jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۴۲۰۳۵۰   ۱۳ مرداد ۱۳۹۰  |  ۰۰:۰۵

در گوشه گوشه ایران می‌توان پیوند ماه مبارک رمضان را با سنت‌ها و آداب و رسوم مختلف مردم دید و احساس کرد

میهمانی خدا با آداب ایرانی

ماه مبارک رمضان، ماه مهمانی خداوند و نزدیکی دل‌ها به معبود یکتاست. این ماه که یکی از عزیزترین و با اهمیت‌ترین ماه‌ها نزد مسلمانان است در تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله ایران از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار بوده و از دیرباز مردم ایران در بسیاری از نقاط با آداب و رسوم خاصی به استقبال ماه رمضان و 30 روز مهمانی خداوند می‌رفته‌اند. آداب و رسومی که اگر چه بسیاری از آنها در طول گذر زمان کمرنگ یا به فراموشی سپرده شده‌اند اما هنوز می‌توان در گوشه گوشه این کشور اسلامی آثار پیوند دیرینه اعیاد و مناسبت‌های اسلامی همانند ماه مبارک رمضان را با سنت‌ها، فرهنگ‌ها و آداب و رسوم مختلف مردم دید و آن را احساس کرد.

در روزگار قدیم که خبری از پیشرفت تکنولوژی و گرفتاری‌های روزمره زندگی نبود، استقبال از ماه رمضان و سپری کردن روزهای پر فیض و برکت آن با آداب و رسوم خاصی همراه بود. در آن زمان در برخی از شهرها همانند تهران قدیم مردم همانند عید نوروز به استقبال ماه رمضان می‌رفتند. زن‌ها به جارو و خانه تکانی پرداخته و مردها غبار از حصار و حصیر مساجد می‌گرفتند و به حرمت این ماه مبارک جامه نو به تن می‌کردند. از همان شبی که قرار بود حلول ماه مبارک رمضان در آسمان تهران نمایان شود خانواده‌های زیادی با آب، آیینه و سبزه راهی پشت‌بام می‌شدند تا هلال آغاز ماه مبارک رمضان را به چشم خود ببینند. در تهران قدیم اعلام زمان سحر و افطار با شلیک گلوله توپ همراه بود. چنان که در هر گوشه‌ای از شهر دو توپ جنگی کار گذاشته می‌شد که این توپ‌ها هنگام سحر و اذان مغرب 3 بار شلیک کرده و اوقات شرعی را به این ترتیب به مردم اعلام می‌کردند. در آن زمان رسم بود یکی 2 ساعت مانده به اذان صبح جلوی در خانه‌ها و مغازه‌هایی که در جایگاه مرتفع و بلندتری بودند یک چراغ نفتی آویزان می‌کردند تا مردم با دیدن نور آنها بساط سفره سحری را بچینند. همچنین کسب و کار بازاریان در ایام ماه رمضان پاک‌تر و پر برکت‌تر می‌شد، اگر چه بسیاری از صنوف در این ماه تعطیل یا کم کار می‌شدند اما در عوض حمام‌ها، قهوه‌خانه‌ها، زورخانه‌ها و شیرینی فروشی‌ها به رونق می‌افتادند. ماه رمضان که می‌رسید حتی کاسب‌های کم‌فروش هم سنگ‌های قلابی‌شان را به انبار می‌بردند تا وزنه‌های دقیق را برای معامله با مردم مورد استفاده قرار دهند. نان شیرمال نیز پر روغن‌تر و چرب پخته، و تافتون و شیر به قیمت عادلانه عرضه می‌شد. مشهور است که در تهران قدیم روشنایی معابر که توسط چراغ‌های نفتی تأمین می‌شد تنها 2 ساعت پس از غروب آفتاب ادامه داشت و پس از آن با نواختن گزمه‌های حکومتی بر طبل‌هایشان، شهر در خاموشی فرو می‌رفت، اما به میمنت از راه رسیدن ماه رمضان نه تنها عبور و مرور بعد از غروب آفتاب قطع نمی‌شد بلکه تا طلوع آفتاب ادامه می‌یافت. مرادکشون یکی از رسم‌های مردم در تهران قدیم بود که در شب 27 ماه مبارک رمضان برگزار می‌شد. مردم آن شب را شب مرگ ابن ملجم مرادی می‌دانستند و آن را جشن می‌گرفتند. در این شب اکثر مردم کله پاچه و آجیل مراد می‌خوردند.

در گذشته خورد و خوراک مردم در ماه رمضان تفاوت‌های زیادی داشت. مردم از غذاهایی استفاده می‌کردند که در کنار سالم و مفید بودن بتوانند نیازهای غذایی بدن آنها را در طول ساعات روزه‌داری تأمین کنند. در روزگار قدیم مردم تهران بیشتر در موقع سحری برنج می‌خوردند، چون در طول روز کمتر باعث تشنگی می‌شد. همچنین به جای دوغ و ماست از هندوانه و خربزه استفاده می‌کردند تا رفع عطش کنند. در زمان افطار نیز بعضی از غذاهای اصیل تهران مثل تره حلوا، شیربرنج و پالوده سیب مورد استفاده مردم قرار می‌گرفت. چند ساعت پس از استفاده این غذاهای سبک به عنوان افطاری، نوبت به پس افطاری می‌رسید که آبگوشت، چلوکباب و انواع خورش‌ها از مهم‌ترین پس افطاری‌های مورد مصرف تهرانی‌های قدیم محسوب می‌شد. زولبیا، بامیه خوراکی‌هایی بودند که خانواده‌ها در ساعات پایانی شب دور هم جمع می‌شدند و ضمن مصاحبت با یکدیگر به عنوان شب چره آنها را میل می‌کردند. محمدعلی گلاب‌زاده پژوهشگر و مردم‌شناس با اشاره به این که تغذیه مردم در گذشته بیشتر غذاهای محلی بود می‌گوید: در آن زمان در تمامی خانواده‌ها امکان تهیه غذای مفصل وجود نداشت و حتی برنج به عنوان یک کالا و غذای اشرافی محسوب می‌شد. بنابراین مردم بیشتر آبگوشت می‌خوردند و غذاهایی را می‌پختند که هم مقوی و هم هزینه تهیه آنها پایین بود. وی می‌افزاید: در آن زمان قبل از آغاز ماه رمضان یک نان مخصوص به شکل نان بربری‌های کنونی پخته می‌شد که بسیار مقوی بود و در طول یک ماه رمضان خراب نمی‌شد و قابل استفاده بود. وی تصریح می‌کند: در آن زمان پختن غذاهای محلی همانند قاتق بابونه مرسوم بود، چون استفاده از بابونه به عنوان یک گیاه ارزشمند که هم دارای مواد غذایی مناسب و هم جنبه دارویی دارد باعث می‌شد قاتق بابونه غذایی خوشمزه و دارای انرژی زیاد باشد و بتواند نیازهای بدن افراد روزه دار را تأمین کند.

سحرخوانی رسمی قدیمی

در آن زمان خبری از رادیو و تلویزیون برای اعلام اوقات شرعی به مردم نبود و اعلام زمان سحر و طلوع و غروب خورشید با صدای طبل، دهل، نقاره و دف زنی اعلام می‌شد. در برخی از شهرها مردم با صدای نقاره به استقبال اذان صبح رفته و روزه می‌گرفتند. نقاره‌زنی که قبل از اسلام به عنوان یک رسم کهن هنگام طلوع خورشید اجرا می‌شد با آمدن اسلام جلوه‌ای دیگر پیدا کرد و به سنتی برای اعلام زمان سحر و افطار در ماه رمضان تبدیل شد و چهره یک هنر آیینی را به خود گرفت، به طوری که در حال حاضر در بعضی از مناطق ایران همانند طبس، این کار به شکل یک سنت وقفی در آمده و به صورت اوقافی انجام می‌شود. در برخی دیگر از مناطق ایران هم براساس تفکرات و باورهای قومی از دهل و دف به جای نقاره برای بیداری مؤمنان استفاده می‌شد.

نکته: از جالب ترین رسم‌های ترکمن درست کردن جهیزیه دختران در شب‌های ماه رمضان است. برای نوعروسان ترکمن که پیش از ماه رمضان به خانه بخت رفته‌اند شیرینی فرستاده می‌شود

سحرخوانی یا مناجات سحری که در بعضی از نقاط کشور به آن شب خوانی هم می‌گفتند از رسم‌هایی است که تقریبا در همه جای ایران به شیوه‌های مختلف اجرا می‌شده است. طبق این رسم