به گزارش «جامجم»، رسیدگی به این پرونده از روزهای پایانی اسفند سال گذشته در پی شکایت مردی مبنی بر گم شدن برادر همسرش در دستور کار ماموران پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.ماموران با تحقیق از شاکی متوجه شدند، مرد گمشده به قصد فروش خودرویش به تهران آمده و به یکباره ناپدید شده است.
در حالی که تحقیقات پلیسی ادامه داشت، دوباره مرد شاکی همراه برادر جوان گمشده به پلیس آگاهی مراجعه و خواستار مختومه شدن پرونده شد. شاکی به پلیس گفت: برادر همسرش پس از فروش خودرویش بیآنکه ماجرا را به خانوادهاش اطلاع دهد به خارج از کشور رفته و در تماس تلفنی، آنها را در جریان این موضوع قرار داده است.
به این ترتیب، ماموران برای اطمینان از خروج مرد گمشده از کشور به استعلام از اداره گذرنامه پرداختند و معلوم شد مردی با مشخصات جوان گمشده گذرنامه دریافت نکرده و از کشور نیز خارج نشده است.با مشخص شدن این موضوع روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازهای شد. در مرحله بعدی تحقیقات، داماد خانواده ـ محسن ـ به پلیس آگاهی احضار و بازجویی شد.وی به پلیس گفت: برادر همسرم ماجرای سفرش به خارج از کشور را با من درمیان گذاشته بود و حتی پیش از سفر ساکی را نزد من امانت گذاشت که آن را تحویل خانوادهاش دادم.در پی اظهارات داماد خانواده، پرونده با احتمال این که جوان گمشده ـ حسین ـ ربوده شده است، برای تحقیقات بیشتر به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران ارسال شد.
ماموران ابتدا خانواده مرد گمشده را برای تحقیقات احضار کردند. با تحقیق از آنها معلوم شد، آنها از ماجرای سفر فرزند گمشده خانواده بیخبر بودهاند تا این که داماد خانواده ساک متعلق به وی را نزد آنها آورده و گفته است، فرزندشان برای یافتن کار به خارج از کشور رفته و بزودی با آنها تلفنی گفتوگو خواهد کرد.در مرحله بعدی مشخص شد، یک روز بعد مردی با خانه پدری جوان گمشده تماس گرفته و صحبت کرده است، اما آنها احتمال میدهند فرد تماسگیرنده پسرشان نبوده، چرا که صدای مرد تماسگیرنده با فرزند خانواده یکی نبوده است.
با به دست آمدن این اطلاعات ماموران که احتمال میدادند، داماد خانواده از سرنوشت جوان گمشده ـ حسین ـ اطلاع داشته باشد، او را به پلیس آگاهی احضار کردند اما وی به طرز مرموزی ناپدید شده بود. جستجوها برای یافتن وی ادامه پیدا کرد تا این که روز 16 مرداد امسال متهم در محله دولتآباد تهران شناسایی و دستگیر شد.
با انتقال متهم به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران، وی بازجویی شد و ادعا کرد از سرنوشت مقتول بیخبر است و میداند که وی به خارج کشور سفر کرده و در این مدت یکبار با او تلفنی صحبت کرده است.در پی اظهارات متناقض متهم، تحقیقات از وی ادامه یافت تا این که چند روز پیش اعتراف کرد برادر همسرش گم نشده، بلکه او را کشته است.
متهم به قتل به پلیس گفت: برادرزنم ـ حسین ـ برای فروش خودرو و خرید یک خودروی جدید به تهران آمد. با فروختن خودرو 5 میلیون تومان به دست آورد. سپس او را به خانه پدریام در شهرستان چمستان از توابع استان مازندران بردم تا این که آن شب برای تصاحب پولهای حسین وسوسه شدم او را به قتل برسانم.
متهم اضافه کرد: شب حادثه پس از آن که برادر زنم به خواب رفت، او را با ضربات کلنگ به قتل رسانده و سپس با حفر گودالی یک متری او را در محل دفن کردم و سپس با صحنه سازی و تماس تلفنی چنین وانمود می کردم که او به خارج از کشور رفته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم