سفر به آغوش‌ گرم یخبندان

از مهاباد ، طبیعت‌شناسان نام غار سهولان را به یاد دارند و پرنده‌نگران اسم تالاب کانی‌برازان. اما تعداد زیادی از مسافرانی که به این سمت کوچ می‌کنند به خاطر بازارهای این شهر به آنجا می‌روند؛ بازارهایی که در خواب قیلوله ما رقیبی جدی برای اجناس چینی شده‌اند.
کد خبر: ۴۲۳۱۰۳

زمان بخرید!

تهران را شبانه ترک کردیم تا صبحی آبی و صیقلی را در مهاباد تجربه کنیم. مسیر را هم در میان تاریکی با خوابی آرام روی صندلی‌ اتوبوس‌هایی که به VIP معروف شده‌اند، تجربه کردیم. اتوبوسی که بزودی به یکی از علاقه‌مندی‌های مسافران زمینی و جاده‌دوستان تبدیل خواهد شد. طراحی صندلی‌های این اتوبوس که چیزی از یک تخت آرام کم ندارد، می‌تواند خوابی آرام و نشستنی بدون خستگی را به مسافر هدیه کند.

موزه مردم‌شناسی

وقتی در موزه مردم‌شناسی مهاباد و درمیان آداب و رسوم کردهای این خطه قدم می‌زنی بوی شستشو و خیسی حمام به مشامت می‌رسد. اشیای قدیمی هم در بخشی از موزه به نمایش گذاشته شده‌اند.

فخری‌کا

برای رفتن به دل راز و رمزهای کهن این سرزمین دیرین، جاده‌ای بهشت‌گون را باید طی کنید. غار فخری‌کا در 18 کیلومتری مهاباد قرار دارد. فاصله‌ای که از میان زمین‌های کشاورزی و باغ‌های پربار می‌گذرد. خاطره پربار و سبز باغ‌ها را که پشت سر می‌گذاری به کوهی می‌رسی که لانه عقاب تیزپرواز است و راه باریکی بر پایه کوه تو را می‌برد تا پای غار فخری‌کا. درست آنجا که عقاب‌های فراوان دشت، دشت و باغ‌ها را زیر پرواز خود به نظاره می‌نشینند. برای رسیدن به غار فخری‌کا باید از چند صخره بگذری. البته غار در داخل خود دارای 4 پایه ستون است که برای دیدن آنها باید حتما از یک پله استفاده کرد. به گفته محلی‌ها پیشتر نوجوانان منطقه پله‌ای را در این نقطه قرار می‌دادند و با گرفتن 500 تومان علاقمندان را به داخل غار می‌بردند.

این غار درست در میان دشتی که بعدازظهر تابستانی آن لبریز از صدای جیرجیرک‌های پرگوست، قرار دارد. دشتی که به باغ‌های سبز و رودخانه‌های روان می‌رسد.

بداق سلطان

بنای آجر قرمز «بداق سلطان» در منطقه جنوبی شهر مهاباد قرار دارد؛ درست روبه‌روی قبرستان جدید شهر و درون قبرستان قدیمی آن. اطرافش را پارک سبزی گرفته است؛ محلی برای آرامش مردان کرد. آرامگاه مرحوم بداق سلطان دری بسته دارد تا گردشگران فقط به دوره کردن این اثر دوران صفوی رضایت دهند.

شهر مهاباد داخل دره‌ای قرار دارد که رودخانه‌ای باعث سرسبزی آن شده است. قبرستان مهاباد هم در داخل شهر و در نقطه‌ای بلندتر قرار داد که می‌تواند یکی از جاذبه‌های گردشگری مهاباد باشد. اگر نوع قرار گرفتن سنگ قبرها و ‌ردیف سنگ‌های عمودی شما را به آن سمت کشاند، سری هم به آرامگاه شاعران شهر بزنید. شاید آنجا زمزمه‌های «هیمن» شاعری که قرآن، دیوان حافظ و خیام را به کردی ترجمه کرده است، بشنوید.

بازار تاناکورا

بازار تاناکورای شهر مهاباد هرچند یکی از نقاط جذاب مسافران این مسیر است اما از نظر ظاهر وصله ناجوری برای شهر است. یک حلبی‌آباد در داخل شهر و آن هم در کنار برج‌های بزرگ تجاری. هشدارهای بهداشتی برای عدم استفاده از این لوازم و اجناس هم راه به جایی نبرده و این بازارها همچنان مشتری خود را دارد. در این بازارها همه چیز پیدا می‌شود از کهنه کهنه تا نوی نو. البته رونق چند‌ساله این بازار باعث شده در کنار آن، یک بازار جدید ساخته شود و غرفه‌های حلبی‌آباد کم‌‌کم به آن بازار منتقل ‌شود و بساط تاناکورا برچیده و زیر ساختمان شیک و جدید پهن می‌شود.

غار یخبندان

جاده‌های مهاباد در فصل بهار و تابستان جزو زیباترین جاده‌های جهان می‌شوند. دو سوی جاده تا چشم کار می‌کند زمین کشاورزی است که به باغ می‌رسد یا روستاهای آرمیده در پای چند درخت که به کوه می‌رسد. زمین‌های کشاورزی درو شده هم جولانگاه گاومیش‌های هندی است؛ گاومیش‌هایی که رنگ‌های خاکستری تا قهوه‌‌ای دارند. در میان این همه رنگ زیبا‌ در جاده مهاباد به بوکان آنقدر برانید تا به یک فرعی برسید و روستای عیسی‌کندی را با خانه‌های کاهگلی‌اش ببینید. جاده‌ای که عیسی‌‌کندی را از زمین‌های کشاورزی جدا می‌کند، ادامه بدهید تا به دروازه سهولان برسید. سهولان این روزها در حال زنده شدن است. این روستا را یکی از روستاییان به نام «محمدرسول مازوچی» زنده کرد، مردی که با دور‌اندیشی خود، مهاجرت را در روستایش به صفر رساند و جوانان آواره روستا را دوباره به سهولان برگرداند.

جدا از فضای ساده و صمیمی روستا و باغ‌های پربارش، وسوسه سوار شدن بر قایقی پارویی و گردش در دالان‌های تو در توی غار معروف این روستا، حتما می‌تواند هر گردشگری را به آنجا بکشاند؛ وسوسه دیدن قندیل‌هایی که گاهی خوشه انگور شده‌اند، گاه پروانه، گاهی پای فیل، گاه توت فرهنگی، گاهی عروس دریایی و.... دمای غار ثابت است برای همین در زمستان و در یخبندان‌ها گرمای مطبوعی به شما ارزانی می‌کند و در تابستان‌های داغ، هوایی خنک.

سهولان به زبان مردمانش یعنی یخبندان. پیش از هرچیزی این کبوتران سهولان هستند که به پیشواز شما می‌آیند. کبوترها صاحبان اصلی غار سهولان هستند برای همین است که مردمان این دیار سهولان را «کونه کوتر» یعنی لانه کبوتر می‌نامند.

وقتی مسافر دنیای اسرارآمیز غار سهولان شدید، چه در دالان‌های تو در توی بخش خشک آن پرسه زدید، چه در حوضچه‌هایش سوار قایق شدید، به یاد داشته باشید به کبوترها و آرامششان احترام بگذارید. اگر زمان دارید حتما شب را در روستای سهولان اقامت کنید تا صبحی متفاوت را در دل طبیعت تجربه کنید. نگران نباشید. هم امن است و هم سوئیت‌های تمیز و زیبایی دارد که پنجره‌های آن، تمام روستا، تاریخ و باغ‌هایش را در نگاه شما می‌نشاند.

سد مهاباد

سد مهاباد به دل شهر که می‌رسد رودخانه‌ای می‌شود که چتری از درختان سبز بر سرش کشیده شده است. هرچند فاضلاب‌ها در این شهر هم به آب روان ختم می‌شوند و بوی بد آن مشام مسافران را آزار می‌دهد، اما سد مهاباد زیبایی‌های بسیاری را برای شهر به وجود آورده و یکی از تفریحگاه‌های منطقه است.

جاده‌هایی هم که مهاباد را به سردشت و پیرانشهر می‌رسانند از کنار این دریاچه زیبا عبور می‌کنند. جزیره، قاضی‌آباد، سر میدان و تاقه دار (تک درخت) مناطق دیدنی پیرامون این دریاچه هستند. در روزهای تعطیل ساحل دریاچه پر از مسافران و شهروندانی است که فراغت خود را کنار این آبی آرام گسترده‌اند.

چادرهای مسافری تصویر زیبا و مکرری است که در چشم هر مسافری می‌نشیند. ماهیگیران کلاه حصیری در آرامش ماهی می‌گیرند. گاهی هم کسانی تن به آب می‌زنند و عرض‌های کوتاه دریاچه را شنا می‌کنند.

هستی بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها