عقلا به میدان بیایند

ملتی که به رمز آزادی و استقلال خویش هشیار باشد، برای حفظ و ثبات و نیز تحکیم بیشتر آن از هیچ کوششی دریغ ندارد و هر محنتی را نیز تحمل می کند
کد خبر: ۴۲۱۱
اگر چند سال عمر با برکت نظام جمهوری اسلامی ایران را پس از پیروزی انقلاب اسلامی مرور کنیم ، در می یابیم که لطف خداوند بزرگ ، رهبری های خردمندانه رهبران انقلاب و حضور هشیارانه و ارزشمند مردم کشورمان ، انواع و اقسام توطئه های داخلی و خارجی را از سر گذرانده و روز به روز ثبات و حیات نظام خود را قوت بیشتری بخشیده است.این پشتوانه ، نعمت بزرگی است که کمتر می توان آن را در موقعیتهای دیگر، سراغ گرفت مادامیکه مردم پشتوانه انقلاب و نظام باشند، این نظام را هیچ هجمه ای تهدید نمی کند و یکی پس از دیگری توطئه ها ناکام خواهند ماند.اما یک شرط برای تداوم این حمایت وجود دارد و آن احساس "عدم تبعیض " و احساس "عدالت جویی " در مسوولان و بدنه مدیریتی جامعه است سالهای متمادی است که مردم با علم به مشکلات و موانع ، مسوولان را در جهت تحقق اهداف انقلاب ، همراهی کرده اند و به یاری خداوند ادامه خواهند داد اما اگر احساس کنند که عدالت جویی آنان رو به کاهش نهاده است ؛ یا به اصلاحات بر می خیزند و یا مایوس و افسرده ، راه خویش می گیرند و حمایت خود را بر می دارند.اگر معیار بزرگ جامعه سالم عدالت گستری آن جامعه باشد؛ افزایش فقر می تواند آن جامعه را از معیار اصلی سلامت دور کند و شاید نشانه ای برای افول عدالت جویی باشد در این صورت ، جامعه بتدریج صبغه انقلابی و معنوی خود را از دست خواهد داد اولویت اصلی و اول امروز، عزم ملی برای فقرزدایی به وسیله عدالت گستری و کوشش در جهت شکوفایی اقتصادی است . اگر این احساس در مردم بوجود بیاید که برای زدودن چهره فقر عده ای صادقانه در تلاش هستند، مشکلات و محدودیت ها را تحمل می کنند و در جای خود، حمایت خویش را نیز دریغ نمیکنند.سوال این است که دراین غوغا و هیاهوی سیاسی و جناحی که جامعه ما را به التهاب نامطلوب کشانده است ، احساس عدالتجویی در جامعه گسترش می یابد و یا برعکس ، احساس نامطلوبی به آحاد جامعه دست می دهد؛ طبیعی است که مردم اینگونه فکر می کنند که وقتی خواص جامعه ، شبانه روز درگیر مسایل و دعواهای سیاسی و گروهی هستند، پس چه موقعی برای رفع گرفتاریها و مشکلات مردم فکر می کنند. آنان اینگونه فکر می کنند که وقتی خواص جامعه ، تمام انرژی خود را در مسایل گروهی و عصبیت های جناحی و عموما بی منطق صرف می کنند، برای طراحی ، برنامه ریزی و اجرای مسایل مردم از چه انرژی استفاده می کنند؛ طبیعی است ادامه این روند، مردم را از "حمایت " و "حضور" دلسرد می کند و این ناامیدی، خسارت بزرگی برای نظام و انقلاب خواهد بود.راه این است که زمام امور در هر زمینه ای از دست بعضی افراطی ها خارج و توسط عقلا و آدمهای معتدل و رشد یافته اداره شود. افراطی گری ، عصبیت ، پرخاشگری های سیاسی ، همیشه آفت بوده است و امروز آفتی بزرگتر.نکته دیگر این است که خواص عاقل و زعمای قوم که اعتدال بیشتری دارند به میدان بیایند و افراطیون را نصیحت کنند و با اتخاذ مکانیزمهای عاقلانه و منطقی آنان را آرام سازند.آرام سازی افراطیون موجب ایجاد فرصت برای عدالت گستری و رفع مشکلات اساسی خواهد شد در این فضا، مردم احساس امنیت می کنند و نسبت به آینده امیدوار خواهند بود. اگر امیدواری حاصل شود، مشکلات و محدودیتها امری است که مردم بخوبی آن را تحمل می کنند تا مسوولان به دور از تبعیض و در فضای بدون التهاب ، از طریق مبارزه با مفاسد اقتصادی و اعمال سازوکارهای منطقی و کارشناسانه ، اوضاع مردم را سروسامان دهند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها