نگاهی به برنامه ‌«تک‌ فریم‌های جاودان»

کارگاه انیمیشن در قاب رسانه

یکی از برنامه‌های متفاوتی که از شبکه یک سیما روی آنتن رفته، برنامه‌‌ای ترکیبی است با نام «تک‌فریم‌های جاودان» که به موضوع انیمیشن می‌پردازد. این برنامه به تهیه‌کنندگی ناهید دل‌آگاه و کارگردانی مسعود جدی، در پویانمایی صبا تهیه شده است و اجرای آن را رامبد جوان بر عهده دارد. همین نکته‌آخر یکی از مهم‌ترین وجوه طراوت و تازگی یا همان متمایز بودن این برنامه از نمونه‌های مشابه است، اگرچه خود موضوع انیمیشن هم به دلیل مهجور بودن در مقایسه با آثار داستانی سینمایی و تلویزیونی یکی از فاکتورهای اصلی این تفاوت و تمایز به شمار می‌رود.
کد خبر: ۴۲۰۹۵۵

تک‌فریم‌های جاودان، بخش‌های متنوعی دارد که هر کدام پاسخگوی قسمتی از نیاز مخاطب در ارتباط با موضوع فراگیر انیمیشن هستند. بخش تاریخچه، به دانستنی‌های تاریخی مربوط به آثار تولیدی انیمیشن و هنرمندان این رشته از برنامه‌سازی سینمایی و تلویزیونی می‌پردازد. بخش مرکز و پشت صحنه، روند تولید انیمیشن‌های داخلی را مورد توجه دارد و به مصاحبه با عوامل دست‌اندرکار در ساخت این آثار می‌پردازد. قسمتی از فرآیند اطلاع‌رسانی برنامه را گفتار متن به عهده دارد و بالاخره یکی از مهم‌ترین بخش‌های برنامه، آیتم آموزشی و کارگاهی تکنیک‌های انیمیشن است که نقشی کلیدی در موفقیت برنامه ایفا می‌کند.

آشنایی با تکنیک‌های ساخت انیمیشن نه فقط دریچه‌ای به شناخت بیشتر نسبت به این روش فیلمسازی روز دنیا را رو به مخاطب می‌گشاید، بلکه مهم‌تر به رشد و ارتقای کیفی تولیدات داخلی و همچنین شکوفایی استعدادهای جوان نیز کمک بسزایی می‌کند. بخصوص که این بخش از برنامه همراه است با ارجاع به آثار برتر تاریخ انیمیشن و نمونه‌های قابل توجهی که صرف آشنایی با آنها موجب پرورش ذائقه‌مخاطب علاقه‌مند به این حرفه شده و انحصار انیمیشن‌سازی به تکنیک‌های رایجی همچون انیمیشن دوبعدی و سه بعدی را ـ که شکل ثابت آثار شناخته شده‌امروزی است ـ‌ مورد تأمل قرار می‌دهد.

به عنوان نمونه در یکی از قسمت‌های برنامه، آیتم تکنیک‌ها اختصاص داشت به تکنیک خراش روی نگاتیو که خاص و کم‌کاربرد است، اما نتایج قابل توجهی در خروجی نهایی اثر به‌وجود می‌آورد. فضایی که این تکنیک به انیمیشن می‌بخشد حس و حال ویژه‌ای دارد و لحن منحصربه‌فردی به اثر می‌بخشد که مناسب بسیاری از ایده‌های کانسپچوال (مفهومی) است و می‌توان موضوعات گسترده‌تری را با این روش دستمایه قرار داد نه فقط موضوعاتی را که مختص به مخاطب خردسال هستند. در واقع تکنیک‌های اینچنینی روی دیگری از هنر انیمیشن‌سازی است که کارکردی فراتر از سرگرم کردن مخاطب کودک و فراهم آوردن اوقاتی خوش و مفرح برای او دارد. نمونه‌ای که برای این تکنیک در برنامه ذکر شد انیمیشن «دو خواهر» ساخته‌ کارولین لیف بود که جزو انیمیشن‌های کوتاه مهم و قابل توجه تاریخ سینماست. تماشای همان چند نمای کوتاه از این اثر به بهانه‌شناخت تکنیک خراش روی نگاتیو تاثیر بسزایی در مدیریت بهینه‌ علاقه‌مندی‌های گسترده به این حرفه‌جذاب از فیلمسازی ایفا می‌کند و باعث تغییر ذهنیت مخاطب عام نسبت به این زبان بیانی انیمیشن‌می‌شود.

درست است که به‌طور کلی انیمیشن‌های اروپایی آثاری ساده و سرراست نیستند و بعضا پیچیده‌نمایی‌های روشنفکرانه ‌عجیب و غریبی هم دارند، اما از آنجا که انتخاب درست همیشه در بستر آگاهی کامل از گزینه‌های مختلف پیش‌رو رخ می‌نماید، شناخت این نمونه‌ها و آشنایی با روش بیانی آنها می‌تواند مخاطب را به حد وسطی میان انیمیشن‌های تجاری و عامه‌پسند با انیمیشن‌های روشنفکرانه و به اصطلاح هنری رهنمون شود و علاقه‌مندان به این حرفه را قادر سازد هنگام اقدام به تولید آثار انیمیشن، فرم را به خدمت ایده درآورند و به فراخور نیاز موضوع و داستان، تکنیک مناسب برای آن‌ را به کار گیرند. تنها در این صورت است که تولیدات داخلی می‌توانند از این وجه کمی غالب که مبتنی است بر تولید انبوه به جای تولید عمیق و مؤثر فاصله بگیرند و با پیشرفت‌های هنری روز دنیا در این زمینه همگام و همصدا شوند.

مساله‌ کمی بودن تولیدات تلویزیونی در مقایسه با وجوه کیفی، موضوعی است که مورد تصریح کیانوش عابدی، کارگردان مجموعه انیمیشن «زرد مشکی» در یکی از قسمت‌های تک‌فریم‌های جاودان نیز قرار داشت. او البته تأکید داشت در کار خودش سعی داشته علی‌رغم این ویژگی ناگزیر کار تلویزیونی، به کیفیت هم توجه کافی داشته باشد. به هر حال آنچه نیاز ضروری انیماتورهای ایرانی و نیز شرکت‌های انیمیشن‌سازی داخلی است حفظ تعادل میان این دو وجه از کار تولید انیمیشن است نه این‌که وضع به گونه‌ای باشد که انیمیشن‌های مناسب پخش از تلویزیون فاقد کیفیت هنری و عمق معنایی لازم باشند و انیمیشن‌های جشنواره‌ای هم آثاری بی‌اندازه فشرده و مینی‌مال یا پیچیده و مفهومی بوده و امکان پخش از رسانه را نداشته باشند.

درباره ‌ساختار شکلی برنامه تک‌فریم‌های جاودان باید گفت به لحاظ اصول ساخت مجله‌تلویزیونی و استانداردهای تولید برنامه ترکیبی، این مجموعه تا اندازه ‌زیادی موفق عمل کرده است. نور و تصویر برنامه در سطح کیفی قابل قبولی قرار دارد و تدوین هم با ریتمی مناسب و با دقت کافی به المان‌های مهمی همچون لزوم استفاده از اینسرت تصویری و برش‌های مقطعی در میان صحنه‌های مصاحبه و گفت‌وگو انجام شده است. وُله‌های میانی هم با ساختار کلی کار تناسب دارند و در عین سادگی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که مثل یک پوستر گرافیکی خوب، معرف موضوع برنامه یعنی پویانمایی و انیمیشن باشند. این دقت و ظرافت حتی در طراحی پلاتوهای برنامه با اجرای رامبد جوان هم دیده می‌شود. در کنار رامبد جوان در گوشه‌ تصویر موجود پویانمایی ‌شده ‌بانمکی قرار دارد که بین حرف‌های او پارازیت می‌اندازد و علاوه بر افزودن به جذابیت بیشتر این بخش، به مخاطب یادآوری می‌کند که این یک پلاتوی معمولی تلویزیونی نیست. موضوع این برنامه انیمیشن است و طبیعی است که اجرای آن را هم یک سوژه‌واقعی و یک سوژه‌پویانمایی شده به صورت مشترک به عهده داشته باشند.

اما نکته‌ای که می‌تواند به عنوان یکی از کاستی‌های مجموعه مورد اشاره قرار بگیرد عدم جهتگیری برنامه در قبال موضوعات، شخصیت‌ها و آثار مورد بحث است. این ویژگی باعث شده برنامه ‌تک‌فریم‌های جاودان به مجله‌ای خبری تبدیل شود که به صورت یکسان و بدون هیچ‌گونه انسجام مضمونی جهتدار قصد دارد به همه‌ مسائل مربوط به انیمیشن ـ چه داخلی چه خارجی ـ بپردازد و صرفا یک اثر ترکیبی حرفه‌ای درباره ‌انیمیشن باشد، نه برنامه‌ای که علاوه بر اطلاع‌رسانی، نقش سازنده‌ قابل توجهی در شکل‌دهی به سمت و سوی اشتغال به این شیوه‌نو از فیلمسازی داشته باشد. به بیان دیگر وجه تحلیلی برنامه در مقایسه با وجه خبری آن بسیار اندک است و این مساله اگرچه مخالفت‌های احتمالی با برنامه را کم می‌کند و رویکردی همه‌پسند به آن می‌بخشد؛ اما به همین دلیل، شمایلی محافظه‌کارانه به برنامه می‌دهد و از تأثیر آن در اصلاح وضع موجود می‌کاهد.

اگر بخواهیم با ذکر یک نمونه، شکل کنونی برنامه تک‌فریم‌های جاودان را بهتر بشناسیم می‌توانیم آن را با برنامه‌گفت‌وگومحور هفت مقایسه کنیم. فرض کنیم برنامه‌هفت بخش تحلیل فیلم‌ها با حضور کارشناس ثابت برنامه یعنی مسعود فراستی را نداشت و در نقل اخبار فاقد این شکل تحلیلی بود. چه اتفاقی می‌افتاد؟ قطعا برنامه با مخالفت‌هایی کمتر از آنچه شاهدیم مواجه می‌شد و چه بسا به مذاق اهل سینما حرفه‌ای‌تر می‌آمد و طبعا این‌همه جنجالی هم نبود. اما به همین میزان مخاطب کمتری هم می‌داشت و تأثیر کمتری نیز در جامعه‌سینمایی می‌گذاشت. شاید برای پرداختن تحلیلی به مقوله ‌انیمیشن در کشور هنوز اندکی زود باشد، اما نباید فراموش کرد بسیاری از آثاری که به عنوان تولیدات داخلی در این برنامه مورد توجه قرار می‌گیرد آثاری بشدت قابل نقد هستند و صرف معرفی آنها همراه تعریف و تمجیدهای سازندگان این آثار از کار خود نمی‌تواند نیاز مخاطب را برطرف کند. بعضا حتی مشاهده می‌کنیم افراد در این مصاحبه‌ها سیستم آموزشی انیمیشن در کشور و نیز کار دیگر همکاران خود را زیر سوال می‌برند حال آن‌که برآیند کار تولیدی خودشان به هیچ عنوان بی‌نقص یا حتی کم‌نقص نیست. تلویزیون رسانه‌ای است که ‌باید تا حد توان امکان گفت‌وگوی ‌بیننده با عوامل جلوی دوربین را مقدور سازد. لازمه ‌نیل به این هدف، پاسخ گفتن به سوالات احتمالی مخاطبان یا دست‌کم طرح این سوالات در کنار طرح مواضع دیگر است. این حداقل کاری است که یک برنامه‌ تلویزیونی می‌تواند برای جلب رضایت مخاطب خود و به دنبال آن جهت‌دهی هدفدار ذائقه‌او از طریق انتقال درست پیام مورد نظر انجام دهد و این لازمه ‌موفقیت کامل یک برنامه ‌تلویزیونی اینچنینی است.

محمد کامیار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها