کارگاه

سیده معصومه اجاق (رحیل)‌ چند سالی است که به طور جدی شعر می‌گوید و با احتیاط و مشکل‌پسندی در برخی از نشریات چند شعر منتشر کرده است و برخلاف دیگر شاعران تازه‌کار و جوان چندان رغبتی برای حضور در جشنواره‌ها، کنگره‌ها و حتی محافل ادبی ندارد. او بتازگی مجموعه‌ای از شعرهای سپیدش را با عنوان «شعله‌ای خرد از اجاق دور» آماده انتشار کرده است.
کد خبر: ۴۲۳۴۶۹

با مروری بر آثار این شاعر، این نکته قابل یادآوری است که زبان او بیشتر به نثر پهلو می‌زند که شاید یکی از مهم‌ترین دلایل این آسیب، پیروی از نحو و نرم طبیعی زبان باشد تا آنجا که گاه فکر می‌کنم با ترجمه یک شعر روبه‌رو هستیم تا خود شعر! البته حس‌آمیزی‌ها، عاطفه و فضای پویای شعر در آثار او قابل تقدیر است.

تناسخ

من این جایم

زنی از تبار حوا

از دوده پریشان زلیخا

من زنی شاعرم

شجره احساسم و عاطفه‌ام به رابعه می‌رسد

آن بانوی شاعری که عاشق

که شهید عشق

من درختی هستم از رگ و پوست و خون و شعر

ریشه‌ام در خاک است

مثل گیاه

آوندهای نباتی‌ام زنده‌اند

ریشه‌ام سلول‌های نامرئی اندوه را

به نسوج مشتاقم منتقل می‌کند

اندوه اندک‌اندک تمام هستی‌ام را در بر می‌گیرد

نه تبری می‌بینی/ نه هیزم شکنی

اما روح این: انسان ـ درخت/ مجروح است

می‌میرم / به خاک سپرده می‌شوم

آن سان که میوه‌ای نرسیده را کودکی از شاخه می‌چیند

من به خاک سپرده می‌شوم

با امید تناسخ و ادامه در قالبی دیگر...

همان‌طور که اشاره شد کاملا نمایان است شاعر در سرودن تجربه چندانی ندارد و حتی برخی سطرها و کلمات مانند «می‌میرم‌/‌ به خاک سپرده می‌شوم» حشو و مخل ایجاز است.

دیگر پیشنهاد ما به خانم رحیل این است که در تقطیع سطرهای شعرش توجه بیشتری به موسیقی داشته باشد و همچنین در برخورد با کلمه‌ها و انتخاب و استخدام آنها وسواس بیشتری به خرج دهد مانند ادات تشبیه «آن سان» که بافت زبانی او را بسیار کهن می‌کند.

در پایان، این نکته را هم یادآوری کنم که استفاده او از صنعت تلمیح یا به قول امروزی‌ها ایجاد فرامتن تا حدودی موفق بوده است و اشاره‌ای که به «رابعه» می‌کند در شعر به اصطلاح خوش نشسته است.

سید محمود سجادی / شاعر و منتقد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها