در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر مدت زیادی باشد که با دنیای گیم سروکار داشته باشید، حتما تا به حال متوجه این موضوع شدهاید که بسیاری از بازیها و حتی اولین بازیهایی که در صنعت گیم به عنوان بازیهای پیشرو معرفی شدهاند، دارای داستانی بودند که از یک فیلم یا کتاب رمان خاص الهام گرفته شدهاند.
در این زمان با توجه به پیشرفتهای موجود، هنوز هم این نو ع بازیها طرفداران بسیار زیادی دارد؛ از بازی ایندیانا جونز بگیرید تا فیلم و داستان هریپاتر هنوز هم در بین بازیهای دیگر میدرخشند.
به نظر ما، هریپاتر از همان ابتدای تولد خود که با سری داستانهای همنام خودش شروع شد، یک مثلث ایجاد کرد که یک طرف آن رمانهای هریپاتر و جهت دیگر سری فیلمهای هریپاتر است که با موفقیتهای بینظیری روبهرو شد. زاویه آخر این مثلث، سری بازیهای هریپاتر است که به نظر میرسد نتوانسته همانند 2 زاویه دیگر حتی از موفقیت نسبی برخوردار شود!
به نظر ما از اولین نسخه بازی هریپاتر تا آخرین آن یعنی «هریپاتر و یادگاران مرگ ۲» هیچکدام نتوانستهاند آن طور که باید گیمر را درگیر بازی کنند.
بهتر است برای تعریف داستان بازی ابتدا کتاب داستان «یادگاران مرگ» را توصیف کنیم. به نظر این کتاب دو قسمتی در میان دیگر نسخههای داستان هریپاتر از جذابیت پایینتری برخوردار بودند. حال فرض کنید این داستان بخواهد تبدیل به بازیای بشود که علاوه بر خود نسخههای قبلی نیز از نقاط ضعف زیادی در بازی رنج میبرد؛ پس نتیجه آن تولید یک بازی سرد است که مدتها طول میکشد تا به عنوان یک بازی خوب بتوان آن را شناخت.
داستان بازی، در ادامه قسمت قبل رخ میدهد و هری در پی تلاش خود برای نابودی سایر جادوگران، به جستجو در محیط بازی میپردازد و در نهایت به مکانی که هاگوارتز نام دارد، میرود. ولدمورت همان دشمن قدیمی هریپاتر نیز برای دستیابی به قدرت نهایی و تسلط کامل بر دنیای جادویی، سعی در نابودی هریپاتر دارد. روایت داستان بازی در طول بازی بسیار سریع است و این موضوع باعث میشود رشته بازی از دست بازیکننده بیرون برود و نتواند بین داستان بازی و رمان هریپاتر ارتباط معنایی خوبی پیدا شود. همین موضوع باعث شده موفقیت بازی در همان ابتدای کار از بین برود، چرا که هریپاتر بازیای است که بشدت به داستانش وابسته است و موفقیت آن به خوب روایت شدن داستان برمیگردد.
در مورد داستان، حرف زیادی برای گفتن نیست، به طور مثال برای آینه همان داستان خطی بازی انتظار میرود که در کتاب هریپاتر خواندهاید؛ در حالی که بازی نتوانسته کاملا خواست بازیکنان را در دنبال کردن داستان پاسخ دهد و احساس میشود در این بازی بیشتر سعی شده به سمت ژانر تیراندازی سوم شخص برود تا این که یک داستان قوی را دنبال کند. همین کاستی باعث میشود بازی هریپاتر اصلا شبیه داستانی نباشد که قرار است شما را وارد چالشهای زیادی کند. در عوض سعی شده است با اضافه کردن قابلیتهای بیشتری نسبت به نسخههای قبلی خود در گیم پلی بازی، آن را شبیه بازی هم ژانری مانند Greas Of War کند که البته مقایسه این دو بازی کار اشتباهی است؛ چراکه هریپاتر در حد چنین قیاسی نیست!
گیم پلی بازی را دو چیز تشکیل میدهد؛ اول این که همیشه و در هرجا با دشمنان خود - که تعدادشان هم کم نیستند ـ به نام Death Eaters یا مرگ خواران رو به رو میشوید. هوش مصنوعی این مرگ خواران در سطح این است که فقط آنها را ایستاده نگه دارد و همین نکته باعث شده شما بتوانید به آسانی انبوهی از آنها را بدون مشکلی نابود کنید. مشکل دیگر این است که تعداد آنها بسیار زیاد است به گونهای که واقعا در طول بازی به نقطهای خستهکننده تبدیل میشود. علاوه بر این از یادگار مرگ ۲ انتظار داشتیم که شخصیت پردازی بهتری نسبت به نسخههای قبل داشته باشد، که این ایده نیز تحقق نیافت.
اگر فکر میکنید Boss Fightها میتواند هیجان بیشتری به بازی بدهد، در اشتباهید؛ به این دلیل که تنها تفاوت باس فایتها با مبارزات عادی میزان سلامت باسهاست که از دشمنان عادی بیشتر است، ولی هوش مصنوعی آنها تفاوتی با یکدیگر ندارد. البته سلاحهای انتخابی شما نسبت به نسخههای گذشته ارتقا پیدا کرده است، ولی کماکان با همان چوبدستی هریپاتر باید در مقابل دشمنان ایستادگی کرد. علاوه بر این، نوعی حفاظ در بازی وجود دارد که جلوی نیروهای جادویی دشمنان خود را میگیرد البته نیاز نیست در جایی پناه بگیرید؛ بلکه این محافظ شبیه هاله در جلوی شما ظاهر میشود که البته به نظر ما اگر این قابلیت هم وجود نداشت، نابود کردن مرگ خواران کار سختی نبود!
هریپاتر در بعضی قسمتهای خود آنقدر شبیه یک بازی تیراندازی سوم شخص میشود که ممکن است یادتان برود موضوع اصلی بازی، داستان آن است و این مبارزات صرفا برای هیجان بیشتر بازی به آن اضافه شدهاند.گیم پلی هریپاتر قابل قبول است ولی توازنی بین داستان و اتفاقاتی که در گیم پلی بازی برای شما رخ میدهد وجود ندارد؛ برای همین ادامه بازی برای شما بتدریج زجر آور میشود. طول زمان بازی حدود ۴ ساعت میشود با این حال باید از استودیوی سازنده تشکر کرد که زمان بازی را بیشتر از این در نظر نگرفتهاند، چراکه تکراری بودن صحنههای درگیری، بازیکن را از ادامه آن منصرف میکرد.
گرافیک و محیط بازی قابل قبول است ولی عالی نیست و به نظر شخصیتهای بازی و ساختمانها بخوبی طراحی شدهاند؛ ولی داخل ساختمانها هنوز میتوانست بهتر از این باشد و اشیا و جزئیات بیشتری را در داخل خود داشته باشد. شاید بهترین قسمت بازی بخش صداگذاری آن باشد که به دلیل استفاده از موسیقی فیلم هریپاتر، توانسته است بخوبی فضای تأثیرگذاری در بازی به وجود بیاورد. همچنین صداگذاری شخصیتها نیز در حد خوب انجام شده است.هریپاتر و یادگاران مرگ 2 نسبت به نسخه قبلی خود در موارد گیم پلی پیشرفت داشته است؛ ولی هنوز هم از متوازن نبودن داستان و گیم پلی و کسل کننده بودن مراحل بازی رنج میبرد و در حد یک بازی خوش ساخت نیست. به هر حال این آخرین نسخه بازیهای هریپاتر بود ولی نتوانست آبروی خود را میان بازیها حفظ کند. به نظر ما نمره ۵.۵ از ۱۰ برای این بازی کافی باشد.
مسعود گرجیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: