کارگاه

خانم لیلا ناکینی: 20 ساله ساکن صفادشت شهریار، اولا خوشحالم که از صفادشت و دیگر شهرک‌های پیوسته به شهریار و از خود شهریار شعرها و سروده‌های زیادی ـ و عمدتا خوبی ـ به دستمان می‌رسد. اما 5 قطعه شعر از شما واصل شد و به قول قدما با نهایت مسرت حاصل گردید. شما فقط 20 سال دارید و در ابتدای ورود به سرزمین پرراز و رمز شعر و شورید و راهی طولانی در پیش چشمان جوان، مشتاق و جستجوگرتان وجود دارد. من همیشه به شاعران جوان امیدوار بوده و یقین داشته‌ام و دارم که اگر شعر را جدی بگیرند و دوستش داشته باشند، بزودی شاعرانی برجسته و خبره خواهند شد.
کد خبر: ۴۲۰۴۰۷

بسیاری از شاعران بزرگ ما بهترین شعرهای خود را در جوان‌ترین سال‌های زندگی خود سروده‌اند، شما فعلا قبل از این که شاعر باشید، «شیفته» هستید؛ با احساسی شفاف و آرزومند... کائنات در چشم شما زیبا و برنا و پرجاذبه است، اما اندوهی حساسانه در کلامتان موج می‌زند که کلیت شعرتان را اندوهگین می‌کند. اگرچه یکی از حس‌های بشری «اندوه» و «الم» است، اما انسان بالاتر و نیرومندتر از آن است که هر ناملایمی و هر به مقصود نرسیدنی، مأیوسش کند یا اشک از چشم‌هایش بباراند و چهره‌اش را دژم و غمزده نماید. شعر، سیاله‌ای نیرومند، پرشکوه، رقصنده و موسیقایی است. ببینید رقص و سماع شاعران عارف را با شعر و سرود و توجه داشته باشید که شعر و موسیقی پیوندی دیرینه و محکم دارند. جوهره نیرومند جوانی می‌تواند نشاط و سرزندگی و شور و شعفی را در تار و پود شعر بگستراند که خوشبختانه یکی از شعرهای شما بیش‌تر از چهار شعر دیگرتان لبریز از این حس دلپذیر است؛ حسی شفاف و زنده و پوینده که بدون آن شاعر نمی‌تواند شاعر واقعی باشد.

شب موهای سیاهش را تاب می‌دهد / حس بهار در رگ‌های حیات می‌دود / نسیم آهسته به رقص می‌آید / باران شکوفه، جشنواره علف و آب و درخت....

سنجاق‌های الماس ستاره / در گستره گیسوان سیاه شب/ براده نقره / در تلألو ماه / میعاد بوی بی‌تاب‌‌کننده شب / با دلنوازی و روشنگری پگاه / نگاهم بر آسمان / واژگان شعرم خیره بر آن همه زیبایی، / بر آسمان پرشوکت و شکیبایی / بر یک شب دلنواز / دلنواز و رویایی

برای شما دوست شاعر و همه شاعران شهریار آرزوی پیروزی و بهروزی داریم.

من، تو، او: مجموعه داستان کوتاه «من تو من تو او» نوشته فرهاد کریمی متولد 1358 که توسط انتشارات سخن‌گستر مشهد در سال‌جاری (1390) در 72 صفحه و قطع رقعی به چاپ رسیده است.

نویسنده بخش‌بندی کتاب را به 3 قسمت: من‌ها، توها و اوها مشخص کرده. نویسنده خواسته است متفاوت بنویسد؛ متفاوت و مبتکرانه. حال در این کار چقدر موفق شده، سوالی است که باید خوانندگان یا منتقدان جواب دهند. فعلا ما به عنوان یک معرفی‌کننده وارد این مقوله نمی‌شویم.

هنجارشکنی‌های زیاد املایی و انشایی در کتاب به فراوانی دیده می‌شود. به فرمالیسم و شکل‌گرایی نیز گرایشی مشخص دارد. ترتیب نوشتن کلمات، حروف، شکل آنها و اندازه و فونتشان نیز جزئی از راه و روش مورد استفاده نویسنده است. نثر به کار گرفته فرهادی ترکیبی است از زبان رسمی نوشتاری و لهجه مردمی گفت‌وگویی. او به نحو آشکاری نحوشکنی می‌کند و هنجارهای شناخته شده نگارش زبان پارسی را مورد بی‌اعتنایی قرار داده یا به عمد دور می‌ریزد. این هم نمونه‌ای از آنها: جار می‌زند / کسی می‌آید ‌/‌ کسی می‌رود‌/‌ کسی می‌آید را می‌رود ‌/‌ کسی می‌رود را می‌آید ‌/‌ من دیگر کسی که دوستم دارد را نمی‌خواهد؟

شاید سوال شود ستونی که با محدودیت کمّی ـ و البته کیفی نیز ـ مواجه است و شعر خوانندگان و بررسی آن محور اصلی آن است، چرا راجع به کتابی که نثر است، صحبت می‌کند. مرز بین شعر و نثر لااقل از نیما به بعد بسیار شکننده و تا حدی کمرنگ شده. نیما (پدر شعر نوی فارسی)‌ بر این اعتقاد بود که شعر باید به حالت طبیعی بیان نزدیک شود و می‌کوشید تا نظم و نثر را با هم آشتی داده و بین آنها دوستی ایجاد کند.

خود او می‌گوید: «من عقیده‌ام این است که مخصوصا شعر را از حیث طبیعتِ بیانِ آن به طبیعت نثر نزدیک کنیم و به آن اثر دلپذیری نثر را بدهیم.»

سروده‌های آن زمانِ دکتر هوشنگ ایرانی و تندر کیا و محمد مقدم با این تجویز صورت گرفت، اما بالفور کوششی شتابناک به وجود آمد تا با سرودن چهارپاره‌های به هم پیوسته و اشعار موزون اما نو و قالب‌شکن هم سنت شعر فارسی حفظ شود و هم نوگرایی و نواندیشی مغفول نماند.

تناسب (رضوان افشار): مجموعه شعر تناسب سروده رضوان افشار متولد 1367 توسط انتشارات نکوراد تهران، منتشر شده است. شاعر، این مجموعه 96 صفحه‌ای را به پدر و مادرش تقدیم کرده و بدون هیچ مقدمه‌ای وارد اصل شده و به ترتیب سال‌های سرایش‌اش را از 1388 به قبل و بدون فهرست به دو بخش تقسیم کرده است؛ بخش اول غزل‌ها هستند که 89 صفحه از کتاب را دربرمی‌گیرد. اولین غزل کتاب «بهترین» نام گرفته که سال 1388 سروده شده است و این هم مطلع آن: بی‌تاب تر از برگ در آغوش خزانی/ وقتی که برای دل تنگم نگرانی. شاعر با دست و دلبازی هر چه تمام‌تر عنوان هر غزل و سال سرایش آن را در یک صفحه جداگانه با فونت درشت آورده. در حالی که می‌توانست عنوان غزل‌ها را همان طور که معمول است بالای آنها می‌نوشت و درعوض قطر کتاب را کمتر می‌کرد و نوعی صرفه‌جویی در کاغذ به عمل می‌آمد.

وجه تسمیه کتاب، این بیت از سومین غزل کتاب است:

ابهام یک تناسب دیرینه‌ با زمین / ما را به جای رهایی اسیر کرد

که آن را در پشت کتاب هم آورده است و حتی یک خواننده مبتدی شعر به وضوح اشکال وزنی را در مصرع دوم آن می‌بیند. شاعر جوان ما وزن را نمی‌شناسد و همه جا ـ در بسیاری از شعرهای کتاب ـ اغتشاش وزن و قرار نگرفتن مظروف در ظرف مورد انتخاب، مشاهده می‌گردد.

این هم یک نمونه از سروده هایش با وزن‌های مغشوش، ضعف تالیف و...

خسته شده تاریخ از تکرار، حرفی نو بزن / بی‌حرفی و تقلید و از اطوار، حرفی نو بزن / وقتی تمام لحظه‌ها خوابند / با من بمان بیدار، حرفی نو زن

توصیه من به شاعران جوان این است که شعر خود را جدی بگیرند. برای خود، شعرشان و خواننده سروده‌هایشان احترام قائل باشند و این قدر آسان‌گیر و «بگو بچاپ» نباشند.

سید محمود سجادی / شاعر و منتقد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها