در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از ابتدا دغدغه بازیگری داشتید یا این که بعدا اتفاقاتی افتاد و شما وارد این کار شدید؟
خیر. در من این علاقه وجود داشت. برای همین هم از 15 سالگی به طور حرفهای و بیوقفه تئاتر کار کردم.
خب همان طور که اشاره کردید از تئاتر به سمت دنیای تصویر آمدید. آیا هنوز هم همان حس گذشته را نسبت به تئاتر دارید؟
به نظرم تئاتر راهی برای به روز شدن بازیگر است و انرژی خاصی به بازیگر میبخشد و همیشه برای او یک عشق محسوب میشود، بنابراین من هیچ وقت خودم را جدا از تئاتر نمیدانم و همیشه نسبت به آن شوق و علاقه دارم. چراکه معتقدم تئاتر ریشه اصلی هنر بازیگری است.
ولی با تمام اینها همیشه این طور نیست که بشود در تئاتر کار کرد. به هر حال واقعیتهای زندگی آدم را وامیدارد به کارهای دیگری هم دست بزند. بگذار سوالم را این طور بپرسم. نان تئاتر چربتر است یا تلویزیون؟
نان تلویزیون دیده میشود و مشخص است ولی نان تئاتر معلوم نیست که کی میآید و کی تمام میشود!
حرفه اصلیتان هم که همین بازیگری است، درست است؟
بله. من شغل دیگری بجز بازیگری ندارم و منبع اصلی درآمدم بر مبنای همین کار است.
شما از ابتدا در آثار طنز بازی کردید یا بعدا پیش آمد و شما طنز را انتخاب کردید؟
خیر. برایم اتفاق افتاد. در تئاتر نقش طنز زیاد بازی میکردم، اما در کارهای تصویریام ترجیح دادم این اتفاق کمتر بیفتد. برای همین تا به حال یکی در میان نقش طنز و جدی بازی کردهام. چون من بازیگر هر دو گونه هستم. برای مثال نقشم در سریال «مثل هیچ کس» و فیلم سینمایی «طلا و مس» با نقشم در سریال «لطفا دور نزنیم» کاملا متفاوت بود.
برای انتخاب یک کار، مخاطب چقدر برایتان مهم است و اصلا چقدر او را در نظر میگیرید؟
به هر حال واقعیت این است که مخاطب برای من مهم است و به او فکر میکنم چون در نهایت از جانب آنها مورد قضاوت قرار میگیریم و اساسا برای آنها هم کار میکنیم.
یک کار خوب از نظر شما دارای چه ویژگیهایی است؟
یک کار خوب، کاری است که قصه خوبی داشته باشد و بدرستی هم توسط کارگردان و بازیگران روایت شود. هرچند که متاسفانه در سالهای اخیر ما با قصههای خوبی روبهرو نیستیم. در صورتی که ادبیات ما پر از قصهها و پندهای بینظیر است که قابلیت نمایش شدن را هم دارند.
کیفیت کارهایی که در آنها حضور پیدا میکنید چقدر برایتان مهم است. منظورم این است که فقط میخواهید در نقشها بازی کنید یا کلیت اثر هم برایتان اهمیت دارد؟
خیر. انتخاب کارها برایم بسیار مهم هستند. دوست دارم کاری انجام دهم که قابل دفاع باشد و هیچ وقت هم نخواستم فقط مشهور باشم. چون شهرت کاذب یک چیز تمام شدنی است.
خب برویم سراغ سهدونگ، سهدونگ. چه شد که در این سریال بازی کردید؟
پیش از این کار در سریال « قرارگاه مسکونی» با علیرضا مسعودی به عنوان نویسنده همکاری داشتم و از طرف ایشان برای بازی در این مجموعه دعوت به همکاری شدم. از شاهد احمدلو هم تنها فیلم چند میگیری گریه کنی را دیده بودم. به هر حال چون میدانستم قصه، قصه خوبی است پذیرفتم که در این سریال بازی کنم. در بهمن 89 بود که تصویربرداری سهدونگ، سهدونگ آغاز شد.
به شاهد احمدلو به عنوان یک کارگردان، چقدر اعتماد داشتید؟
نسبت به ایشان اعتماد داشتم و در کار هم بسیار با هم راحت بودیم. شاهد، کارگردان بسیار دانایی است و برای بازیگرش هم خیلی خوب وقت میگذارد و به حرفهای آنها گوش میکند و هرگز دست بازیگرش را نمیبندد و اجازه خلاقیت به او میدهد.
در این کار از بداهه هم استفاده کردید؟
بله. خیلی زیاد. اساسا کار طنز آن هم بدون بداههگویی معنایی ندارد و اتفاقاتی که در لحظه میافتد بسیار شیرینتر و قابل باورتر است و اثر را زنده میکند.
از نقش مسعود برایمان بگویید. مسعود نسبت به برادران دیگرش از احترام ویژهای برخوردار است و حرفش بیشتر میرود. درست است؟
بله. اصلا این مساله عمدی بود. چون در خانوادههای سنتی ما معمولا احترام برادر بزرگتر واجب است و به او اهمیت بیشتری میدهند. به هر حال این نقش را دوست داشتم و تجربه تازهای برایم بود. ضمن این که مسعود و خانوادهاش ما به ازای بیرونی دارند و از همین جامعه هستند.
حالا چرا مسعود اینقدر زود عصبانی میشود و به قول معروف از کوره در میرود؟
عزتی: به هر حال واقعیت این است که مخاطب برای من مهم است و به او فکر میکنم چون در نهایت از جانب آنها مورد قضاوت قرار میگیریم و اساسا برای آنها هم کار میکنیم
در این مجموعه نقشها و آدمها بیشتر ملاک بودند یا خود قصه؟
در جلسات اول، حتی یادم است که شاهد احمدلو و علیرضا مسعودی نسبت به قصه تاکید بیشتری داشتند تا این که بخواهند قهرمانپروری کنند. در این قصه سعی نشده است کاراکتری نسبت به کاراکتر دیگر برتری داشته باشد. برعکس سریالهای طنز دیگر که معمولا کاراکترها جلوتر از قصه قدم برمیدارند.
معمولا با چه نوع طنزی بیشتر و بهتر ارتباط برقرار میکنید؟
من طنز موقعیت و رئال را خیلی دوست دارم و کمتر به طنز فانتزی وابستگی دارم. علیرضا مسعودی به عنوان نویسنده، خیلی خوب این جنس از طنز را میشناسد چون با مردم بیگانه نیست و آنها را خیلی خوب میشناسد برای همین هم من با کارهای او راحتتر هستم.
معروفترین نقشی که شما تا به حال داشتید و خیلیها هم آن را دیدهاند نقش پیرمرد در سریال قهوهتلخ است. این نقش چطور شکل گرفت؟
این نقش از همان سالهای بازی در تئاتر با من همراه است. در تئاتر من نزدیک به 6 یا 7 مدل پیرمرد بازی کردهام، اما فکر میکنم حالا وقتش رسیده است که از هم فاصله بگیریم. چون نمیخواهم به یک بازیگر کلیشه تبدیل شوم.
فکر میکنم بیشتر کارهایی که این پیرمرد انجام میدهد، متعلق به خودتان است؟
بله، همین طور است. من ذرهذره و به مرور چیزهایی به این تیپ اضافه کردم که حاصلش چیزی شد که دیدید.
اما در خیلی از نقشهای جدیای که تا به حال بازی کردهاید، رگههایی از طنز دیده میشود مانند نقشی که در فیلم طلا و مس داشتید؟
شاید اجرای نقشهایم نزدیک به هم بودهاند، اما هیچوقت نقش تکراری و یکنواخت بازی نکردهام. برای همین یکی در میان نقش جدی و طنز بازی میکنم. برای مثال نقشم در فیلم «آفریقا» با نقشهای دیگرم فاصله دارد. اگر هم به زعم شما رگههایی از طنز در آنها وجود داشته، حتما خود قصه ایجاب کرده است.
کدامیک از نقشهایی که تا به حال بازی کردهاید، به جواد عزتی شباهت بیشتری داشته است؟
نقش محمدحسن در سریال «مثل هیچ کس». اما خودم نقشی را که در فیلم آفریقا ایفا کردم بشدت دوستدارم و برایم ارزشمند است.
آقای عزتی، بازی در سریال مناسبتی آن هم از جنس رمضان چطور است؟
تجربه خوبی برای من بودند. چون این سریالها خوشبختانه از جانب مخاطبان تلویزیون مورد توجه قرار میگیرند و تا مدتها هم در ذهن آنها میمانند. اما فشار کار در این نوع کارها بسیار زیاد است و انرژی زیادی از گروه میگیرد.
طنز در آثار تلویزیونی را بیشتر میپسندید یا کارهای سینمایی؟
به نظرم طنز کارهای تلویزیونی به مراتب از فیلمهای طنزمان جلوتر است و حداقل این است که حرفی برای گفتن دارد. وگرنه طنز در سینما مدتهاست که از بین رفته است.
آقای عزتی فکر میکنید در مجموعه سه دونگ، سه دونگ توانستهاید یک بازی یکدست را به اجرا بگذارید؟ به عبارت دیگر توانستهاید از ابتدا تا انتهای کار تداوم ایفای نقش را حفظ کنید؟
من سعی خودم را کردهام که این اتفاق بیفتد. ضمن این که باید بگویم در این مجموعه تکتک بازیگران خیلی زود به نقش خود رسیدند و نقش خود را پیدا کردند که این مساله به کارگردانی و هماهنگ بودن بازیگران برمیگردد. ضمن این که باید بگویم من همان انرژیای را که روز اول داشتم تا آخرین روز هم داشتم و برای نقش مسعود واقعا کم نگذاشتم.
بازی در کنار سیروس گرجستانی و محمد کاسبی چطور بود؟
تجربه بسیار خوبی بود. از این دوستان چیزهای زیادی آموختم که برایم بسیار راهگشا بود، به هر حال امیدوارم
باز هم این تجربه تکرار شود.
اگر اشتباه نکنم، شما علاوه بر بازیگری نمایشنامه و فیلمنامه هم مینویسید. درست است؟
بله. البته این کار را بیشتر برای ارضای روحی خودم انجام میدهم. اساسا نوشتن را خیلی دوست دارم چون به من آرامش میدهد.
مهمترین ضعفی که نویسندگان و فیلمنامهنویسان ما در نوشتن دارند، از نگاه شما؟
این که گره ایجاد کردن و روایت کردن را خیلی خوب نمیشناسند. به نظرم نوشتن کار خیلی پیچیدهای نیست و یک فرمول ساده دارد.
در آینده چه کاری از شما شاهد خواهیم بود؟
فعلا کار تصویریای ندارم، اما قرار است در یک تئاتر ایفای نقش کنم. آن هم به کارگردانی مسعود رایگان. نمایشنامه این تئاتر، سوئدی است و توسط خود آقای رایگان ترجمه شده است.
مثل این که خانم شما (مهلقا باقری) هم بازیگر تئاتر هستند، درست است؟
بله. ایشان هم در تئاتر فعالیت دارند.
محبوبه ریاستی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: