ماجرا از این قرار بود که زن جوان به خاطر اختلافات شدیدی که با شوهرش داشت نقشه قتل او را طراحی کرده و به 2 نفر از دوستانش پول داده بود تا شوهرش را بکشند. آن دو زن هم مرد بیچاره را کشته و خانه را ترک کرده بودند.
این زن در بازجوییها گفت: شوهرم من و بچههایم را خیلی اذیت میکرد. کتکمان میزد و آزارمان میداد. نمیتوانستیم رفتارش را تحمل کنیم. آنقدر از او متنفر شده بودم که نمیتوانستم به زندگی با او ادامه دهم و در نهایت تصمیم گرفتم که شوهرم را به قتل برسانم. نقشه را طراحی کردم و 2زن را برای اجرای این نقشه اجیر کردم. یک روز آنها را به عنوان دوست به خانه دعوت کردم و آنها شام را در خانه ما خوردند. نیمهشب با نقشه قبلی، 2زن بهسراغ شوهرم رفتند و هر کدام پتکی را به سرش کوبیدند، بعد از خانه خارج شدند.
اما این پایان نقشه آدمکشی زن جوان نبود، او وقتی بالای سر شوهرش حاضر شده و دیده بود که مرد بیچاره هنوز زنده است، دوباره از 2زن آدمکش خواسته بود برگردند و کار را تمام کنند.
این زن گفت: زنگ زدم و گفتم هنوز نمرده است بیایید و کار را تمام کنید. توجهی نکردند و گفتند که دیگر به آن خانه بر نمیگردند. هرچه التماس کردم، تهدید کردم و خواهش کردم فایدهای نداشت. آنها گفتند که امکان ندارد اینکار را بکنند. گفتند خودت کار را تمام کن. چاقویی برداشتم و بااینکه دوست نداشتم دستم به خون آلوده شود، حتی خون شوهرم که آزارم داده بود و از او متنفر بودم اما تصمیم گرفتم کار را تمام کنم. با چاقو بالای سرشوهرم رفتم و دو ضربه به او زدم. بعد سعی کردم به پلیس بگویم که شوهرم را مردان غریبه کشتهاند اما حرفم را باور نکردند. گفتههای این زن باعث دستگیری 2 متهم دیگر شد و آنها هم اعترافات او را تایید کردند.
آنچه مسلم بود این زن از سوی شوهرش آزار دیده بود و کینهای که در این سالها از شوهرش به دل گرفتهبود این زن را در قتل شوهرش مصمم کرده بود. اما طبق قانون، کینه به دل گرفتن دلیلی برای یک قتل نیست و کسی که دست به قتل بزند باید مجازات شود. بازپرس پرونده قرار مجرمیت را برای 2 زنی که با پتک به مرد جوان ضربه وارد کرده بودند، صادر کرده و برای اظهارنظر و صدور کیفرخواست پرونده را نزد من فرستادند
.وقتی پرونده را مطالعه کردم به این نتیجه رسیدم که هر سه زن در قتل مرد مجرم هستند و مشارکت در قتل داشتهاند در حالی که در قرار مجرمیت فقط برای 2 زنی که با پتک به سر مرد کوبیده بودند اتهام مشارکت در قتل و برای همسرمقتول اتهام معاونت در قتل در نظر گرفته شده بود. به پرونده ایراد وارد کردم و از پزشکی قانونی خواستم که ضربه کشنده را مشخصکند، بعد از اینکه بررسیها انجام شد پزشکی قانونی اعلام کرد ضربه هر سه متهم کشنده بوده است. دراین نظریه آمده بود هم 2 ضربه پتکی که به سر مقتول وارد شده و هم ضربههای چاقو که به سینه او برخورد کرده کشنده است و هر کدام به تنهایی میتوانسته باعث قتل این مرد شود.
بنابراین کیفرخواست در مورد هر سه زن به جرم مشارکت در قتل صادر شد و باتوجه به اینکه فرزندان مقتول درخواست قصاص کرده بودند، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد
.فرزندان مقتول درحالی درخواست قصاص کرده بودند که همگی میگفتند پدرشان مرد خشنی بوده است و مادرشان را خیلی اذیت میکرده است، اما این قتل آنقدر آنها را تحت تاثیر قرار داده بود که نمیتوانستند از جرمی که مادرشان مرتکب شده بود، گذشت کنند.
وقتی پرونده به دادگاه کیفری رفت و 3 زن محاکمه و به قصاص محکوم شدند، فرزندان مقتول در مورد مادرشان اعلام رضایت کردند. در اینگونه پروندهها که زن یا مرد دست به قتل همسر خود میزند، قربانی اصلی فرزندان هستند. آنها تا پایان عمر فراموش نمیکنند که چه اتفاقی افتاده است و نمیتوانند واقعا والدین خود را ببخشند و حتی زندگی مشترک آنها هم تحت تاثیر قرار میگیرد
.آرش سیفی
قاضی دادگستری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم