتی بود؛ آتیلا حجازی. با این اوصاف، میتوان کاملا درک کرد که پرسپولیس و استقلال صرفنظر از این که در چه شرایط فنی و بودجهای قرار دارند و از این ابعاد چه تفاوتهای آشکاری با یکدیگر دارند، در انجام مانورهای تبلیغاتی نیز از روی دست یکدیگر تقلب میکنند.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم