در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا هنوز چشمهایت را نمیبندی؟ میخواهی ببینی که چطور قحطی و مرگ و بیماری آمدهاند و هر کدام سهمشان را از مردم کشورت سومالی میخواهند؟ که چطور کارشان از گلچین کردن گذشته است و با حرص پنجه میاندازند میان جمعیت 4 میلیون نفری گرسنهها و قحطی زدهها تا هرچه به چنگشان آمد را ببلعند؟
چشمهایت را ببند. همه همبازیهایت هم خوابیدهاند. همه مثل تو با چشمها و دهانهای باز خوابیدهاند و خوراک ضیافت کرمها و مگسها و موشها شدهاند تا آنها، سرحوصله پوستهای نازکشان را که مثل بختشان سیاه است، بخورند و بعد بیآن که گوشتی پیدا کنند، سپیدی استخوانهایشان را به رخ زندگان بکشند. ببین! در همین 3ماه گذشته 29هزار کودک دیگر مثل خودت به خواب رفتهاند و دیگر بیدار نشدهاند، اینجا سرزمینی است که بیدرد مردن، آرزوی ساکنانش شده است و آن وقت تو، با این تن نحیف افتاده بر زمین زیر تیغ آفتاب، تا کی میخواهی با مرگ چانه بزنی؟ مگر نمیدانی اینجا هر روز 100 نفر از گرسنگی میمیرند. تو هم یکی از سهمیه 100 نفری امروزی نازنینم و این را همه فهمیدهاند جز خودت که هنوز بیداری، که هنوز با مرگ دست و پنجه نرم میکنی، که همه زورت را جمع کردهای تا دست لاغرت را بالا بیاوری و کمک بخواهی.
نترس! آرام بگیر! برای بیداری تقلا نکن. بخواب تا شاید خواب محالهای زندگیات را ببینی، خواب تکهای نان که بشود سق زد و جرعهای آب که سوزش حلقت را کم کند و لبهایت را طوری تر کند که آهسته مادرت را صدا کنی، بخواب طفلکم! بخواب یا دستکم آن چشمهای درشت و سیاه را ببند، اینجا هیچ چیز دیدن ندارد.
مریم یوشیزاده
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: