مهاجم بلغاری آقای گل شد اما متهم به تنبل بودن و تعصب نداشتن است

برباتوف در بن‌بست اولدترافورد

دیمیتار برباتوف که هفته‌هاست در مرز جدایی و بهتر بگوییم اخراج از تیم فوتبال منچستریونایتد قرار داشته و به رغم درخشش در فصل گذشته لیگ برتر انگلیس همچنان مورد انتقاد هواداران این تیم واقع می‌شود، حرف‌هایی برای دفاع از خویش دارد و ماجراها را به گونه‌ای متفاوت می‌بیند.
کد خبر: ۴۲۱۱۷۵

 او فصل پیش به طور مشترک با کارلوس ته‌وز یک یونایتدی سابق که پیراهن منچسترسیتی را به تن کرده بود، به عنوان آقای گلی لیگ برتر انگلیس رسید و به غیر از دو سه ماه پایانی فصل که الکس فرگوسن به هر دلیل صحیح یا نادرست زوج وین رونی و خاوی‌یر هرناندز را برای او در خط حمله ارجح شمرد، همیشه به چشم می‌خورد و گل‌های حساسی هم می‌زد.

ادامه همان برخوردها و نگرش‌ها بود که سبب شد سرمربی اسکاتلندی یونایتد او را برای بازی فینال فصل گذشته لیگ قهرمانان اروپا حتی روی نیمکت هم ننشاند و از آن پس فرضیه فروختن این مهاجم 31 ساله بلغاری به باشگاه دیگر، نظریه‌ای معقول و اقدامی بسیار محتمل نشان داده است. برای فصل تازه مشکلات برباتوف از قبل هم بیشتر شده،‌ زیرا اشلی یانگ نیز پس از خریداری شدن از تیم استون ویلا به جمع شیاطین سرخ اضافه شده و اینک مهاجم سابق تاتنهام و بایرلورکوزن برای راهیابی به ترکیب ثابت نه فقط باید از این گوش چپ مکار،‌ بلکه از رونی، هرناندز و ماکه‌دا هم سبقت جوید و هر چند یانگ بیشتر لب خط بازی می‌کند، اما هر چقدر به او و رایان گیگز و آنتونیو والنسیا بیشتر بازی داده شود، میدان برای نظایر برباتوف در عمق زمین تنگ‌تر می‌شود.

بدون جوش و خروش

با این حال مشکل اصلی برباتوف از زمان الحاقش به یونایتد نه مساله فنی فوق، بلکه احساس و برداشتی بوده که هواداران این تیم از نوع رفتار و اخلاق وی داشته‌اند. او به سبب آرامش ذاتی بیش از حدش و فقدان حس برخورد و جنگ فیزیکی در شکل بازی‌اش، از منظر طرفداران منچستر بازیکنی است که برایش سرنوشت تیم اهمیتی ندارد و راه خود را می‌رود و بیش از حد خونسرد و فاقد جوششی است که باید در هر فرد منچستری وجود داشته باشد. سفر اخیر تیم منچستریونایتد به آمریکا و 4 بازی توام با پیروزی‌های قاطع و پر گل که این تیم در آنجا انجام داد، فرصتی مناسب برای برباتوف بود تا بیش از پیش در کارهای خود دقیق شود و شرایط خود را ببیند و متوجه شود که کجا ایستاده و چه باید بکند. اگر حرف‌های خود او را باور کنیم، ‌وی نگرانی‌ای بابت شرایط خود ندارد و فکر می‌کند که از عهده مشکلات برمی‌آید. او بعد از سال‌ها ستیز کم‌نتیجه با اتهام تنبل و بی‌تفاوت بودن متاسف است که حتی در شروع فصل 2012 ـ 2011 نیز باید برای هزارمین بار تاکید کند که به سرنوشت تیمش اهمیت می‌دهد و آدمی پرتعصب است. در همه حال او دوست ندارد راجع به آن شب تلخ در ماه می که سرمربی 70 ساله اسکاتلندی منچستر به او برای بازی سرنوشت‌ساز با بارسلونا در فینال جام قهرمانان اروپا اصلا بها نداد، صحبت کند و بیشتر دوست دارد درباره دستاوردهای مهم و مثبتش در فصل سپری شده حرف بزند.

«برخلاف آنچه عده‌ای دوست دارند جلوه بدهند، من در فصل گذشته بسیار موفق بودم و اگر آقای گل شدن در لیگی مثل انگلیس مفهوم و برداشتی به جز این دارد، بگویید تا بدانم. آنچه برای من اسباب دردسر دائمی در تمامی سال‌های اخیر شده، این نکته است که احساساتم را در حضور دیگران بروز نمی‌دهم و آدمی بسیار درونگرا هستم. همین مساله متاسفانه حمل بر بی‌تفاوت بودنم نسبت به سرنوشت تیم شده است و می‌گویند که من علاقه و همت لازم را ندارم و همه چیز در نظرم بی‌تفاوت است. حقیقت آن است که من به همان اندازه یارانم مایل به کسب پیروزی‌ام، اما آن را چندان نشان نمی‌دهم. من نیز می‌خواهم پیروز باشیم، اما با روش و کلاس لازم، مایل نیستم یک برد با چنگ کشیدن روی بسیاری از اصول اخلاقی به دست آید.»

وقتی او جانشین ته‌وز شد

مشکلات برباتوف از فصل پیش فزون‌تر شد، زیرا وی جای «کارلوس ته‌وز»ی را در ترکیب یونایتد گرفت که چون بسیار پرجوش و خروش بود و احساساتش را بروز می‌داد، نزد هواداران تیم محبوبیت زیادی داشت.

رفتار سرشار از احساسات ته‌وز در تضاد کامل و 180 درجه‌ای با کنش‌های آرام و فاقد جوشش و «دور آهسته» برباتوف بود که حتی وقتی گل می‌زند، احساسات چندانی بروز نمی‌دهد و آهسته می‌آید و آهسته می‌رود و با هیچ کس قاطی نمی‌کند و به قول بعضی هواداران یونایتد نه یکی از بازیکنان تیم، بلکه از مدعوین نشان می‌دهد!

سرمربی مشهور و دیرپای شیاطین سرخ که بیست و ششمین فصل زمامداری‌اش را در اولدترافورد شروع کرده به ته‌وز اعتقاد خاصی داشت و در غیر این صورت با پرداخت 30 میلیون پوند برای تصاحب او، وی را به گران‌ترین خرید تاریخ حیات باشگاه تبدیل نمی‌کرد. با این حال بین این دو شکرآب شد و فرگوسن کسی نبود و نیست که یک یاغی را در سیستم کاری‌اش تحمل کند و به همین سبب بود که او به منچسترسیتی رفت و از آن پس همان‌طور که پیش‌تر گفتیم برباتوف که جای این آرژانتینی 28 ساله را در خط حمله منچستر گرفت، بیش از پیش زیر ذره‌بین مردم و رسانه‌ها رفت و تنبلی ذاتی او فزون‌تر از همیشه خودنمایی کرد.

بدون داد و فریاد

آیا تشدید آن ماجراها و بیشتر شدن اتهامات تنبلی و تعصب نداشتن، برباتوف را در فصل گذشته که از قضا در آن بسیار گلزن و موفق هم بود، عاصی نکرد؟ وی در شروع فصلی تازه از مسابقات پرشمار داخلی و خارجی می‌گوید: «سعی می‌کنم به آن فکر نکنم. این نوع بازی و روش کار من است و خوب یا بد، همین خصلت‌ها مرا به نقطه کنونی رسانده است. شما هرگز نخواهید دید که من به گوشه و کنار زمین بروم و شلوغ کنم و داد و فریاد بزنم و محیط را به‌هم بریزم و اسباب ناآرامی شوم. شما اگر کیفیت بالایی داشته باشید حتما در کارتان موفق خواهید شد، بدون این که نیازی به آشوب و سروصدا باشد. من پیرو و مجری این فرضیه‌ هستم».

برباتوف همان طور که قبلا نیز آمد ترجیح می‌دهد راجع به مسائل شیرین و مثبت حرف بزند و از چیزهایی بگوید که شاید ارتباطی صددرصد با نوع رفتار و شکل بازی وی در یک میدان فوتبال ندارد. یکی از آنها که وی آن را در قلبش جای داده و بسیار دوست می‌دارد، بنیاد خیریه‌ای است که در کشور زادگاهش ـ بلغارستان ـ به راه انداخته و به اسم خودش نیز آن را نامگذاری کرده است و وظیفه نخست آن کمک‌رسانی به کودکان و نوجوانان فوتبالدوستی است که مثل خود برباتوف پای به عرصه این ورزش نهاده‌اند، اما برای اوجگیری بیشتر به وسایل کمکی و ابزاری نیاز دارند که البته برباتوف سال‌ها پیش بدون آن نیز راه حرکت خود را به سوی اوج هموار کرد و نسل فعلی بیش از آن زمان محتاج آن است.

تفاوت‌ها در خارج و داخل

اگر برای طرفداران یونایتد برباتوف یک مهاجم موفق و باارزش، اما تنبل و بی‌تعصب است، در بلغارستان یک بت به حساب می‌آید و همه نوجوانان در شروع راه پرداختن جدی‌شان به فوتبال آرزو دارند روزی به جایگاه او برسند و پیراهن منچستریونایتد را به تن کنند. این در حالی است که خود «بربا» با بت کردن هریستو استویچکوف ستاره نسل قبلی در ذهنش در فوتبال رشد کرد و به درجات کنونی رسید. برباتوف می‌گوید: «کودکان و نوجوانان برای اوجگیری بیشتر به کسانی نیاز دارند که برایشان یک الگو باشند و نشانه‌ای از موفقیت‌های بزرگ جلوه کنند. در عصر خود من، استویچکوف چنین آدمی بود که بلغارستان را در جام جهانی 1994 به رتبه چهارم رساند و مهاجم باشگاه بارسلونا و در چنان جایی موفق شد. در بدو کارم بود که با خودم عهد کردم روزی مثل هریستو شوم و چون گاهی رویاها تحقق می‌یابند، آن اتفاق افتاد. تلاش من با بنیادی که در صوفیا به راه انداخته‌ام، توفیق نسل فعلی او همین طریق است. می‌خواهم کاری کنم که بسیاری از نوجوانان کنونی بتوانند به درجاتی در فوتبال بین‌المللی برسند که من رسیده‌ام.»

هت تریک نادر

فصل پیش به رغم تمام تلخ‌کامی‌های دو سه ماه پایانی آن، زمانی که خاوی‌ یر هرناندز موسوم به چیکاریتو با شیرین کاری‌ها و مهارت اعجاب‌آورش برباتوف را به سمت نیمکت‌ذخیره‌ها شوت کرد، با دستاوردهایی کمتر دیده شده برای این بلغاری بلندبالا همراه شد. او طی بازی رفت منچستریونایتد با لیورپول به اولین بازیکن منچستری در 64 سال اخیر تبدیل شد که در برابر این رقیب ویژه هت تریک کرده است، به نخستین غیرانگلیسی‌‌ای بدل شد که در یک بازی لیگ برتر انگلیس به تنهایی 5 گل زده است و در پایان فصل همان طور که در سطور قبلی هم آمد، عنوان آقای گلی لیگ را تصاحب کرد. برباتوف ماه‌ها بعد از آن وقایع و در حالی که برای اتفاقاتی شاید نه‌چندان نادرتر در فصل جدید مهیا می‌شود، می‌گوید: «نمی‌دانستم زدن 3 گل به لیورپول برای بعضی‌ها اینقدر مهم است وگرنه آن کار را قطعا زودتر انجام می‌دادم!‌ برخورد با‌ آن قضیه به قدری مثبت بود که فکر می‌کنم خاطره‌اش تا پایان عمر با من بماند. این که در حضور این همه بازیکن شاخص غیربریتانیایی حاضر در انگلیس به این موفقیت‌ها برسید، نشانگر ارزش‌های این توفیق است. با این حال فراموش نکنید که توفیق‌های من در درجه اول به این سبب عمده شد که تیم‌مان نیز برای نوزدهمین بار قهرمان لیگ برتر انگلیس شد و رکورد فتوحات در آن را شکست. اگر آن اتفاق نمی‌افتاد، راجع به دستاوردهای شخصی من هم چندان صحبت نمی‌شد زیرا به جایی منجر نشده بود.»

تنها راه ممکن

آن چه برباتوف از آن ابا دارد جدایی از منچستریونایتد و تبعات آن است. تعداد تیم‌های دیگری که او را می‌خواهند کم نیست و وی حتی برای یک روز هم بدون تیم نمی‌ماند، اما این را می‌‌داند که هر تیم دیگری که او به آن برود، شکوه و اعتبار شیاطین سرخ را نخواهد داشت. «شاید اگر به بارسلونا و رئال‌مادرید بروم، برایم یک تنزل درجه در قیاس با ایام منچستری‌‌ام نباشد، اما چنین چیزی در راه نیست. هر تیم دیگری برای من یک رجعت به عقب خواهد بود. بنابراین تنها راه موجود برای من این است که در اولدترافورد بمانم و با تمام وجود برای کسب موفقیت و راهیابی به ترکیب ثابت تلاش کنم. شاید از نظر خیلی‌ها این فقط یک بن‌بست برای من باشد، اما متاسفانه یا خوشبختانه تنها راه موجود است و گریزی از آن وجود ندارد.»

منبع: Evening Standard

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها