بر همین اساس است که شاهدیم پوشش و فراگیری هر یک از این جریانها در انتخابات مختلف متفاوت است و عرصه سیاسی کشورمان همواره با این پدیده روبهروست که در زمان هر انتخابات بر سر افرادی که میتوانند زیر چتر یکی از جریانهای اصلی یعنی اصولگرایی و اصلاحطلبی قرار گیرند، اختلاف نظر وجود دارد. اصولگرایان برای رفع این مشکل، مدتی است دست به کار شدهاند و علاوه بر منشوری که از سوی جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تدوین شده است با تشکیل کمیتهای در صدد تعیین مصادیق اصولگرایی در انتخابات مجلس نهم هستند.
اما در جناح دیگر یعنی اصلاحطلبان، تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است و طیف گستردهای از فعالان سیاسی با انواع و اقسام دیدگاهها خود را اصلاحطلب میدانند. یک سر این طیف سیاسی را افرادی تشکیل میدهند که با اندکی اغماض میتوان آنها را در جریان اصولگرایی هم قرار داد، اما در سر دیگر طیف، حتی برخی افراد ضدانقلاب خارج از کشور هم خود را اصلاحطلب میخوانند. البته این آسیب مدتهاست از سوی چهرههای اصلی جریان اصلاحطلبی مورد اشاره قرار گرفته و در پی رفع آن برآمدهاند. تاکیداتی که پیش از انتخابات ریاست جمهوری 88 از سوی سیدمحمدخاتمی، رئیسجمهور سابق کشورمان مبنی بر ضرورت بازتعریف اصلاحطلبی صورت میگرفت در همین راستا بود، اما این اتفاق نیفتاد و بعد هم با اتفاقاتی که در حوادث پس از انتخابات افتاد این موضوع کاملا به محاق رفت و این در حالی است که به نظر میرسد تعیین چارچوبها برای جریان اصلاحطلبی حتی بیش از جریان اصولگرا ضروری است.
اما اصلاحطلبان با مشکل دیگری هم روبهرو هستند و آن اینکه با توجه به فعالیت و موضعگیریهای مختلف اعضای این جریان در حوادث 2 سال گذشته، نهادهای نظارتی کشور کدام بخش از این جریان را مجاز به حضور در انتخابات میدانند. بنابراین در حال حاضر 2 سوال مطرح است و آن اینکه اصلاحطلبان چگونه در انتخابات حضور مییابند و دیگر اینکه نهادهای نظارتی در خصوص حضور اعضای این جریان چه موضعی دارند؟
طی مدتی که از انتخابات ریاستجمهوری دهم تاکنون میگذرد، مطالبی که از سوی چهرههای اصلی اصلاحطلبی در این زمینه مطرح شده چیزی بیش از تعیین شرط و شروط برای حضور در انتخابات نبوده است. این شرطگذاریها هم بیپاسخ نبوده، به گونهای که پیش از این، آیتالله احمد جنتی که دبیری شورای نگهبان و ریاست هیات مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس نهم را به عهده دارد در خطبههای نماز جمعه تهران تاکید کرد اصلا نیازی به حضور این عده در انتخابات نیست.
ولی همه اظهار نظرها به تندی اظهارات جنتی نبوده است. به عنوان مثال عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در خصوص چگونگی تایید یا رد صلاحیت کاندیداهای انتخابات مجلس نهم میگوید: نگاه ما این نیست که اصلاحطلبان در انتخابات آینده نباید حضور داشته باشند. بسیاری از دوستان اصلاحطلب وجود دارند که در چارچوب نظام عمل کردند و شورای نگهبان هم مشکلی با آنها نداشته و ندارد.
به گفته کدخدایی، نگاه شورای نگهبان اینگونه نیست که هر فردی را که اصلاحطلب است، چشمبسته ردصلاحیت کند بلکه قانون و عملکرد افراد، ملاک تصمیمگیری اعضای این شوراست و اگر رفتار افراد، مطابق قانون باشد قطعا تائید میشوند و در غیر این صورت تایید نخواهند شد.
سخنگوی شورای نگهبان با تاکید بر اینکه در بحث تایید صلاحیتها، رفتار افراد، ملاک عمل است و نه جریانات و گروهها، میگوید: برای شورای نگهبان فرقی نمیکند چه گروهی در انتخابات شرکت میکند یا نمیکند، بلکه این شورا امیدوار است همه اقشار در انتخابات شرکت کنند و شاهد مشارکت حداکثری در انتخابات باشیم.
اصلاحطلبان در انتخابات شرکت میکنند
در حال حاضر اصلاحطلبان را میتوان از یک نگاه به 3 بخش تقسیم کرد: دسته اول، اصلاحطلبانی هستند که به خاطر مسائل پس از انتخابات قادر به ادامه فعالیت سیاسی نیستند، دسته دوم اصلاحطلبانی هستند که شاید از نظر قانون، مشکلی برای ادامه فعالیت آنها نباشد ولی خودشان، حضور در انتخابات را مشروط به برآورده شدن شرایطی کردهاند.
دسته سوم هم اصلاحطلبانی هستند که به نوعی در حاکمیت سهم دارند و عمده آنها را فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی تشکیل میدهند.
محمدرضا خباز، نماینده مردم کاشمر که یکی از اعضای حاضر در دسته سوم است از تصمیم قطعی سایر اعضای این طیف برای حضور در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی خبر داده است. او در گفتوگو با جامجم میگوید اصلاحطلبان مجلس پس از جلساتی که تا بهحال داشتهاند به این نتیجه رسیدهاند که شرکت در انتخابات حق آنهاست و قانونا و شرعا کسی نمیتواند این حق را از آنها دریغ کند. وی میافزاید: چون این حق متعلق به آنهاست باید از آن کمال استفاده را بکنند و بنابراین آن بخش از جریان اصلاحات که درون مجلس هستند به این جمعبندی رسیدهاند که در انتخابات شرکت کنند.
وی در پاسخ به این سوال خبرنگار جامجم که آیا این حضور به صورت جریانی و سازمانیافته خواهد بود یا به صورت پراکنده، میگوید: پاسخ به این سوال بستگی به برخوردی دارد که دستگاههای نظارت و اجرایی با کاندیداهای جریان اصلاحطلبی داشته باشند.
خباز میگوید: اگر هیاتهای اجرایی و هیاتهای نظارت درصدد برگزاری انتخاباتی سالم و بدون حاشیه باشند، طبیعتا اصلاحطلبان مانند دورههای چهارم، پنجم و ششم مجلس شورای اسلامیشرکت و برای همه حوزههای انتخابیه کاندیدا معرفی خواهند کرد، اما اگر برخوردها نامناسب باشد، طبیعتا نمیشود از الان تضمین کرد که حتما اصلاحطلبان به صورت جریانی شرکت کنند.
درجستجوی تعریف جامع
اما اینکه دامنه جریان اصلاحطلبی در انتخابات پیشرو، چه کسانی را در بر میگیرد و شاخصهای این جریان کدامند سوال دیگری است که از خباز پرسیدهایم. به اعتقاد او هیچکدام از جریانهای اصلاحطلبی و اصولگرایی، تعریف جامع و مانعی ندارند و عموما آنچه به عنوان تعریف از این دو جریان مطرح میشود برداشتهایی است که افراد مختلف از این دو جریان دارند.
نکته: علاوه بر منشوری که از سوی جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تدوین شده است اصولگرایان با تشکیل کمیتهای درصدد تعیین مصادیق اصولگرایی در انتخابات مجلس نهم هستند، اما در جناح دیگر، یعنی اصلاحطلبان تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است
وی اصلاحطلبان را به یکی از دو بال پرنده تشبیه میکند و میگوید: همانطور که اصولگرایان از سابقهای بیش از 30 سال برخوردارند جریان اصلاحطلبی نیز همینطور است، تفاوت آنها در اسمهاست وگرنه اینها 2 جریانی هستند که از ابتدای انقلاب در همه فراز و نشیبها، یاور انقلاب بودهاند.
خباز در خصوص تعریف اصلاحطلبی میافزاید: من در حال حاضر نمیتوانم تعریفی ارائه کنم که قطعا برای همه اصلاحطلبان قابل قبول باشد، ولی از نظر شخص خود من اصلاحطلبان کسانی هستند که میخواهند در چارچوب شرع مقدس اسلام، قانون اساسی، خط امام و تحت راهنمایی رهبر معظم انقلاب فعالیت کنند که البته ویژگی آنها نگاه نوآورانهای است که به مسائل دارند.
حمایت از آزادی بیان و اندیشه، احترام به حقوق مردم و استفاده از ظرفیتهای اجرا نشده قانون اساسی از دیگر ویژگیهایی است که از نگاه خباز به عنوان ویژگیهای اصلاحطلبی مطرح است.
شرط اصولگرایان برای رقیب
علاوه بر خود اصلاحطلبان و مسوولان شورای نگهبان که نهایتا تمام کاندیداهای انتخابات مجلس نهم، باید برای شرکت در انتخابات از فیلتر آنها عبور کنند، این روزها در سایتها اظهارنظرهای بسیار زیادی از سوی چهرههای سیاسی اصولگرا نیز در خصوص حضور اصلاحطلبان در انتخابات آتی مجلس به چشم میخورد. اکثر این اظهارنظرها در قالب شرط و شروط برای اصلاحطلبان مطرح شده است و شاید در نگاه اول غیر منطقی به نظر برسد که یک رقیب برای رقیب خود شرط بگذارد، اما با توجه به اینکه گفتمان اصولگرایی در حال حاضر، گفتمان غالب کشور است و اصولگرایان به نوعی یا در صدر امورند یا با متولیان امر، نزدیکی و قرابت دارند نظرات فعالان این عرصه میتواند شمایی کلی از شرایط انتخابات پیش رو را به تصویر بکشد.
یکی از اصولگرایانی که در مورد حضور اصلاحطلبان در انتخابات پیش رو اظهار نظر کرده علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی است.
وی در واکنش به افرادی که جریان اصلاحطلبی را یک جریان مرده میدانند میگوید: نفی اصلاحطلبان، نفی واقعیت است و هیچ دلیلی وجود ندارد که اصولگرایان وجود جریان اصلاحطلب را در انتخابات پیش رو نفی کرده و نادیده بگیرند.
لاریجانی به صورت تلویحی، شرط حضور اصلاحطلبان در انتخابات را چگونگی رفتار آنها اعلام کرده و میگوید: اگر اصلاحطلبان بخواهند در انتخابات مجلس نهم در صحنه حضور داشته باشند، باید تجربه گذشته برای آنها درسآموز باشد.
جلسه اصلاحطلبان برای شرکت در انتخابات
بحث پایان جریان اصلاحطلبی که لاریجانی هم نسبت به آن واکنش نشان داده، موضوعی است که بعد از انتخابات ریاستجمهوری 88 از سوی برخی فعالان سیاسی مطرح شده است. آن دسته از فعالان سیاسی که چنین نظری دارند معتقدند با ساختارشکنیهایی که از سوی برخی چهرههای اصلاحطلب در جریان حوادث پس از انتخابات صورت گرفت، اکثر اعضای این جریان جواز فعالیت سیاسی خود را از دست دادهاند و دیگر جایگاهی در معادلات سیاسی کشور ندارند.
طرح این احتمال که برخی از اصلاحطلبان هم به خاطر برآورده نشدن شرطهایشان از سوی نظام در انتخابات آینده شرکت نخواهند کرد، تئوری مرگ جریان اصلاحطلبی را تقویت میکرد ولی اخباری که این روزها منتشر میشود حکایت از تصمیم شماری از اصلاحطلبان برای شرکت در انتخابات دارد.
برخی از اخبار مبنی بر تصمیم اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات از سوی اصولگرایان منتشر شده است، اصولگرایانی که این روزها در حال تلاش برای طراحی ساز و کاری برای رسیدن به وحدت هستند و وجود یک رقیب برای آنها میتواند انگیزهای باشد تا فعالیتهایشان را معنادارتر بیابند.
محمدنبی حبیبی، دبیر کل حزب موتلفه در خصوص فعالیتهای انتخاباتی اصلاحطلبان میگوید: تا جایی که من اطلاع دارم اصلاحطلبان نیز برای ورود به انتخابات نهم جلساتی برگزار کردهاند و 2 تصمیم مهمشان هم این است که اولا در انتخابات شرکت کنند و دوم اینکه با فهرست و نامزدهای واحد به میدان انتخابات بیایند.
حبیبی ضمن مخالفت با کسانی که جریان فکری اصلاحطلبی را پایان یافته میدانند، تاکید میکند که وجود آن دسته از فعالان سیاسی منتسب به اصلاحات که نظام جمهوری اسلامی بخصوص موضوع ولایت فقیه و فصلالخطاب بودن ولیفقیه و قانون اساسی را قبول دارند، برای کشور مفید است.
وی میگوید اگر فرد یا تشکلی اصل نظام اسلامی، ولایت فقیه و فصلالخطاب بودن ولیفقیه را قبول و موضع روشن و مشخصی علیه براندازان داشته، اما جریان اصولگرایی را قبول نداشته باشد به هیچ وجه نمیتوان به او انگ ضدیت با انقلاب زد.
حسین فدایی، دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامیهم در خصوص شرایط حضور اصلاحطلبان معتقد است اعضای این جریان ابتدا باید حوادث پس از انتخابات را محکوم و امید دشمن را از خود قطع کنند. وی میافزاید این افراد و جریانها باید در صحنه اجرا و عمل به گونهای موضعگیری کنند که فصل تمایز آنها با جریان ضد انقلاب مشخص شود.
البته همه اصولگرایان هم به یک شکل فکر نمیکنند و به عنوان مثال علی مطهری، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس دلیلی نمیبیند که شورای نگهبان بخواهد صلاحیت نامزدهای جریان اصلاحطلبی را رد کند. او معتقد است به جز میرحسین موسوی و مهدی کروبی، شورای نگهبان نباید صلاحیت فرد دیگری را در ارتباط با حوادث پس از انتخابات رد کند.
با در نظر گرفتن اظهار نظرهای مختلف که چه از سوی مسوولان شورای نگهبان و چه از سوی فعالان سیاسی مطرح شده است میتوان انتظار داشت که در انتخابات مجلس نهم، جریان اصلاحات حتی اگر شده به صورت کمرنگ همچنان به عنوان یکی از پایههای رقابت انتخاباتی حضور داشته باشد.
بعضی از تحلیلگران سیاسی معتقدند اصلاحطلبان با شرکت در انتخابات و به دست آوردن تعدادی از کرسیهای مجلس راحتتر میتوانند به خواستههایی که در قالب شرط مطرح میکنند تا حدی دست یابند به جای آنکه با اصرار بر تحقق شرطهایشان، انتخابات را تحریم کنند، چرا که تحریم انتخابات به انزوای آنها بیشتر دامن میزند و نظام هم نشان داده است که معمولا در مقابل چنین شرطگذاریهایی کوتاه نمیآید.
حسین نیکپور / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم