کارگاه

خانم الهه سلیمی چند شعرش را از طریق پست الکترونیک برای ما ارسال کرده است، اما از سن و سال، تحصیلات و سوابق شعری‌شان اطلاعاتی ندارم. در اینجا می‌خواهم از دوستان عزیزی که برای شعر جوان (اعم از کارگاه و...) شعر می‌فرستند خواهش کنم حتما بنویسند که چند ساله‌اند، چند سال است که شعر می‌گویند و آثاری از نظم و نثر به صورت کتاب یا غیرکتاب چاپ کرده‌اند یا نه.
کد خبر: ۴۲۱۹۵۵

کجا زندگی می‌کنند و صاحب چه تحصیلات یا مدارکی هستند و شغلشان چیست، در کدام جشنواره ادبی شرکت داشته و احیانا مقام آورده‌اند. باور کنید این اطلاعات به بررسی‌کننده شعرها کمک خواهد کرد تا ارزیابی آگاهانه‌تری از شعرهای ارسالی داشته باشد. چراکه محیط و زندگی با شعر پیوندی دیرینه و محکم دارد. خواهش دیگرم این است که خوانا و روی یک برگ کاغذ بنویسند یا تحریر کامپیوتری بنمایند.

شعرهای ارسالی با ذکر عنوان یا شماره مشخص شوند. فونت عنوان شعر یا «تقدیم‌نامچه» احتمالی با فونت متن شعر متفاوت باشد. کاری که یکی از شاعران پرکار منطقه گنبد به نام خانم مایسا آق اصلا و ابدا رعایت نکرده، 36 صفحه کاغذ دفتر مشق مدرسه پشت و رو با خط‌خوردگی و تو در همی عجیبی کاملا به شکل چرکنویس برایمان فرستاده است. چندین شعر بدون هیچ‌گونه تدوین، سطربندی، علامت‌گذاری و... بی‌شک شعر دارای یک ساختار بیرونی نظام‌مند و بهنجاری است که باید رعایت شود.

بافت شعر و پردازش مضمون و محتوا و موسیقی درونی آن باساختار بیرونی شعر پیوندی ژرف و محکم دارد. نحوه نگارش شعر (حتی جدای از مسائل مربوط به فرمالیسم و شکل‌گرایی)‌، کوتاه و بلندی مصرع‌ها و ارتباط صوری آنها با یکدیگر در کار سرایش شعر بسیار مهم است. شما خانم سلیمی شاعری علاقه‌مند به شکار مضامین تازه هستید. حالا در این شکار چقدر موفق بوده‌اید و تا چه حد مضامین مورد استفاده‌تان تازگی دارند، بماند. ضمن این که مضمون‌پردازی اگر به همراه زبانی پخته و رسا منتقل نشود و سایر مولفه‌های شعر مغفول بمانند کار مهمی صورت نگرفته است. ما می‌دانیم در تاریخ ادبیات منظوم ایران همیشه عنصر مضمون‌پردازی و نکته‌سنجی یکی از دلشوره‌های جدی و مهم سرایندگان ـ بخصوص در دوران سبک هندی و اصفهانی ـ بوده است. اگر ما این همه تک‌بیت یا مفردات داریم که برسرزبان‌ها هستند و از شهرت عام برخوردارند و حال آن که ابیات پس و پیش آنها مشخص نیست به خاطر همان علاقه به مضمون‌پردازی شاعران و ناظمان ادوار مختلف شعر ایران است. این هم یکی از هفت شعر کوتاهی که برای ما فرستاده‌اید با عنوان «خیال خوش»:

گندم کاشتندم با سلسله تقدس تبدیل به نان

اما چه خیال خوشی! / چه فکر عبثی!

نرسیده درو شدم / سبز سبز!

نوعی ـ به قول قدما ـ بث‌الشکوی از زبان یک ساقه گندم. بث‌‌الشکوی‌هایی که شاعران ایران در طول تاریخ ادبی کشور سروده و از این که مورد احترام و قدرشناسی قرار نگرفته‌اند شکایت کرده‌اند و از این که هنر و دانش‌شان مغفول مانده نالیده‌اند. این ساقه گندم هم می‌خواهد نان بشود ـ نان که نزد همه اقوام مقدس است ـ اما هنوز فسیل است. بی‌هیچ انگیزه‌ای و جهتی درو می‌‌شود و به مقصد و مقصودش نمی‌رسد. این هم شعر کوتاه دیگری از شما با عنوان و مفهوم و مضمون آزادی و نقد آزادی به بند کشیده شده:

بادبادک ساختندم / اما با بند!

آزادی، آزادی است، بند نمی‌خواهد

کاش رها شوم

سید محمود سجادی / شاعر و منتقد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها