گزارش پشت صحنه فیلم تلویزیونی «جایی برای بودن»

از همراهی تاهمدلی در زندگی

فرصت کوتاهی است فقط به قدر یک ماه برای ماهرخ تا بکوشد بار سنگین نفرتی را که سال‌هاست در تنهایی و غربت به دوش می‌کشد را زمین بگذارد و برای فریبا و محمد، فرصتی است تا یک‌بار دیگر ثابت کنند که به عهدی که با یکدیگر بسته‌اند، پایبندند. در این مسیر آنها تنها نیستند و دیگرانی همراه و همدل با آنها، یاری‌شان می‌کنند.
کد خبر: ۴۲۲۴۵۹

این خلاصه‌ قصه فیلم تلویزیونی «جایی برای بودن» است؛ خلاصه‌ای که کنجکاوی‌‌ام را برای بیشتر دانستن برانگیخت.

باغی با عمارت قدیمی‌ واقع در درکه، لوکیشنی است که گروه تولید فضای برپایی عروسی 2 جوان را فراهم کرده است. وارد باغ می‌شوم. فضایی که با حوض قدیمی‌، درختان سر به فلک کشیده و نهر آبی که از وسط باغ می‌گذرد، دلپذیر شده است. صدای آب و آواز پرنده‌های روی درختان با صدای مهمانانی که برای عروسی دور میزها نشسته‌اند، تلفیق می‌شود و درنهایت صدای فریاد شعیبی همه را به خود می‌آورد. گویی تجربه دستیارکارگردانی همچنان با اوست و کارگردانی‌اش را کامل می‌کند. جنب و جوش وی، خبرنگار جوان فعال و پرتلاش سال‌های دور هفته‌نامه سینما ویدئو را تداعی می‌کند.

شعیبی پیش از این، تجربه کارگردانی فیلم سینمایی «باغ آلوچه» و فیلم تلویزیونی «جامانده» را پشت سر گذاشته و حالا می‌خواهد خود را باساخت فیلم تلویزیونی جایی برای بودن در زمینه کارگردانی برای مخاطب تلویزیون تثبیت کند. او ترجیح می‌دهد درباره کار صحبت نکند تا بعد از پخش. به همین دلیل جای گفت وگوی او را خالی می‌گذاریم تا پس از پخش فیلم تلویزیونی جایی برای بودن.

دوربین علیرضا قاضی، مدیر تصویربرداری این پروژه عبور ماهرخ از حیاط تا در ورودی عمارت را تعقیب می‌کند. ماهرخ که نقش آن را ژاله صامتی ایفا می‌کند با نگاه به اطراف خود گویی گذشته‌ای برایش تداعی می‌شود. او از روی نهر آب وسط باغ عبور می‌کند و از زیر ریسه‌های نورانی که میان درختان کشیده شده، می‌گذرد، جمعیتی که خوشحالی می‌کنند را پشت سر می‌گذارد و از پله‌ها بالا می‌رود تا وارد راهروی خانه قدیمی‌شود.

وی درباره حضورش در این فیلم تلویزیونی می‌گوید: نقش خانم دکتری به نام ماهرخ را بازی می‌کنم که پس از 20 سال به ایران باز می‌گردد و دست تقدیر او را با 2 جوان به نام‌های محمد و فریبا آشنا می‌کند که این آشنایی او را به تفکر درباره گذشته خود و زندگی مشترکش وا می‌دارد. ژاله صامتی با توجه به تجربه قبلی‌ای که از کارگردانی شعیبی در تله‌فیلم «جامانده» دارد، از کار با او ابراز رضایت می‌کند و معتقد است: نظرات مشترک زیادی با هم داریم که کار کردن با هم را آسان می‌کند.

او که بیشتر به کار ارزشمند و بازی خوب اهمیت می‌دهد، می‌گوید: وقتی گروه خوبی دور هم جمع شوند و کاری درخور با بازدهی خوب ارائه کنند دیگر اهمیت ندارد نقش را در یک اثر تلویزیونی، سینمایی یا تئاتری ایفا می‌کنید.

صامتی ادامه می‌دهد؛ الان برای دادن کادوی خود به این دو جوان وارد خانه قدیمی ‌شده‌ام و اگر اجازه بدهید می‌خواهم وارد اتاق عقد شوم که قرار است فلاش‌بکی مرا به تفکر درباره زندگی خود وا دارد.

سکانس 110، پلان 2

ورود ماهرخ به داخل راهرو گرفته می‌شود. دوربین روی ریل با او تراولینگ می‌کند. او همین طور که جلو می‌آید نگاهی به داخل اتاق سمت راست می‌اندازد که سفره عقد در آن چیده شده است، اما داخل نمی‌رود و به مسیر خود ادامه می‌دهد. نگاهی به اتاق سمت چپ می‌اندازد که عروس و مادرش در آن اتاق با هم صحبت می‌کنند و شاد هستند و ماهرخ با دیدن این شادی مکثی می‌کند و لبخندی می‌زند.

از نگاه او (pov) داخل اتاق نشان داده می‌شود. عروس که نقش آن را مرضیه خوش‌تراش بازی می‌کند با مادرش (لیلی باستانی) صحبت می‌کنند و نگاهشان به بیرون اتاق می‌افتد و با دیدن ماهرخ به لبخند او پاسخ می‌دهند.

مرضیه خوش‌تراش متولد1366 بازیگری را با فیلم جایی در دوردست به کارگردانی خسرو معصومی‌ در سال 1383 آغاز کرده است.

او که فصل باران‌های موسمی‌ به کارگردانی مجید برزگر و مهتاب روی سکو به کارگردانی فیما امامی‌ را در نوبت اکران دارد، در این تله‌فیلم نقش فریبا را بازی می‌کند که در زندگی مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته، ولی آشنایی‌اش با ماهرخ و ازدواجش با محمد، سرنوست دیگری را برای او رقم می‌زند.

در سکانس دیگری از این فیلم تلویزیونی، دوربین در اتاقی مجاور اتاق عقد، عروس و داماد را نشان می‌دهد که کنار هم نشسته‌اند و با ماهرخ که روبه‌روی آنهاست، صحبت می‌کنند. او هدیه خود را دور از چشم مهمانان به آنها می‌دهد و عروس و داماد از پذیرفتن آن امتناع می‌کنند. حال این که هدیه مورد نظر چیست به درخواست کارگردان باید تا عیدفطر و پخش این فیلم منتظر بمانیم.

گپ و گفتی با رامین راستاد

او که ایفاگر نقش محمد است کاراکترش را این‌گونه آنالیز می‌کند: صددرصد اهل خانواده و زندگی فوق‌العاده سالمی است و در زندگی خود تلاش می‌کند دست افرادی که مشکل دارند را بگیرد و از نظر او در کل کاراکتری است که می‌تواند محبوب مخاطب شود.

وی ادامه می‌دهد: در قصه جایی برای بودن، محمد در آستانه ازدواج با فریبا قرار دارد و جدای از اتفاقاتی که بین محمد و فریبا می‌افتد قصه به سمت آشنایی او با زن و شوهری می‌رود که ارتباط با آنها فصل دیگری از فیلم را می‌‌گشاید.

راستاد معتقد است: رابطه کاراکترها در فیلمنامه خوب در آمده و بهروز شعیبی هم با دکوپاژهایی که براساس موقعیت‌ها و فضا به عنوان کارگردان انجام می‌دهد کار را خوب پیش می‌برد.

این بازیگر با اشاره به این که شعیبی، دستیاری کارگردان را سال‌ها تجربه کرده است، می‌گوید: دستیاران زیادی را دیده‌ام که به سراغ کارگردانی رفته‌اند، ولی موفق نشده‌اند؛ اما شعیبی علاوه بر تجربه دستیاری، سواد کار را نیز دارد. می‌داند چکار می‌کند چون فیلمسازی را بلد است و خوشبختانه با توجه به سابقه بازیگریش بازی را نیز خوب می‌شناسد و در نتیجه توی بازی‌ها دخیل است و نظرات خوبی می‌دهد و از همه مهم‌تر این که اخلاق حرفه‌ای او مثال زدنی است و بین کارگردانان جوانی که با آنها کار کردم به نظرم بهترین است.

وی در پایان معتقد است: این اثر به عنوان یک تله‌فیلم، کار قابل قبولی است و امیدوارم مخاطب آن را دوست داشته باشد.

شعیبی و بازیگران در حال تمرین دیالوگ‌های سکانس بعدی هستند. مرضیه خوش‌تراش در هوای گرم و دم‌کرده داخل خانه به مدت طولانی با لباس عروس آماده نشسته است تا سکانس‌های عروسی یکی پس از دیگری گرفته شود و یکی از عوامل تولید مامور است که پنکه به دست به دنبال او باشد تا اورا از گرما برهاند.

همراه با مونا انوری‌زاده

مونا انوری‌زاده، نویسنده جایی برای بودن با اشاره به این که قصه فیلم در طول یک ماه اتفاق می‌افتد، درباره شکل‌گیری قصه و نگارش این اثر می‌گوید: با توجه به سابقه همکاری قبلی با آقای لشکری‌پور، ایشان تماس گرفتند و پیشنهاد کردند که فکر و ایده‌ای برای ایام ماه مبارک رمضان داشته باشیم که چون از قبل زمینه‌ای در ذهنم بود به سراغ نگارش این قصه رفتم. قصه‌ای که شخصیت اصلی ما یعنی ماهرخ را بر اثر اتفاقات در طول مسیر زندگی‌اش در ماه مبارک رمضان متحول می‌کند. او اوایل ماه رمضان وارد ایران می‌شود و در طول این یک ماه بر اثر برخورد با شخصیت‌های دیگر قصه اتفاقاتی برایش می‌افتد که کینه و نفرتی را که سالیان سال با خود به دوش می‌کشیده کنار می‌گذارد.

یکی از این اتفاقات، آشنایی او با 2 جوانی است که قصد ازدواج دارند و برای دادن کادوی عروسی وارد مهمانی آنان می‌شود. سعی کردیم با توجه به ایام روحانی ماه رمضان با اشاره به مباحث معنوی، فضای شادی را در کلیت و ساختار فیلمنامه بگنجانیم.

گروه صحنه مشغول کار است. سفره عقد ساده‌ای طراحی شده تا نشان دهد این عروسی تجملاتی نیست و فقط قرار است با عقدی ساده 2 جوان به خانه بخت بروند.

ایرج سنجری با دخترانش

در حیاط، ایرج سنجری، همسر ژاله صامتی را می‌بینم که با دخترانش به گروه ملحق می‌شوند. او امروز برای بازی سر صحنه نیامده است. گویی دخترانش برای دیدن مادرشان او را به لوکیشن کشانده‌اند. وی در این فیلم نقش رفیع را بازی می‌کند؛ پزشکی که همسر ماهرخ (ژاله صامتی) است.

سنجری ـ که علاوه بر بازیگری در زمینه دوبله نیز فعال است ـ‌ درباره شخصیت رفیع می‌گوید: به لحاظ روحی فشارهایی روی اوست و می‌خواهد زندگی کند. او از جنگ گریزان است و می‌خواهد جان خود و خانواده‌اش را بردارد و از ایران فرار کند، غافل ازاین که رفتن از این دیار کمکی به بهبود زندگی‌اش نمی‌کند.

وی ادامه می‌دهد: رفیع سرخورده و از دست دادن فرزندش نیز مزید بر علت شده است. او از کشور خارج می‌شود و همسرش نیز با توجه به مخالفتی که دارد به دنبال او می‌رود. این دو که از قضا هر دو پزشک هستند، دو روحیه متفاوت دارند. یکی روحیه خدمت به مردم را در ذهن پرورانده و در مقابل آن رفیع است که مدام به فکر خود و زندگی‌اش است.

نیاز کوچولو و سفره عقد

دختر کوچولوی صامتی سراغ عروس می‌رود و با لباسی سفید که او را به عروس کوچولو تبدیل کرده سرسفره عقد کنار مرضیه خوش‌تراش می‌نشیند. سکانس آماده گرفتن است، اما عروس کوچولو که نقشی در فیلم ندارد از حالا می‌خواهد راه پدر و مادرش را دنبال کند و جلوی دوربین قرار بگیرد. شعیبی کودکانه از نیاز می‌خواهد از جلوی دوربین کنار برود، اما وی که شیفته لباس عروس شده از کنار او تکان نمی‌خورد. شعیبی صمیمی‌تر از او می‌پرسد: اگر بلند نشی پس داماد کجا بشینه؟ و نیاز کوچولو اشاره به آن طرف‌تر می‌کند و با لحن شیرین کودکانه‌اش می‌گوید: خب اون طرف بشینه!

در نهایت ژاله صامتی از حربه مادرانه‌اش استفاده می‌کند و با نوازش و پاک کردن اشک‌هایش او را به دست پدر می‌سپارد تا در حیاط سرگرمش کند.

حمید مولوی و حرف‌های دلش

سراغ حمید مولوی، مجری طرح پروژه می‌روم. به گفته او پیش تولید این فیلم حدود یک ماه قبل آغاز شده و 21 تیر به مرحله تصویربرداری رسیده است. وی می‌گوید عوامل تولید کار قبلی مشترک بین او و لشکری پور با نام «پیش خواهد آمد» ـ که برای اربعین سال گذشته ساخته شده بود، اما پخش آن به امسال موکول شده ـ در این کار حضور پیدا کرده‌اند. بنابراین عوامل پشت دوربین سریع دعوت به کار شدند؛ اما برای انتخاب و دعوت از بازیگران با مشکل روبه‌رو شده‌اند.

وی با اشاره به این که طبق برنامه 21 جلسه تصویربرداری در نظر گرفته شده، گفت: همه دست به دست هم داده‌ایم تا یک تولید خوب و بدون حواشی داشته باشیم و امیدوارم نتیجه آنچه روی آنتن می‌رود درخور روز عید فطر باشد.

عوامل این فیلم تلویزیونی عبارتند از:

کارگردان: بهروز شعیبی، نویسنده فیلمنامه: مونا انوری‏زاده، مدیرتصویربرداری: علیرضا قاضی، صدابردار: مرتضی دهنوی، طراح صحنه و لباس: فرحناز نادری، طراح گریم: زهرا کمالی، دستیار اول‏کارگردان و برنامه‏ریز: شهرام کیور، موسیقی‏ متن: نوید رهبر، تدوین: شوکا زندباف، صداگذاری و میکس: شهرام کیور

بازیگران: ژاله صامتی، مرضیه خوش‌تراش، رامین راستاد، ایرج سنجری، لیلی باستانی، شیوا ابراهیمی، مهران ضیغمی، نسیم امیرخسرو، احمد یاوری، علی‏اصغر رسولی و ملیحه نیکجومند تهیه‏کننده: پژمان لشکری‏پور، مجری طرح: حمید مولوی، محصول گروه مناسبت‏های مرکز سیما فیلم.

بهنازوفایی وحدت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها