درپی این حادثه یکی از پیشکسوتان وزنهبرداری به نام یعقوب محبوبوند مقابل خانهاش از سوی 3 مهاجم مورد حمله قرار گرفت و یکی از آنها با چاقو مرتکب جنایت شد.
مهاجمان با این جنایت 2 نفر دیگر را نیز زخمی کرده و از محل حادثه متواری شدند. با دستور قاضی طاووسی، دادستان شهریار پروندهای در این ارتباط تشکیل و در اختیار بازپرس احمدی، رئیس شعبه هشتم دادسرای شهریار قرار گرفت.
به این ترتیب، گروه تحقیق به سرپرستی سروان جواهری جستجو را برای یافتن عامل جنایت و همدستان فراریاش آغاز کردند.
همسر مقتول، شاهد جنایت بود
در جریان این حادثه همسر مقتول که یکی از شاهدان حادثه بود به پلیس گفت: شب حادثه من همراه دخترم و یکی از برادرزادههایم در حال برگشت به خانهمان بودیم که مشاهده کردم شوهرم به دیوار تکیه زده و مرد جوانی که چاقو و شوکر همراه دارد، نزدیک او ایستاده است.
وی اضافه کرد: با نزدیک شدن به شوهرم متوجه شدم وی، پسرداییاش و یکی از همسایهها زخمی شدهاند. وقتی به سمت مجروحان رفتم یکی از مهاجمان که چاقو در دست داشت، به همدستش گفت: اشتباه گرفتیم و سپس آنها در تاریکی شب متواری شدند و تلاشهایمان برای یافتن آنها بینتیجه ماند.
درپی ثبت اظهارات همسر مقتول، 2 مرد که در جریان حادثه زخمی شده بودند، مورد تحقیق قرار گرفته و گفتههای او را تایید کردند.
با چهرهنگاری رایانهای از عامل جنایت و همدستانش جستجو برای یافتن آنها ادامه پیدا کرد تا این که چند روز بعد از حادثه جوانی با مراجعه به دادسرای شهریار بیان کرد، عامل جنایت را میشناسد و در شب حادثه با او همراه بوده است.
به این ترتیب مرد جوان به نام بهرام دستگیر و به پلیس آگاهی انتقال یافت.
دوست، عامل جنایت را معرفی کرد
بهرام ـ متهم ـ به پلیس گفت: عامل جنایت دوستم شهرام است. او پیشکسوت وزنهبرداری را به اشتباه کشته است. دوستم در همان محل حادثه با افرادی مشاجره کرده بود و قصد تلافی کار آنها را داشت. هر کاری کردم تا او از انتقام گرفتن دست بردارد، بیفایده بود ولی در محل حادثه همراه او بودم.
وی اضافه کرد: در آن محل شهرام با چاقو به یک مرد میانسال و 2 مرد جوان حمله کرد و پس از مجروح کردنشان سراسیمه فرار کردیم. دوستم مقتول را نمیشناخت و او را به جای فردی که با وی درگیر شده بود به اشتباه کشت. در پی اظهارات متهم جوان، خانه عامل جنایت در یکی از محلههای شهر شناسایی شد، اما متهم محل را ترک کرده بود.
به این ترتیب پدر وی برای تحقیقات به پلیس آگاهی منتقل شد و در بازجویی گفت: من نمیدانستم مرد میانسال کشته شده است. بنابراین کارت عابربانک و خودروی خود را در اختیار پسرم قرار دادم و از دامادم خواستم او را به مکان دیگری منتقل کند. اما بعد از این که متوجه شدم مقتول پیشکسوت وزنهبرداری بوده و کشته شده است، دچار عذاب وجدان شدم و درصدد بودم پسرم را تحویل پلیس بدهم .
اعتراف متهم به قتل
در پی اظهارات پدر عامل جنایت، جستجو برای یافتن متهم فراری و داماد خانواده ادامه یافت تا این که آن دو وقتی متوجه شدند دیگر راه گریزی ندارند، با حضور در پلیس آگاهی خود را تسلیم کردند.
شهرام ـ عامل جنایت ـ به پلیس گفت: شب حادثه یکی از دوستانم را با موتورسیکلت به محل حادثه رسانده و در حال برگشت به خانه بودم که چند نفر از همسایهها به محض دیدن ما به من حملهور شده و یکی از آنها آجری به سمتم پرت کرد و بینیام را شکست. وی اضافه کرد: به خانهمان بازگشته و یک ساعت بعد با برداشتن چاقو از دوستم خواستم مرا به محل حادثه ببرد. او ابتدا از این کار خودداری میکرد تا عاقبت بااصرارهایم مرا به آنجا برد. با ورود به کوچه چاقو را از جیبم بیرون آورده و عربده میکشیدم.
متهم در رابطه با قتل مرد پیشکسوت وزنهبرداری گفت: با سروصدای من همسایهها بیرون آمدند و میخواستند هر طور شده مرا از محله دور کنند، اما بیفایده بود. من چاقو به دست به همسایهها حمله کردم ولی متوجه نشدم چطور 3 نفر را زخمی کردهام. در جریان حادثه دوستم به من نزدیک شد و گفت مرد میانسال را اشتباه زدی و او آن فردی نبود که قصد انتقام از او را داشتی. متهم اضافه کرد: در بازگشت به خانه ماجرا را به خانوادهام خبر دادم.
روز بعد از حادثه متوجه مرگ پیشکسوت وزنهبرداری شدم و همراه داماد خانواده که در شب حادثه نیز در محل حضور داشت، ابتدا به یکی از شهرهای شمالی رفته و چند روزی در یک ویلای اجارهای ماندیم و بعد شبها در چادر میخوابیدم، اما عاقبت دچار عذاب وجدان شدم و تصمیم گرفتم خود را تسلیم کنم. در پی اظهارات متهم، داماد خانواده نیز گفتههای او را تایید کرد. بنابر این گزارش، از سوی بازپرس شعبه 8 دادسرای شهریار برای شهرام به اتهام قتل عمد و بهرام یکی از همدستان وی به اتهام معاونت در قتل قرار بازداشت موقت و برای پدر عامل جنایت و داماد خانواده آنها به اتهام این که شرایط فرار متهم را فراهم کرده بودند، قرار قانونی صادر شد. تحقیقات تکمیلی از متهمان ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم