وی افزود: دور از انصاف است که بخواهم ابتدای جلسه را با بدیهای همسرم شروع کنم، همسر من فردی بسیار خانهدار و دلسوز است و هرکس وارد خانه من میشود از کدبانویی همسرم تعریف و تمجید میکند، اما در کنار این حسنها، بدیهایی نیز دارد که زندگی را برای من سخت کرده و دیگر توان ادامه زندگی با او را ندارم.
مرد جوان در پاسخ به پرسش قاضی مبنی بر اینکه چرا خواهان جدایی از همسرت هستی در حالی که به یکدیگر علاقه دارید، عنوان کرد: همسرم مرتب با سوال و جواب کردن از من که کجا میروی؟ با چه کسی میروی؟ مرا دیوانه کرده است. فقط به من میگوید کنار من باش و جایی نرو. گاهی اوقات که تنها به منزل پدرم میروم آنچنان دعوایی راه میاندازد که چرا بدون من به آنجا رفتی و مرا همراه خودت نبردی! اما متاسفانه آنقدر درک ندارد که متوجه شود زمانی که من سرکار هستم و با من تماس میگیرند که به منزل پدرم بروم، حتما مشکلی به وجود آمده و من نمیتوانم در آن شرایط، به خانه بروم و او را نیز با خود همراه کنم.
زن جوان که 24 سال داشت، در حالی که پس از اظهارات شوهرش لبخند میزند، در پاسخ به او گفت: من به همسرم علاقهمندم اما در کنار این علاقه از او آزرده خاطر نیز هستم زیرا همسرم در صحبتهای خود بیش از اندازه اغراق کرده است. بله! من مخالف رفتن او به خانه پدرش هستم زیرا او در هفته، 6 بار بدون من به آنجا میرود و زمانی که از او میخواهم مرا همراه خود ببرد و در خانه تنها نمانم، مخالفت میکند. آن وقت از من توقع دارد از این رفتارش ایراد نگیرم. واقعا این حرف که هر شب برای خانوادهاش مسالهای پیش میآید و او مجبور میشود مرا در خانه تنها بگذارد، قابل باور است.
وی افزود : مادر همسرم مرتب به او میگوید که چون من خود شاغل هستم نباید تمامی مخارج منزل را شوهرم تامین کند، در حالی که من تمام حقوقم را بابت رهن خانه، پس انداز میکنم تا دیگر مجبور به پرداخت کرایه ماهانه نباشیم.
مرد جوان نیز خاطرنشان کرد: آنقدر همسرم سر مسائل مختلف مرا سوال و جواب کرده است که من زمانی که میخواهم وارد منزل شوم، استرس دارم و این استرس آنقدر شدید است که گاهی اوقات از ناحیه قلبم احساس ناراحتی میکنم. من نه میخواهم و نه دیگر توانش را دارم که به این زندگی ادامه دهم و خواهان جدایی هستم.
قاضی دادگاه بعد از شنیدن اظهارات طرفین، حکم طلاق را صادر نکرد و از این زوج جوان خواست تا بهانهها را کنار بگذارند و به زندگی مشترک خود ادامه دهند.