در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنها که از سرزمین آفتاب تابان آمده بودند، متاسفانه خیلی هم خوب انگلیسی نمیدانستند، البته نباید سنشان را هم نادیده گرفت، آنها همه بیش از 50 سال داشتند، اما در این گروه مسن، دختر جوانی هم بود که نقش راهنما را برای آنها داشت. وقتی با او صحبت کردم، نتوانستم تلفظ اسمش را درست بفهمم، چون به نظرم تنها آوایی خاص را تکرار میکرد. او 30 سالش بود و همراه با آن گروه از ژاپن راهی ایران شده بود تا نقاط دیدنی این نقطه از جهان را ببیند و تجربه بیندوزد و تفریح کند.
او میگفت امروز تجریش را برای گردش و خرید انتخاب کرده، چون شنیده اگر در تهران است باید تجریش را هم ببیند. در خیابان نیاوران از ماشینشان پیاده شده بودند و فاصله میدان قدس تا تجریش را پیاده میرفتند. «این طور که ما شنیدهایم از تجریش میتوانیم خرید کنیم و هر چیزی بخواهیم اینجا پیدا میکنیم. البته تا امروز هر شهری که رفتهایم، سوغاتی مخصوصش را هم خریدهایم. برای همین شاید در تجریش فقط کمی بگردیم.»
او میگفت حدود سه هفته است در ایران هستند و تا 2 روز دیگر هم برمیگردند. وقتی از او درباره شهرهای دیگری که در این مدت دیدهاند، سوال کردم بدون مکث جواب داد: «شیراز که به نظرم زیباترین شهر بود، فقط حیف که گرمای هوا خیلی اجازه نمیداد راحت همه جا را ببینیم. به غیر از آن اصفهان و کاشان را هم دیدیم. با اینکه این شهرها خیلی قشنگ بود، اما متاسفانه ما زیاد فرصت نداشتیم آنجا بمانیم.»
وقتی پولکی باعث دعوا میشود!
وقتی از او درباره خاطراتش از سفر به ایران میپرسم، لبخند میزند و رو به دوستانش به زبان خودشان چیزی میگوید و همه با هم میخندند. اول از این برخورد جا میخورم، اما او بلافاصله توضیح میدهد: «ما قبل از اینکه به ایران بیاییم چند کلمهای فارسی یاد گرفتیم تا هر وقت جایی هستیم که کسی انگلیسی نمیداند، خیلی اذیت نشویم.
یکی از این کلمات پول بود، خیلی راحت هر جا قیمت چیزی را میخواستیم، این کلمه را میگفتیم و مشکل تا حدی حل میشد.
من فرهنگ ایرانی را خیلی دوست دارم البته به نظر من فرهنگ ژاپن و ایران خیلی به هم خیلی نزدیک هستند
یک روز که در اصفهان برای خرید سوغاتی رفته بودیم، آقای فروشنده این کلمه را چند بار تکرار کرد و دوست ما هم که داشت از او خرید میکرد خیلی ناراحت و عصبانی به زبان خودمان با او دعوا کرد که چرا اینقدر برای گرفتن پول عجله دارد، اما بالاخره به کمک یک خانم ایرانی که انگلیسی میدانست، متوجه شدیم منظور فروشنده پول نیست و او سوغات مخصوص اصفهان را معرفی میکند؛ پولکی.» وقتی این خاطره را برای من تعریف میکرد، میخندید اما میگفت: «قبل از آمدن به ایران فقط گز را به عنوان سوغات اصفهان میشناختیم، اما همان بحث باعث شد ما همه چند بسته هم پولکی بخریم که شکل و طعم جالبی داشت.»
فرهنگ ایران به ژاپن نزدیک است
برایم جالب بود نظرشان را درباره فرهنگهای مختلف در ایران، غذاها و کلا همه چیز بدانم، اما وقتی از او سوال کردم جواب جالبی داد که فکر کردم حق با اوست: «3 هفته برای شناختن همه جای ایران خیلی کم است، اما در کل ما ایران را دوست داشتیم. مردم هم خیلی خوب و مهربان با ما برخورد میکردند. فرهنگ و غذاهای ایرانی هم که جای خودش را دارد. من فرهنگ ایرانی را خیلی دوست دارم و البته به نظر من فرهنگ ژاپن و ایران خیلی به هم نزدیک هستند. غذاهای ایرانی که یکی از یکی لذیذتر هستند؛ مخصوصا دیزی.»
او همانطور که دنبال بقیه افراد گروهش راه میرود، با صدایی به نسبت بلند میگوید: «من دیزی را بیشتر از بقیه غذاها دوست داشتم، چون طعم جدیدی داشت، اما بیشتر غذاهای ایرانی خوشمزه هستند؛ زرشک پلو، کباب، کلم پلوی شیرازی و... بخصوص وقتی بعد از آن یک چای و نبات هم بخورید.» باز هم میخندد و میگوید طعم نبات فوقالعاده است. او قبل از سفرش به ایران نمیدانسته نبات چیست و چه طعمی دارد، اما وقتی برای اولینبار در رستورانی چایش را با نبات، شیرین کرده از آن لذت برده و دوستش دارد.
او میگوید فرهنگ مردم ژاپن بخصوص نسل قدیم ژاپنیها خیلی شبیه فرهنگ ایرانیهاست و این نکته برایش جالب و مورد توجه است.
کمکم به تجریش نزدیک میشویم و جمعیتی که در پیادروها در حال حرکت هستند، سرعت آنها را کمتر از قبل میکند. وارد بازار سرپوشیده تجریش میشویم، از همان مغازههای اولی همه گروه با دقت و البته با نگاهی سرشار از شوق به کالاها نگاه میکنند. جالب است که حتی فروش زعفران و زرشک هم برای آنها جالب است. آنها همینطور پیش میروند؛ گاهی چیزی میخرند و گاهی هم تنها اجناس داخل مغازه را نگاه میکنند. حالا دیگر میخواهند به برنامههای دیگرشان برسند، پس من کمکم از آنها جدا میشوم. چند قدمی که دور میشوم، هنوز صدایشان به گوشم میرسد؛ صداهایی که شاد است و وقتی حرف میزنند تقریبا هیچکس چیزی نمیفهمد.
نیلوفر اسعدیبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: