سردار سرلشکر غلامعلی رشید از فرماندهان ارشد سپاه دوران دفاع مقدس به شمار میرود. او متولد 1332 در شهرستان دزفول است و در عملیات بیتالمقدس که به آزادی خرمشهر انجامید، فرماندهی قرارگاه فتح را بر عهده داشت و در کنار سرداران شهید حسن باقری و ابراهیم همت و دیگر رزمندگان در آزادی خرمشهر نقش بسزایی ایفا کرد.
مسوولیت اطلاعات و عملیات سپاه دزفول، جانشینی ستاد عملیات جنوب، مسوولیت عملیات قرارگاه مرکزی سپاه و معاونت اطلاعات و عملیات ستاد کل نیروهای مسلح ازجمله مسوولیتهایی است که سردار رشید در سالهای گذشته بر عهده داشته و در حال حاضر جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح است.
حضور رهبر انقلاب در سواحل جنوبی کشورمان و تاکیدات مکرر ایشان بر ضرورت انجام اقدامات لازم برای گسترش حضور در آبهای آزاد باعث شد تا در مصاحبهای با سردار رشید به بررسی دلایل این تاکیدات و ساز و کار عملیشدن این راهبرد بپردازیم.
رشید چندی قبل پس از بازدیدی که از بنادر کنارک، جاسک و بندرعباس داشت پیشنهاد کرده بود برخی از بندرهای جنوبی به استانهایی داده شوند که ارتباطی با دریا ندارند. مثلا بندر پارسیان به استان فارس داده شود یا استان کرمان، اداره امور بندر جاسک را بر عهده گیرد، اما پس از مطرح شدن این پیشنهاد برخی نمایندگان شهرهای جنوبی با آن مخالفت کردند.
سردار رشید در گفتوگو با جامجم درخصوص این پیشنهادات خود توضیحاتی ارائه کرده است. او همچنین به سوالات دیگری درخصوص راهکارهای حضور گستردهتر در آبهای آزاد و مزایای این حضور پاسخ داده که مشروح این گفتوگو را پیش رو دارید.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران در حال تغییر راهبرد دریایی خویش است و تصمیم دارد حضور خود را در آبهای آزاد گسترش دهد. این تغییر جهت در راهبرد دریایی کشورمان به چه دلیل است؟
این تغییر رویکرد نسبت به راهبرد دریایی به دلیل حداقل 2 مساله اساسی است؛ یکی موقعیت دریایی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک عامل موثر ژئوپلیتیکی و دوم تبدیل ایران به یک قدرت منطقهای با توجه به ظرفیتهای عظیمی که در خود دارد، دلایل متعدد دیگری هم وجود دارد که حکم میکند ما چنین رویکردی را باید اتخاذ کنیم، از 6 عنصر پایهای که استراتژیستها برای کسب قدرت دریایی ذکر میکنند، ایران تمام یا اکثر این عناصر را داراست. مثل برخورداری از موقعیت دریایی، وضعیت مناسب ساحلی، وسعت ساحل ـ ما در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان حداقل 1800 کیلومتر (1150 مایل) ساحل و مرز دریایی داریم ـ جمعیت کافی و فرهنگ دریایی در ملت ایران. بنابراین کشور ما یکی از بهترین کشورها در این زمینه است، اما باید بپذیریم ما قدر نعمت دریا و موقعیت دریایی خود را درک نکردهایم و به این خاطر شاکر نبودهایم، حدود 40 الی 50 کشور در جهان، محصور در خشکی هستند، قدر نعمت دریا را تاجیکستان، افغانستان و حتی عراق بهتر میفهمند، چون برخی از کشورها هستند که دسترسی به دریا دارند ولی آزادی عمل ندارند و تنگنای ژئوپلیتیکی دارند. عراق غیر از فاو، بندر مناسبی ندارد؛ دریا قیمت زیادی دارد و ما از نعمت دریا برخورداریم، اما با یک ادراک راهبردی تا به حال نیامدهایم به تعبیر شما، تغییر جهتی در راهبرد دریاییمان بدهیم، به نظر میرسد 2 ملاحظه مانع از توسعه راهبردی نسبت به دریا و اتخاذ یک رویکرد دریایی از سوی ما شده است. یکی تکیه بر رویکرد بری و قارهای با توجه به ظرفیتها و امتیازات ژئوپلیتیکی ایران برای دسترسی به محیط بیرونی و دوم رویکرد تهدیدمحور در دریا به جای فرصتمحوری، در حالی که حقیقتا دریا یک فرصت عظیمی است مشروط به این که رویکرد خود را به دریا اصلاح کرده و مبتنی بر آن راهبردهای خود را در سطح ملی با اولویت به بهرهبرداری از فرصتها طراحی و دنبال کنیم. البته بحث در اینجا عمدتا حول محور راهبرد کلان ملی است و در حوزه راهبردهای دفاعی، مباحث تخصصی دیگری وجود دارد که متناسب با شرایط تهدید، رویکردها نیز تغییر میکنند.
روسیه نمونهای است از کشورهایی که ساحل مناسب ندارد. روسیه سرزمینی است که در 3 اقیانوس ساحل دارد و طویلترین خطوط ساحلی را هم دارد، اما 98 درصد این سواحل در طول سال یخزده است و ناوگان روسیه در بنادری گیر افتاده که دسترسی مناسبی به آبهای فراساحلی ندارد و بخش عمدهای از سال سواحل دچار یخبندان است و استفادهای نمیتواند از آنها بکنند.
شما در جایی از ضرورت افزایش تعداد استانهایی که با آبهای آزاد ارتباط دارند صحبت کرده بودید. دلیل چنین ضرورتی چیست و این موضوع چگونه امکانپذیر است؟
در همایش نیروی دریایی راهبردی عرض کردم 24 استان کشور ما دسترسی به دریا ندارند. این بحث یک پشتوانه علمی و فکری دارد که در دانشگاه عالی دفاع ملی عدهای از متفکران و استراتژیستهای ما چندین ماه روی این مساله کار کردهاند. متاسفانه این بحث بسیار مهم و راهبردی را برخی دوستان، عجولانه دستخوش مسائل محلی کردند. در حالی که اگر به درستی به آن پرداخته شود، خواهند دید که اولین و در دسترسترین منافع و برکات آن به همان اهالی شریف و زحمتکش و محروم منطقه میرسد و هر دو سطح محلی و ملی به طور تصاعدی از نتایج این اقدام راهبردی در همه حوزههای قدرت ملی بهرهمند میشوند. اجمالا باید اشاره کنم که این بحث مهم دقیقا بر مبنای مصالح ملی و منافع عمومی طرح شده است و از یک پشتوانه علمی و تجربی در عرصه دفاعی ـ امنیتی برخوردار است و نخبگان نظامی و غیرنظامی کشور در دانشگاه عالی دفاع ملی روی آن بحث کردهاند، اما برخی دوستان پیش از آن که اصل موضوع و زوایای آن را مورد مطالعه قرار بدهند به دلیل نگرشهای محلی آن را برنتابیدند و با سوءبرداشت آن را خلاف مصالح تشخیص دادند.
اینجانب هم دقیقا مانند این عزیزان، معتقدم استانهای هرمزگان و سیستان و بلوچستان نیازمند تقویت هستند. هم از سوی دولت و هم از طریق بسترسازی برای بهکارگیری و فعالکردن ظرفیتهای ملی که در سایر استانهای کشور برای سرمایهگذاری در سواحل وجود دارد. آیا ایرادی دارد مردم و بخش خصوصی در استانهای دیگر مثلا استانهای فارس، آذربایجان، خراسان و اصفهان با آن همه نیروی انسانی ماهر و ظرفیتها، امکانات و منابع مالی و فنی فراوان با فراهم آوردن ساز و کارهای قانونی امکان سرمایهگذاری در سواحل را داشته باشند؟ کشورهای دیگر مثل چین و فرانسه که دولتهای فدرال هم نیستند و نظام سیاسی آنها نیز مثل ما بسیط است، از همین روش استفاده کردهاند و با یک رویکرد توسعهای نسبت به دریا از همه ظرفیتها و منابع کشورشان بهرهگیری کردهاند و به کمک استانهای ساحلی شتافتهاند و در زمینههای علمی و صنعتی، خدماتی و تجاری رشد کردهاند. به همین دلیل حلقه ساحلی چنین کشورهایی بسیار قدرتمندتر و توسعهیافتهتر از مناطق داخلی و قارهای آنهاست.
هماکنون در برخی از مناطق و کشورهای جهان بخشی از سواحل یا اسکلههای مهم خود را به دیگر کشورها برای مدتهای طولانی اجاره میدهند و از این طریق اهداف متعدد سیاسی، دفاعی، اقتصادی و حتی فرهنگی را دنبال میکنند.
به عنوان نمونه اخیرا یونان یکی از مهمترین اسکلههای خود را به چین اجاره داده است یعنی از آن طرف دنیای شرق یک کشور را آورده و اسکله مهم خود را با همه امکانات بندرگاهی آن در اختیار آن کشور گذاشته است.
حالا ما چرا نباید بتوانیم با هدف توسعه همهجانبه، این نوع مدل را با استفاده از امکانات ملی و بومی خود دنبال کنیم.
مگر نه این که در مدل ایجاد مناطق آزاد ما فرصتها و امکانات بومی را در اختیار ملیتهای مختلف که عمدتا از نظر فرهنگی و مذهبی با ارزشهای بومی ما انطباق ندارند، میگذاریم و این مدل را به صورت روزافزون توسعه میدهیم، چه اشکالی دارد که به جای ایجاد منطقه آزاد تجاری ساحلی یا دریایی که نمونههای آن را داریم، از انبوه ظرفیتهای احیانشده ساحلی برای ایجاد مناطق ویژه (شبکه آزاد) فرصتهایی را در اختیار سایر استانهای توانمند که راهی به دریا ندارند قرار بدهیم و امکانات و توانمندیهای ملی خود را به این ترتیب به سمت احیا و توسعه ظرفیتهای عظیم ساحلی و دریایی سوق بدهیم.
آیا پیادهکردن چنین مدلی در افزایش توان دفاعی کشور نیز تاثیرگذار است یا فقط کارکردهای اقتصادی دارد؟
بدیهی است چنین رویکردی قبل از هر چیز ماهیت غالب اقتصادی و تجاری و علمی و فرهنگی دارد لیکن کارکردهای دفاعی ـ امنیتی مهمی در آن مستتر است که اولین برکات آن ایجاد بسترهای توسعه و تسریع در رشد و محرومیتزدایی از اهالی شریف و غیور و مومن منطقه است.
رشید: آیا ایرادی دارد مردم و بخش خصوصی در استانهای دیگر مثل فارس، آذربایجان خراسان و اصفهان با آن همه نیروی انسانی ماهر و ظرفیتها امکانات و منابع مالی و فنی فراوان امکان سرمایهگذاری در سواحل را داشته باشند؟
کافی است نرخ رشد محلی مناطق ساحلی مورد نظر را با برخی مناطق برخوردار کشور مقایسه کنیم در طی دهها سال تاکنون همواره این ظرفیتها بدون استفاده رها شده است در حالی که ما بدون نیاز به سرمایهگذاری بیگانه، امکانات و مقدورات بسیاری بویژه در بخش خصوصی و تعاونی کشور خود داشتهایم.
نگاهی به برخی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس این واقعیت تلخ را به خوبی نشان میدهد. ببینید چند کشور کوچک (کممساحت منطقه) که روی هم رفته به اندازه یکی از استانهای ساحلی ما هم نیستند، چگونه توانستهاند سهم عظیمی از اقتصاد و تجارت و درآمد منطقه را به خود اختصاص بدهند. در حالی که غیر از اندکی از ساحل و در برخی موارد، ذخایر گازی و نفتی، چیزی ندارند در حالی که ما علاوه بر این دو نعمت، سواحل مناسب طولانی و ذخایر عظیم نفت و گاز، نعمتها و مقدورات بسیار دیگری هم داریم. اینجانب انتظار بیشتری از برادران عزیز نماینده در تحلیل و عکسالعمل در برابر پیشنهاد راهبردی برادران نظامی خود داشتم و گمان میکنم اگر موضوع به درستی مطالعه میشد، آن برادران اولین حامیان این ایده میشدند و البته هنوز دیر نیست.
اینک جان کلام این است با ادراک صحیح از موقعیتهای خدادادی ساحلی و دریایی و ظرفیتهای عظیم نهفته در این سواحل طولانی ما قادر هستیم با توکل به خدای متعال و با پشتوانه حاصل از اقتدار دفاعی ـ امنیتی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، این سرمایه عظیم ملی را با استفاده از امکانات و مقدورات داخلی بویژه بخش مردمی (خصوصی و تعاونی) احیا و در وهله اول چهره محرومیتزده منطقه را دگرگون کنیم؛ طبیعی است اهداف دفاعی ـ امنیتی نظام نیز در بطن این توسعه خود به خود محقق خواهد شد و تاثیر همافزایی بر رشد و توسعه محلی و ملی خواهد داشت.
پس شما هنوز به تحقق ایده خود برای بنادر کشور امیدوار هستید؟
بله، چرا که نظامیان اندیشمند ما که عمدتا از فرزندان همین مناطق محروم هستند، در خلال بررسیهای کارشناسی خود با پشتوانه ماهها کار فکری و علمی در دانشگاهها و پژوهشگاههای معتبر، به ایدههای علمی و آزمون شدهای میرسند که همزمان، هم ترقی و محرومیتزدایی از استانهای ساحلی در عرصههای مختلف اقتصادی، صنعتی، علمیو خدماتی را به دنبال دارد و هم بنیههای دفاعی ـ امنیتی را در سطح ملی و محلی ارتقا میدهد، کاملا طبیعی است که این ایده را به مخاطبان فرهیخته ارائه کنند تا هر نهادی متناسب با ماموریت و وظایف و تعهدات خود به کشور و مردم استفادههای مناسب از آن را دنبال کند.
عکسالعمل برخی برادران نماینده نسبت به این پیشنهاد موجب تعجب شد و انتظار میرفت این مساله به جای رسانهای کردن در جمعی کارشناسی مورد بحث قرار میگرفت و هنوز هم معتقدم اهمیت موضوع ایجاب میکند مساله بدون هرگونه پیش قضاوت و در فضای کارشناسی مورد مطالعه قرار بگیرد تا ضمن جلوگیری از ایجاد تبعات روانی که خواست دشمنان است، ارزشهای حیاتی ایده موردنظر بویژه برای مردم غیور و شریف منطقه شناخته شود.
این نکته را هم اضافه کنم اتفاقا ما نظامیان هم حتی صرف نظراز علاقه و حمایت از توسعه عدالتمحور در سطح ملی، به دلیل ملاحظات دفاعی ـ امنیتی هم که باشد مصرانه اعتقاد داریم باید اعتبارات بیشتری به استانهای ساحلی داده شود تا در بستر توسعه محلی، زیرساختهای لازم را برای توسعه یک نیروی دریایی راهبردی ایجاد نمایند و اساسا انگیزه اصلی این مباحث از سوی نظامیان و مراکز علمی ـ دفاعی همین است. به نظر اینجانب باید از این تغییر و تحول مبتنی بر فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب و فرماندهی معظم کل قوا استقبال کرد. بدون نگرش راهبردی و دراز مدت، تسهیلات و زیرساختهای لازم فراهم نخواهد آمد. سر کلام رهبر معظم انقلاب همین است و هشداری است به ما نظامیها و مقامات دولتی و نخبگان و همه ملت ایران که باید نگرش و رویکرد گذشته خود را نسبت به دریا تغییر بدهیم و این مهم صرفا از طریق تبلیغات و با طرح مطالبات در قالب دریافت اعتبارات از دولت به دست نمیآید. تحقق این ایده حداقل یک دهه تلاش منسجم و پر حجم و هماهنگ میطلبد و برای آن باید به کمک مردم ساحلنشین جنوب که مردمی فهیم و غیور و با فرهنگ دریایی هستند، بشتابیم و این فضا را ایجاد کنیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفر اخیر خود به سواحل جنوبی کشورمان حضور راهبردی ایران در آبهای آزاد را به منزله خدمت به بشریت خوانده و آبهای آزاد را بستری برای انتقال فرهنگ توصیف کردند. در مورد این نوع از کارکرد حضور در آبهای آزاد توضیح دهید.
طبیعی است که حضور در آبهای آزاد، بیش از هر چیزی با هدف ایجاد بسترهای توسعه روابط انسانی در عرصههای فرهنگی، علمی، اقتصادی میان ملتها دنبال میشود. در گذشته نیز متاثر از حضور قدرتمندانه دریایی مسلمانان در آبهای آزاد، روابط و مناسبات گستردهای میان مسلمین و ساکنان ممالک دور به وقوع پیوست که منجربه انتشار اسلام در حوزه اقیانوس آرام نظیر کشورهای اندونزی، فیلیپین و مالزی در قرون 13 و 14 میلادی شد.
بعلاوه حضور در آبهای آزاد برای کشورهایی که ارتباط دریایی دارند، یک فرصت است که عدم استفاده از آن باید مورد سوال باشد نه استفاده از آن، البته طبیعی است حضور نظامی هر چند با هدف غیرنظامی باشد، ولی دستاوردهای نظامی بویژه در حوزه آموزش و کسب تجارب دریایی را به دنبال خواهد داشت و این قابل انکار نیست، لیکن اهداف اصلی ایران همان بسترسازی برای توسعه مناسبات در حوزههای فرهنگی و تعامل در عرصههای انسانی با سایر ملل و دولتهاست که در تدابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی بصراحت آمده است.
آیا آبهای آزاد هم مانند فضای بالای جو متعلق به همه کشورهاست که هر کدام توان و انگیزه حضور در آن را داشته باشند میتوانند با رعایت قوانین بینالمللی در آن حضور یابند؟
حقوق بینالملل، آزادی دریاها را به رسمیت شناخته است. معنای این حرف این است که هر دولتی میتواند برای توسعه اهداف صنعتی، تجاری و حتی نظامی و دفاعی خودش بدون دخالت در حریم حاکمیت دولتهای دیگر از دریا استفاده کند، بنابراین حقوق بینالملل به نیروی دریایی ما اجازه میدهد تا 12 مایلی ساحلی هر کشوری دریانوردی کند و نیروی دریایی ما میتواند تا 12 مایلی ساحل سرزمین ایالات متحده آمریکا برود و بیاید؛ بنابراین دریا یک نقشمحوری در اقتصاد، تجارت و توسعه صنعتی و امر دفاع دارد.
از منظر حقوق بینالمللی دریایی، حضور و تردد شناورهای نظامی و تجاری و امثال آن در آبهای آزاد منعی ندارد و آبهای آزاد را به همین دلیل آزاد میگویند، لیکن برخی دولتها متکی بر اقتدار دریایی خود، پا را از این مقررات فراتر گذاشته و در قلمروی دیگران وارد میشوند. به همین دلیل با وجود مقررات حاکم، برخورداری از پشتوانههای نظامی و سیاسی برای اعمال حق حاکمیت، هم بر آبهای داخلی و سرزمینی و هم برای حضور در آبهای آزاد، یک ضرورت است.
اساسا چرا کشورها در آبهای آزاد به صورت نظامی حضور پیدا میکنند؟ آیا این به معنی نوعی جنگ سرد حاکم بر روابط بینالملل است؟
با توجه به پاسخ سوال قبلی، اساسا این تصور که حضور در آبهای آزاد فقط حضوری نظامی است، منطبق با واقعیت نیست. حضور نظامی فقط بخش اندکی از انواع حضور در آبهای آزاد است و بسیاری از ناوگانها تجاری، توریستی و حتی علمی و اکتشافی هستند. البته گاهی در برخی مناطق با هدف تامین آبراههای مهم و شناورهای غیرنظامی، حضور ناوگانهای نظامی با اهداف نظامی نیز ضرورت مییابد، نظیر آنچه در آبهای سومالی در جریان است که ضامن تداوم همان حضور از نوع اول یعنی حضور اقتصادی، تجاری و فرهنگی است و حق حضور با هر ساز و برگی را به رسمیت شناخته است.
رشید: حضور جمهوری اسلامی در آبهای آزاد چنانچه از پشتوانههای لازم و زیرساختهای ساحلی برخوردار و در فرهنگ زیستی مردم کشور نهادینه شود، ایران را در سطح اول منطقه قرار داده و زمینه ارتقای کشور را به سطح قدرتهای جهانی فراهم خواهد کرد
در خصوص حاکمیت جنگ سرد بر روابط بینالملل نیز نمیتوان حضور نظامی در آبهای آزاد را دلیلی برای جنگ سرد دانست، زیرا این حضور در بسیاری موارد بدون قصد تهدید یا به رخکشی و صرفا با اهداف آموزشی در جریان است، البته مواردی از حضور تهدیدآمیز بویژه از سوی ایالات متحده آمریکا در اقصا نقاط آبهای آزاد وجود دارد که ناشی از ماهیت تجاوزکارانه دولت آمریکاست و نمیتوان صرف این موارد را دلیل بر حاکمیت جنگ سرد بر روابط بینالمللی تلقی کرد.
کیفیت این حضور فقط به خود کشور و دیگر متحدان بستگی دارد؟ منظورم این است که با هر ساز و برگ دلخواهی میتوان وارد این آبها شد؟
آنچه مسلم است از نظر حقوق بینالملل دریایی، حضور در آبهای آزاد منوط به همراهی نوعی خاص از ساز و برگ نیست. لیکن کیفیت حضور نسبت مستقیم با نیات و اهداف کشور مبدأ دارد، البته محیط جغرافیایی و شرایط محیطی حاکم بر آن نیز میتواند در کیفیت و زمان حضور و نوع فعالیت ناوگان مورد نظر در آبهای آزاد تاثیر بگذارد.
به عنوان نمونه، حضور پرحجم شناورهای آمریکایی با ساز و برگ انبوه نظامی در منطقه خلیج فارس در شرایطی که آمریکا از ابراز دشمنی خود نسبت به جمهوری اسلامی ایران ابایی ندارد، نمیتواند یک حضور بیخطر باشد و نگرانیهای جمهوری اسلامی را به دنبال نداشته باشد؛ بنابراین یکی از عوامل تعیینکننده ماهیت حضور یک ناوگان در آبهای آزاد نیات و اهداف دولت مبدأ است.
علت تصریح بر غیر تهدیدآمیز بودن حضور ناوگان نظامی جمهوری اسلامی ایران در آبهای آزاد نیز فقدان همین عنصر تهدید در نیت سیاستمداران ما در اعزام ناوگان به آبهای آزاد است.
چند درصد کشورهای دنیا توان حضور بلندمدت در این آبها را دارند و آیا حضور ایران در آبهای آزاد مداوم و بلندمدت خواهد بود؟
این که چند کشور در دنیا توان حضور بلندمدت را در آبهای آزاد دارند، بستگی به قدرت نیروی دریایی و فناوری و اراده آن کشورها دارد.
این که ملتی در کنار دریاهای بزرگ باشد و از منافع حضور مقتدر در دریا محروم باشد، یک غفلت بزرگ و کاستی استراتژیک است. در حالی که بیش از 90 درصد تجارت دنیا از طریق آب صورت میگیرد، اصلا قابل درک نیست که ما تاکنون از این ظرفیت عظیم خدادادی یعنی قریب به 1850 کیلومتر ساحل دریایی در جنوب به طور کامل استفاده نکردهایم.
به نظر اینجانب برای کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران که دسترسی مناسب به دریا و سواحل گسترده دارند، حضور بلندمدت و مقتدر در دریا بیش از هر چیز نیازمند درک واقعی از این ظرفیت و اراده قوی برای حضور است. مابقی لوازم حضور به دنبال همین اراده خواهند آمد.
این درک و اراده در عالیترین سطح در بیانات رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا در مناسبتهای مختلف آشکار شده است و با صراحت، نهادهای مسوول کشوری و لشکری را خطاب قرار داده و مطالبه و حمایت خود را از حرکت در این مسیر اعلام کردهاند. بنابراین گمان میکنم حجت از هر نظر بر دولتمردان و حتی آحاد ملت ما برای ورود دائمی در این عرصه بزرگ تمام شده است و باید هر چه زودتر گامهای عملی و بلند متناسب با مقیاسهای جهانی در این زمینه را با جسارت برداریم و بدانیم که تاخیر در این عرصه، همانند عرصه فضا، بسیاری از فرصتها را از ما میگیرد و هزینههای ما را هزاران برابر میکند.
رصد تحرکات دیگر کشورها، مانور و نمایش قدرت یا چه عامل دیگری مهمترین دلیل برای حضور در آبهای آزاد است؟
جنبههای نظامی حضور ما در آبهای آزاد عمدتا معطوف به ارتقای سطح آموزش و توانمندی دفاعی شناورهای نظامی و نیروهای انسانی ماست و طبیعی است که ما در آبهای آزاد خارج از خلیج فارس و دریای عمان اهداف نظامی نداریم، لیکن در آبهای خلیج فارس و دریای عمان و شمال اقیانوس هند به طور طبیعی تحرکات قدرتهای متخاصم با جمهوری اسلامی ایران را که متجاوزانه در منطقه حضور دارند زیر نظر داریم.
آیا حضور در آبهای آزاد، ایران را در جمع قدرتهای جهانی قرار داده و از سطح منطقه فراتر میبرد؟
حضور جمهوری اسلامی در آبهای آزاد چنانچه از پشتوانههای لازم و زیرساختهای ساحلی در زمینه اقتصادی، صنعتی، علمی و تجاری برخوردار و در فرهنگ زیستی مردم کشور نهادینه شود، بدون شک ایران را در سطح اول منطقه قرار داده و زمینه ارتقای کشور را به سطح قدرتهای جهانی فراهم خواهد کرد.
کافی است به عوامل مهم ژئوپلتیکی که مبنای اقتدار بینالمللی جمهوری اسلامی است، نگاهی بکنیم؛ وسعت و عمق کشور و موقعیت راهبردی و جمعیت انبوه و کیفی و ذخایر عظیم طبیعی بویژه نفت و گاز و ظرفیتهای صنعتی بزرگ، فرهنگ فرهیخته و امتداد وسیع و عمیق آن در میان سایر ملل، حیثیت انقلابی و استکبارستیز، سطح بالای دانش و استعداد علمی، مجموعهای از عوامل هستند که به تنهایی در کمتر کشوری از جهان جمع شدهاند. درک صحیح از این عوامل و بهکارگیری عالمانه آنها جمهوری اسلامی ایران را قادر خواهد کرد پشتوانه حضور مقتدرانه و دائمی و به رو به رشدی برای حضور در آبهای آزاد تامین کند و در چشماندازی نه چندان دور خود را تا سطح قدرتهای جهانی بالا بکشد.
البته این مهم، منوط به تعمیم این درک در سطح ملی و درک ضرورتها و فهم شرایط محیطی و عزم ملی و شکار فرصتها در فضایی سرشار از وحدت و همدلی و امید و تلاش است یعنی پایبندی به آنچه از آموزههای مکتبی آموختهایم.
به نظر شما آیا حضور در آبهای آزاد نمیتواند باعث تحریک برخی کشورها شود؟ با این جنبه چه خواهیم کرد و چگونه باید این حضور را با بیشترین بهره تقویت کرد؟
همانطور که تاکید شد حقوق بینالملل حق حضور تجاری و دفاعی را برای همه کشورها به رسمیت شناخته است و حضور جمهوری اسلامی در آبهای آزاد از طریق ناوگان تجاری و نظامی، رفتار یا هدفی را که موجب تحریک شود از خود نشان نمیدهد. بازدیدهایی که با هدف آموزشی از برخی بنادر کشورهای دوست برنامهریزی میشود، امری معمول و مرسوم است و دلیلی ندارد که موجب تحریک شود.
البته برخی بیگانگان که رویکرد تخاصمی با جمهوری اسلامی ایران دارند، هیچگاه دست از جنگ روانی علیه ما برنمیدارند و خیلی هم نیازمند بهانه نیستند، همواره بهانههایی برای خود میترشاند. ما نیز اعتنایی به بهانهتراشی آنها نمیکنیم.
نیروهای مسلح ما طی این سالها نشان دادهاند هم اقتدار دارند و هم تحرکات دشمن را در آبها، فضا و محیط امنیتی پیرامونی، رصد و کنترل میکنند و هیچگاه دچار خطای محاسبه در برآوردها در سطح راهبردی و عملیاتی و تاکتیکی نمیشوند. دشمنان نیز پس از 8 سال دفاع مقدس، به این درک رسیدهاند که نباید در قبال ملت و نیروهای مسلح ایران دچار خطا در محاسبه شوند.
حسین نیکپور
گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم