جلالی مربیگری را از سال 1357 در تیمهای جوانان و نوجوانان وحدت شروع کرد و سابقه مربیگری در تیمهای وحدت، هما، مقاومت تهران، پیام مقاومت مشهد، سایپا، پاس، صبا باتری، شهید قندی، استقلال اهواز و فولاد خوزستان را دارد ضمن اینکه در سطح ملی، تیم ملی نوجوانان، تیم ملی جوانان و تیم نیروهای مسلح ایران را نیز مربیگری کرده است.جلالی دورههای مربیگری را از ابتداییترین تا بالاترین سطح که مدرک حرفهای مربیگری است طی کرده و در حال حاضر دبیر کل کانون مربیان فوتبال ایران و جزومدرس بینالمللی فیفاست.یکی از اتفاقاتی که پس از گذشت 22 سال همچنان در ذهن او جا خوش کرده و بسادگی پاک شدنی نیست به زمانی برمیگردد که او سرمربی تیم فوتبال وحدت بود. جلالی میگوید: سال 68 بود که با کلی قرض و قوله توانستم خانهای خریداری کنم.تصمیم گرفتم از داشتن تلفن صرفنظر کنم و با فروش آن خط، کمی از بدهیهایم را بپردازم. بنابراین برای فروش آن و سند زدن به اتفاق خریدار به یک محضر رفتیم. موقع بیرون آمدن از آنجا پولی را که دریافت کرده بودم داخل کیفی قرار داده و در قسمت جلوی موتور سیکلتم گذاشتم و حرکت کردم. اما ناگهان یک موتور سیکلت با 2 راکب به من نزدیک شد و کیف را برداشت و رفت! من که باورم نمیشد پولم به این سادگی به سرقت رفته باشد بلافاصله به تعقیب آنها پرداختم تا شاید بتوانم وجهی را که بشدت برایم باارزش بود. پس بگیرم ناگهان تعادل موتور از دستم خارج شد و پس از اینکه حدود 30 متر روی آسفالت خیابان کشیده شدم، موتور سیکلتم از حرکت باز ایستاد و بلافاصله توسط مردم خوب و مهربانی که شاهد این صحنه بودند به بیمارستان انتقال یافتم و به علت شدت جراحات وارده پس از ترخیص، یک ماه هم در منزل بستری شدم. طی آن 30 روز تیم وحدت 2 بازی داشت که در هر دو مورد بچهها با ماشین دنبالم آمدند و به سختی تمام آن هم با وجود دو عصا به استادیوم رفتم تا به عنوان سرمربی تیمم را هدایت کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم