در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایوان کوچک و کتیبههای فارسی میانه
جایگاه ایوان یا طاق کوچک در حد فاصل میان طاق بزرگ و سنگنگاره تاجگذاری اردشیر دوم قرار دارد که دارای فضای مستطیل شکل به عرض ۵ متر و ۸۰ سانتیمتر و ارتفاع ۵ متر و ۳۰ سانتیمتر است. نقشهای مهم این ایوان، پیکرههای شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم در کنار هم با قد و طرحی تقریبا یکسان، همراه با کتیبههایی به خط پهلوی و به زبان فارسی میانه است. در این مجلس هردو شخصیت به حالت ایستاده با صورتی نیمرخ و بدنی تمام رخ نقش شدهاند. هر دو، دست راست را بر قبضه شمشیر و دست چپ را بر قسمت فوقانی غلاف قرار دادهاند. شاپور دوم، دارای چشمانی درشت، ابروانی کمانی و ریش بلندی است که انتهای آن در حلقهای فرو رفته است. موهای سر او مجعد و به صورت انبوه روی شانهها ریخته است. تاج او مانند بسیاری دیگر از شاهان ساسانی از نوع تاجهای کنگرهدار است و پایه آن با مروارید تزئین شده، در بالای آن نیز گوی بزرگی قرار دارد.
شاپور دوم گوشوارهای بر گوش و گردنبندی با یک ردیف دانههای مروارید درشت در گردن دارد. لباس او پیراهن چینداری است که تا روی زانو ادامه دارد و در قسمت پایین مدور است. کمربندی به کمر بسته، در قسمت جلو پاپیونی به آن آویخته است. همچنین شلوار بلند و چینداری به تن دارد. پیکره شاپور سوم نیز شبیه پیکره پدرش است. تنها تفاوت این پیکرهها در شکل تاج آنهاست. متأسفانه جزئیات تاج شاپور سوم از بین رفته است. براساس سنگ نوشتههای این مجموعه میتوان هویت واقعی آنها را شناسایی کرد. سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم دارای 9 سطر و ترجمه آن چنین است: این پیکر از آنِ خداوندگار مزداپرست شاپور شاهان، شاهِ ایران و غیر ایران است که نژاد از یزدان دارد، پسر خداوندگار هرمزد، شاه ایران و غیر ایران که نژاد از یزدان دارد، نوه نرسی شاهان شاه.
سنگنوشته شاپور سوم نیز دقیقا همین است که در 13 سطر کوتاهتر نوشته شده و تنها تفاوت آن در نامهای پدر و پدربزرگش است. یعنی به ترتیب به جای هرمزد و نرسی نوشته شده شاپور و هرمزد.
شکارگوزن درطاق بستان
دیوار جانبی سمت راست صحنههایی را نشان میدهد که میتوان در آنها فرآیند شکار سلطنتی را از آغاز تا به انجام مشاهده کرد. ابتدا نشان داده میشود که سه ردیف فیلبان در پی تعدادی گوزن هستند و آنها را به سمت شکارگاه رم میدهند. این گوزنها همراه تعداد دیگری از گوزنها که به گردنشان روبان بسته شده، در حال دویدن و فرار کردن هستند. بالای این صحنه شاه سوار بر اسب در حالی که شمشیر جواهر نشانی به کمر و کمانی بر گردن دارد، آماده شکار است. پشت سر او زنی ایستاده که چتری بالای سر شاه نگه داشته و پشت او نیز 3 ردیف از زنان درباری دیده میشوند که 2 ردیف اول با حالتی کاملا رسمی و محترمانه ایستادهاند و زنان ردیف سوم در حال نواختن آلات موسیقی مانند چنگ و سازهای بادی هستند. عده دیگری از رامشگران روی سکویی در مقابل شاه نشستهاند و برخی از آنان کف میزنند و برخی دیگر چنگ مینوازند. شاه در این صحنه سوار بر اسبی که چهار نعل در پی گوزنها میدود، دیده میشود و عدهای سوار به دنبال او در حال تاخت هستند. پس از این صحنه در قسمت پایین نقش، گویا پایان ماجرای شکار تصویر شده است؛ زیرا شاه فارغ از شکار، کمانش را به گردن آویخته و تعدادی از ملازمانِ شترسوار نیز گوزنهای از پای درآمده را حمل میکنند.
نقش جنگجوی سوارکار
یکی دیگر از اهمیتها و زیباییهای ایوان بزرگ طاق بستان نقشی است از یک سوارکار دوره ساسانی که درست در زیر نقش تاجگذاری خسروپرویز، برجای مانده است. این شخص که اسبش بسیار قویهیکل و اصیل به نظر میرسد کلاهخودی بر سر دارد که تمام صورت و گردن او را بجز چشمها پوشانده است و روی کلاهخودش نیز تاجی قرار دارد. پایه این تاج، دارای نواری است که با دو ردیف دانههای مروارید تزئین و در پشت سرش گره خورده شده است. در بالای تاج، موها به صورت انبوه و بدون پوشش رها و به وسیله دو روبان بسته شده است. این شخص پیراهن بلندی با نقش مرغ وارغنه (یکی از نشانههای ایزد بهرام که خدای جنگ و پیروزی است) بر تن دارد. روی پیراهن، زرهای زنجیر باف پوشیده که تا روی زانو آمده و کمربندی با طرحهای دایرهای شکل به کمر دارد. در پایین کمربند، حمایلی با طرحهای هندسی به شکل لوزی و دایره دیده میشود و تیردانی نیز به آن آویزان است.
از ابزارهای جنگی که او به همراه دارد، میتوان نیزهای بلند و سپری مدور که برای دفاع در پیشرو گرفته را به روشنی دید. صورت و سینه اسب نیز با زرهای تیغهای پوشیده شده است. روی این زره نیز منگولههایی دیده میشود. روی کپل اسب، منگولهای آویزان است و روی آن، نقش انسان 3 سر مشاهده میشود. داشتن تاج و لباس مفخر و همچنین نقل قول بسیاری از مورخان و جغرافینویسان دوره اسلامی همچون این فقیه، مسعودی و یاقوت حموی از جمله دلایلی است که برخی پژوهشگران، این نقش را از آن خسرو پرویز و اسب مشهور او یعنی شبدیز بدانند.
سنگ نگاره دوره قاجار
در بالای ایوان بزرگ، روی دیوار سمت چپ نقشی دیده میشود که متعلق به دوره قاجار است و اگر در جای دیگری حک میشد، بسیار مقبولتر بود. اصرار شاه قاجار برای آن که در این میان، این نقوش باستانی اثری از خود برجای بگذارد سبب شده آسیب زیادی به آن وارد کند. در این تصویر محمدعلی میرزا دولتشاه، فرزند فتحعلی شاه دیده میشود که روی تختی نشسته و تاجی شبیه به تاج پدرش بر سر دارد. در کنار او شعری از «بسمل» شاعر کرمانشاه در مدح او نگاشته شده است. در این شعر، شاعر کوه طاق بستان را به کوه طور و جمال دولتشاه را به جمال حضرت موسی تشبیه و خسرو پرویز را دربان محمدعلی میرزا معرفی کرده است! در مقابل محمدعلی میرزا، تصویر «آغا غنی» به حالت ایستاده، با تاجی مخروطی شکل، لباسی بلند و قرمز رنگ و حمایلی که خنجرش به آن آویزان است، دیده میشود. آغاغنی، خواجه باشی محمدعلی میرزا بوده و طبق کتیبهای که در سمت چپ این نگاره نگاشته شده، سال ۱۲۳۷ هـ.ق آقاغنی به میرزا جعفر سنگتراش دستور حجاری آن را داده است. این کتیبه به خط نستعلیق و در اصل وقف نامهای است که مضمون آن حاکی از اختصاص درآمد سه دانگ از مزارع «کبودخانی» برای انجام مراسم عزاداری امام حسین(ع) در ماه عاشورا و سایر عزاهاست.
این نگاره قاجاری از نظر هنری در مرتبه پایینی قرار دارد و این جایگاه نازل در کنار هنر دوره ساسانی خود را بیشتر نمایان میکند. گویا تلاش شاهزاده قجری و خواجهباشیاش کاملا نتیجه عکس داده است. حتی ناصرالدین شاه در سفرنامهاش درباره بازدید از طاق بستان مینویسد: بالای این صفحه آغاغنی، خواجهباشی محمدعلیمیرزای مرحوم، که از طوالش گیلان بوده، زحمت کشیدند صورت مرحوم شاهزاده را نشسته و حشمتالدوله پسرش و پسر کوچکتر را داده است حجاری نموده. خود آغاغنی را هم با هیات مکروه ایستاده در جلوی شاهزاده نقش کردهاند. طوری به او بیفتاده که واقعا مهوع است و طاق را ضایع کرده است و بسکه بد حجاری شده، روی اشکال را رنگ آمیزی کردهاند. الحق مایه تضییع طاق شده است.
و ما نیز باید در اینجا اضافه کنیم که الحق نگهداری از آثار گذشتگان و میراث فرهنگی یک سرزمین تنها به عهده یک سازمان و گروه مشخص نیست بلکه در هر دوره و در هر شرایطی میتوان عاشقانه از یادگارهای فرهنگی پاسبانی کرد.این شاید نخستین وظیفه هر گردشگری است که به هر شهر ، روستا یا جایی از طبیعت این مرزو بوم سفر میکند.
آثار به جای مانده از گذشتگان ، نشانی پر افتخار از پیشینه ایران و ایرانی است که متاسفانه برخی از هموطنان ما آن را وسیله ای برای تفریح و تفنن می دانند و آنچنان عمل میکنند که قلم هم از نوشتنش شرم دارد .
به امید آن روز که هر یک از ما حافظ میراث فرهنگی این کشور بزرگ و پر آوازه باشیم .
سیمیندخت گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: