در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مناقشه بر سر آمار دقیق بیکاران کشور همچنان ادامه دارد و نمیدانیم چنددرصد از دهه شصتیها که بخش عمده نیروی کار جوان کشور را تشکیل میدهند، با معضل بیکاری مواجهند، اما مشاهدههای پیرامونی نشان میدهد، کمتر خانوادهای را میتوان یافت که این روزها جوانانش با مشکل یافتن کار مناسب درگیر نباشند.
از اوایل دهه 60 شمار کودکان تازه متولدشده به طرز محسوسی به نسبت دهههای قبل افزایش یافت. شصتیها در شرایطی پا به این دنیای شلوغ و پلوغ میگذاشتند که چندان کسی نگران آیندهای که پیش روی آنهاست، نبود. آن موقعها کمتر کسی حوصله داشت به این فکر کند که 30 ـ 20 سال بعد تکلیف دهه شصتیهای جوان چه خواهد شد.
شصتیها بزرگ میشدند. آنها با «علی کوچولو»، «هادی و هدی» و «خونه مادربزرگه» قد میکشیدند. خانمهای مجری برنامه کودک، پدرها و مادرها، معلمهای دبستان و همه و همه به آنها میگفتند کلید موفقیتشان درس خواندن است. به آنها آیندهسازان ایران میگفتند که با درس خواندن این کشور را به پیش خواهند برد.
نتیجه این همه تأکید و توجه به تحصیلات، رقابت بزرگی بود به اسم کنکور که خیل عظیم نوجوانان و جوانان متولد دهه 60، وارد آن شدند. کنکور گویی دروازه موفقیت و ورود به دانشگاه هممعنی یافتن جایگاه اجتماعی و شغل مناسب بود. خیلی از شصتیها در این رقابت تنگاتنگ از جان و دل مایه گذاشتند و وارد دانشگاهها شدند.
این روزها دیگر بخشی از این نسل از دانشگاه فارغالتحصیل شده و بخشی دیگر سالهای پایانی تحصیلش را میگذراند. آنها یکییکی از دانشگاه بیرون میآیند و به صف طویل جویندگان شغل مناسب میپیوندند. و حاضران سالن انتظار بزرگی را تشکیل میدهند که هیچکس در آن نمیداند انتظارها کی به سر خواهد رسید، اما این همه ماجرا نیست. رفتهرفته متولدین دهه 70 هم از راه میرسند و در پایان این صف میایستند و آشفتگی در دنیای جوانان جویای کار را افزایش میدهند.
ایستادن بیحاصل در این صف طولانی، ناکامی و ناامیدی به بار میآورد. بعضیها به فکر چاره میافتند و خیلیها هوای خروج از کشور به امید آینده بهتر به سرشان میزند. همانطور که محمدحسین فروزانمهر، معاون سرمایه انسانی و توسعه اشتغال وزیر کار گفته است «عدم چارهجویی پیرامون حل این مشکلات [بیکاری متولدین دهه60] نتیجهای جز فرار مغزها را عاید کشور نخواهد کرد» (خبرگزاری مهر، 9 تیر 1390).
مواجهه با این مشکل یک بار دیگر اهمیت آیندهنگری و برنامهریزی دقیق و عالمانه برای آینده را به رخ میکشد. این آیندهنگری چه در سطح فردی و چه در بعد کلان میتواند تا حدود بسیار زیادی از میزان مشکلات احتمالی بکاهد. اگر 30 سال پیش این نگرانی برای آینده کودکانی که تازه متولد میشدند وجود داشت و برنامهریزی دقیقتری برای رفع مسائل بالقوه پیش رو انجام میشد، امروز با مشکلات کمتری مواجه بودیم.
تقصیر جوانها نیست
بیکاری در جامعه امروز ایران مسالهای غیرقابل انکار است و جوانانی که در مواجهه مستقیم با این مشکل هستند، خود کمترین نقش را در بروز آن داشتهاند. ریشههای معضل بیکاری امروز جوانان را میتوان در 2 سطح بررسی کرد.
در سطح کلان، دولت چشمانداز روشنی از آینده متولدین دهه 60 نداشت و برنامهای دقیق برای غلبه بر موانع و معضلات پیش روی این نسل پیشبینی نشده بود. دولت در اقدامی قابل تقدیر، گستره نظام آموزش عالی را افزایش داد. آمار کسانی که توانستند در این نسل به دانشگاهها راه پیدا کنند، قابل مقایسه با نسلهای پیشین نیست، اما برنامهریزی مناسب برای سالهای پس از تحصیل آنها صورت نگرفت.
نظام آموزش عالی ارتباط مشخصی با بازار کار و نیازهای صنعتی و خدماتی دنیای اشتغال نداشت و اینچنین بود که درس خواندن با هدف رسیدن به شغل مناسب معمولا به در بسته میخورد. اگر آیندهنگری و برنامهریزی نزد سیاستگذاران و برنامهریزان بیشتر مورد توجه قرار میگرفت، شاید امروز هم دولت و هم جوانان با مشکلات کمتری در زمینه کار و شغل روبهرو بودند.
اما در سطح خرد این خود خانوادهها بودند که میتوانستند مؤثر واقع شوند. با وجود همه مشکلات و بینظمیهای ساختاری موجود، خانوادهها خود تصمیمگیر بودند. فرزندان آن دسته از خانوادههایی که برنامهریزی دقیقتری داشتند و میکوشیدند افقهای دوردستتر را ببینند، امروز با مشکلات کمتری در زمینه اشتغال و اقتصاد مواجهند.
پس جوانانی که امروز با مشکل بیکاری روبهرو هستند، خود کمترین نقش را در به وجود آمدن این معضل داشتهاند.
چه باید کرد؟
علل و عوامل بروز معضل بیکاری در میان جوانان هر چه باشد، اکنون بسیاری از خانوادهها با این مساله دست به گریباناند. خانوادهها چه برخوردی باید با بیکاری جوانان و جوانان بیکارشان داشته باشند؟ چگونه با این مشکل روبهرو شوند و چه کمکی به حل آن میتوانند بکنند؟
اگر فرزند یا فرزندان شما هم دچار مشکل بیکاری هستند و اگر میخواهید کمکی به جوانانتان که به این معضل گرفتار شدهاند، بکنید مهم است که در درجه اول ریشهها و علل و عوامل به وجود آورنده این مشکل را درک کنید.
قبول کنید که در ایجاد این مشکل جوانان مقصر نبودهاند. اینکه جوانها باید برای یافتن شغل مناسب همه تلاششان را بکنند، درست است اما توجه کنید که بازار کار اشباع و رقابت برای احراز پستهای شغلی سخت و نفسگیر است.
سرکوفت نزنید
جوانهایی که هنوز نتوانستهاند کسب و کار مناسبی برای خودشان دست و پا کنند را سرزنش نکنید. از سرزنش بدتر و آسیبزنندهتر تحقیرکردن آنهاست، زیر سؤال بردن تواناییها و استعدادهای آنها تأثیر مثبتی بر حل مشکل نخواهد داشت که هیچ، معضل را گستردهتر خواهد کرد.اگر فرزندانتان به هر دلیلی در یافتن شغل ناکام ماندهاند، آنها را با جوانان خانوادههای دیگر که در این امر موفق بودهاند، مقایسه نکنید. این مقایسه تحقیرآمیز اعتماد به نفس آنها را بیش از پیش کاهش خواهد داد.
با فرزندتان حرف بزنید
سرکوفت نزدن به جوانها به خاطر بیکار بودن به معنای آن نیست که اصلا با آنها درباره این مشکل حرف نزنید. گفتوگوی دوستانه و منطقی مثل همیشه در این زمینه هم تأثیرات مثبت از خود به جا خواهد گذاشت. شاید لازم باشد فرزندتان در شرایط موجود، کار را از مشاغل کوچک با درآمد پایین شروع کند. به او اطمینان بدهید که پشتیبانش خواهید بود و از او حمایت خواهید کرد.
جوانان را به خوداشتغالی و کارآفرینی تشویق کنید
گفتیم که جوانان در ایجاد مشکل بیکاری تقصیر زیادی ندارند، اما برخی باورهای رایج میان جماعت بیکاران جوان در تداوم معضل مؤثر است. جوانان ایرانی و به طور خاص جوانان تحصیلکرده ایرانی تا حد زیادی انتظار دارند دیگران کار و موقعیت شغلی مناسبی برای آنها ایجاد کنند، این انتظار معمولا گریبان دولت را میگیرد.خوداشتغالی، کارآفرینی و استفاده از خلاقیت فردی در بسیاری از موارد میتواند راهگشا باشد. تغییر نوع نگرش جوانان به مقوله شغل شاید تأثیر قابل توجهی بر حل معضل بگذارد، این که جوانان به فکر بیفتند که خودشان برای خودشان و دیگران کار و موقعیت شغلی بیافرینند و از فکر و خلاقیت و نبوغشان در خلق شغل استفاده کنند. اگر این نوع نگرش تغییر کند، آنها دیگر منتظر دولت نخواهند بود تا مشکل بیکاریشان را حل کند.
برای رسیدن به این باور، کمک و همفکری خانوادهها اهمیت بسیاری دارد. پس با جوانانتان درباره کارآفرینی و خوداشتغالی حرف بزنید و به آنها برای آفریدن موقعیتهای شغلی جدید کمک کنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: