آذر سال 1389 بود که محمود سالاری، مدیرعامل پیشین بنیاد ادبیات داستانی ایران، خبر انحلال این بنیاد را اعلام کرد و بلافاصله بهمن دری که تنها چند ماهی از تکیه زدنش به صندلی معاونت وزارت ارشاد میگذشت، این خبر را جعلی دانست و با تاکید بر «مسلوبالاختیار بودن» بنیاد گفت: لازم است بنیاد در موسسه «خانه کتاب» به فعالیتهای خود ادامه دهد. با گذشت 3 ماه و در اواخر اسفند سال 89، بهمن دری که خود ریاست هیات امنای بنیاد ادبیات داستانی را طبق اساسنامهاش برعهده دارد، اعضای جدید هیات امنا را معرفی کرد و حالا با گذشت 6 ماه دیگر، او بالاخره از انتخاب مدیرعاملی خبر میدهد که همان اعضای هیات امنایی که خودش منصوب کرده هم در جریان آن نیستند.
اظهار بیاطلاعی اعضا
احمد شاکری، محمود حکیمی، مجتبی رحماندوست و رحیم مخدومی 4 عضو هیات امنای بنیاد ادبیات داستانی هستند که در گفتوگو با «جامجم» از انتخاب مدیرعامل جدید، اظهار بیاطلاعی میکنند. محمود حکیمی میگوید: «من در جریان نیستم و جلسهای هم این اواخر نداشتیم، شاید دوستان اسم مدیرعامل را جایی نوشتهاند و ما ندیدهایم!»
رحیم مخدومی هم میگوید: «گویا مدیرعامل بنیاد ادبیات داستانی انتخاب شده است؛ ولی من نمیدانم چه علتی دارد که درباره آن اطلاعرسانی شفافی صورت نمیگیرد؟»
احمد شاکری و مجتبی رحماندوست هم مانند دیگر اعضا از کل داستان اظهار بیاطلاعی میکنند.
رد پیشنهادهااما این تنها همه داستان بلاتکلیفی 9 ماهه بنیاد ادبیات داستانی ایران نیست و به نظر میرسد اعضای هیات امنای این بنیاد هریک به دلایل مختلف، علاقه چندانی برای پذیرش پیشنهاد بهمن دری ندارند و حتی 3 نفر از آنها پذیرش این مسوولیت را رد کردهاند.
به عنوان مثال مجتبی رحماندوست که این روزها آماده حضور در رقابتهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی میشود، دلیلش کاملا موجه است و میگوید: «به من پیشنهاد شد؛ اما نمیتوانم این مسوولیت را از نظر قانونی قبول کنم.»
احمد شاکری هم با تایید پیشنهادی که به او شده است، میگوید: «درگیر نوشتن و پژوهش ادبیات سیاه دفاع مقدس هستم و چند کار دیگر هم در دست دارم، برای همین از دوستان عذرخواهی کردم.» محمود حکیمی هم با تاکید میگوید: «حوصله و زمان لازم برای پذیرش این مسوولیت را ندارم و مشغول نوشتن یک دایرهالمعارف تاریخ، ویژه نوجوانان هستم.»
هویت مستقل بنیاد
اما همه این صحبتها را اگر کنار بگذاریم، نکتهای که محسن پرویز، نویسنده و معاون پیشین امور فرهنگی وزارت ارشاد چندی پیش به آن اشاره کرده بود، هم خواندنی و همشنیدنی است: «بنیاد هویت مستقل دارد و روند شکلگیری بنیاد هم اینگونه بود که طبق تاکیدات وزیر وقت ـ آقای صفارهرندی ـ سیاستگذاریهایی مبنی بر افزایش فعالیتها در زمینه ادبیات داستانی صورت گرفت که پیرو آن مشخص شد جای خالی یک بنیاد تخصصی در زمینه ادبیات داستانی احساس میشود. وی ادامه میدهد: «در شرح وظایف بنیاد، شناسایی و پرورش استعدادها بویژه در شهرستانها در نظر گرفته شده بود تا اینکه اساسنامه آن امضا شد که طبق آن بنیاد یک نهاد غیردولتی اما تحت نظارت دولت است.» پرویز تاکید میکند: «هیچ ارتباط مستقیمی بین بنیاد ادبیات داستانی و خانه کتاب نیست و شرح وظایف آنها نیز مستقل است و نمیدانم چگونه این بنیاد باید زیرمجموعه خانه کتاب فعالیت کند.»
غربت ادبیاتهمه این اتفاقها در حالی رخ میدهد که در وزارت ارشاد، هیچ معاونت یا مدیریت مستقیمی که پیگیر فعالیتهای ادبی باشد، وجود ندارد و اصلا بنیاد ادبیات داستانی هم با انگیزه سروسامان دادن به امور ادبی و مشکلات نویسندگان شکل گرفت.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم