در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یا وبلاگ خودت، یا صفحة بروبچ. مفهومه؟ حسن حسن حسن... بگوشم! 4-کوتاه بنویس، امکان چاپش بیشتره. 5-خیلیها میگن پارتیبازی بده اما من واسه نوشتههای طنز و بانمک پارتیبازی میکنم بدجوووور! مُشکلیه دااااشششش؟! 6-نفهمیدم... پارتی نداری؟ آاااخی! خُ یهچی بِنیس با چفت و بستی درست، دستِکم به درد دیگران بخوره، آخرشم نگیم: «حالا منظور؟»! خودم هواتُ داااارم! اما زمینش؟ دست یکی دیگهسهاااا! 7-تا رسیدن و چیدن نامهها یا ایمیلاتون، یه یکی دو ماهی (نااااقاااابل!) صبر کنین. بچّهم رو گاااازه و چمدونم نامهم نوبره و... اینام چیییی؟... نهرییییم!!
مرضیه، 20 ساله از اهواز: درسته متنم چاپ نشد ولی آرزوی تو برای من بهترین کادوی تولدی بود که گرفتم. یک دنیا سپاسگزارم. به حافظ هم بگو اینقد مزاحم من نشه[...]
چی...؟ حافظ و مزاحمت...؟! نه بابا! مطمئنی؟ بذا همین الآن زنگ میزنم 110! (شنیدی؟ میگن: شاکی اسم نداره! دفعة بعد، اسمتم زیر نوشتهت بنویس که وقتی اسم شاکی رو میخوان، نگم: بدونِ نام! بعد دلم نیاد، هی یه ساعت تو شمارههای قبل، عوض اینکه دور خودم بگردم، همهش دنبال اسم تو بگردم)!
جوجه 18 روزه: خیلی [وقتا] میشه [که] نه توئی واسهم هست نه شمائی، خودم و خودم! همة صداها آشنان و همة کارها بر اساس اصول و قاعده... نه صدای قلب میآد، نه احساس. حرف، حرف فکر و ذهن و منطقه. غرق واقعیتها شدهم و رؤیا و آرزوهام [رو] بیخیال! قسمت خالی لیوانم پُر کردهم از دونستهها و بودنها و شدنها. بعضی وقتا هم که جا کم میآد میافتم به جون پارچ و تابه و قابلمه. حالا میفهمم چرا خیلیها دوس دارن بچه بمونن!
دختر باران: ما پس از روزگاری طولانی آمدیم. یکی از نوشتههام رو میخوام برات بذارم، فقط اگه خیلی بد بود، دیگه نافرم تو ذوقم نزن! اسمش فرزند قرن بیستویکه[...] منتظر انتقادهای سازندهات هستم.
اینم خیلی خوشفُرم! بفرمائید خودتان با میل و رغبت، یکی از گزینهها را انتخاب کنید: کمربند، کشیده، چَک، سیلی، مشت، لگد! کدام را میپسندید جاااان باااابا؟ فرم مربوطه را پُر کرده، امضا فرمائید تا در این قرن رویکردِ آدمیان به عقل، منطق، علم، سندیت، مدارک و شواهد معتبر... خلاصه با همینها بزنم توی ذوق سرکار!! (-بین خودمون بمونههااااچون گفتی منتظر انتقادی: مطالعات این فرزندی که تو قرن بیستویکم زندگی میکنه - به نظرم، یه چن تا برگِ پاپیروس به خط میخی یا حتی از اون قبلتر: نقشنگاشتههای رنگی-سنگی-چکُشیِ غارنشینانِ عصر حجر بوده! بهش بگو این سه ماه تعطیل رو، بشینه کتابهای مستندتری بخونه، تا بفهمه از چه چیزائی باس تأسف بخوره. ضمناً انتقاد هم، انتقاده. سازنده و مخربش، شده یه جور مغلط واسه فرار از زیر بارِ نقد/جواب برای کسانی که دلیل و دانشی برای اثبات نظر خودشون، یا توان و تحملی برای شنیدن / خوندنِ نظر دیگران، ندارن). بینم... از اون آدمای تو چاه نباشی که اگه کسی دست دراز کنه تا از چاه درش بیاره، اون بیچاره رو هم بکشه و بندازه تو چاه؟ یه وخ کاری نکنی که دفعه بعد ، دیگه هیشکی به کمکت نیادهاااا!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: