در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرا از این قرار بود که رضا برای رفتن به روستایی در اطراف ساوه، به موسسه اتومبیل کرایه مراجعه کرد و از آنجا همسفر محمد شد. محمد که با خانواده رضا آشنایی داشت، زمانی که دید او قصد دارد در ماشین شیشه مصرف کند ابتدا نصیحتش کرد و بعد گفت اگر این کار را بکند به پدر، مادر و همسر رضا خواهد گفت که او همچنان معتاد است.
رضا بعد از اعتراف به قتل به بازپرسان گفت: من 15 سال است که اعتیاد دارم و چند وقتی است که شیشه مصرف میکنم. بارها تصمیم گرفته بودم ترک کنم، اما هر بار بعد از چند روز و به خاطر بروز مشکلات زندگی، مجددا مصرف مواد را از سر میگرفتم.
وقتی همراه محمد به سمت روستا میرفتم ناگهان دچار اضطراب شدیدی شدم و خواستم شیشه مصرف کنم که مخالفتها و نصیحتهای او شروع شد.
رضا که در آن لحظه فکر و ذکرش مصرف مواد مخدر بوده، زمانی که ماشین در نزدیکی روستا توقف میکند دوباره سعی میکند شیشه بکشد و باز نصیحتهای راننده شروع میشود. چشمش به میلهای فولادی میافتد، میله را برمیدارد و بر سر محمد میکوبد. او هم بیهوش میشود. رضا میگوید: اول سعی کردم او را به بیمارستان برسانم، اما در راه فهمیدم که فوت شده است.
من خیلی ترسیده بودم و دنبال جایی میگشتم که جسد را مخفی کنم. گودال بزرگی پیدا کردم و جنازه را در آن انداختم. رویش را با چوب و لاستیک پوشاندم و جنازه را آتش زدم. ماشین را هم در محلهای دیگر رها کردم و مخفی شدم.
دکتر علیرضا کیهاننژاد، روانشناس
فردی که اعتیاد دارد، زمانی که مواد مخدر به او نمیرسد، هیچ نوع منطقی سرش نمیشود و پذیرای هیچ نصیحتی نیست. این فرد خودش از دست خودش عصبانی است. خودش به خاطر وضعیتی که دارد بسیار ناراحت است.
در روانشناسی میگویند چنین فردی برونفکنی میکند، چون حال روانی بسیار بدی دارد به افراد دیگر برونفکنی میکند، حتی به نزدیکترین کسانش. یعنی حالت روانی بدش را به طرف مقابلش منعکس میکند. فکر میکند او کسی است که مانع خوشبختی او شده. ناصح برای او کسی است که او را درک نمیکند. از ناصح متنفر است چون درکش نمیکند.
از سوی دیگر این فرد دچار استیصال است. زمانی که کسی به بنبست میرسد، کار ندارد، معتاد است، پول هم ندارد، از شرایط و اوضاع و احوال ناراضی است، دیگر هیچ دلخوشی ندارد و... در این مجموعه یک نوع احساس بیانگیزگی به وجود میآید که در نتیجه این افراد قادر نیستند خودشان را کنترل کنند. همان طور که این فرد بعد از قتل از ترس این که مبادا گیر قانون بیفتد، جسد را سوزانده است.همچنین مصرف مواد مخدر بعد از مدتی احساسات انسانی مانند ترحم و شفقت را از بین میبرد و روی اعصاب مصرفکننده تاثیر میگذارد و از او فردی بیرحم میسازد.
این فرد مدت 15 سال اعتیاد داشته، در این مدت بارها ترک کرده و کاملا مشخص است که او از دست خودش خسته شده و بسیار عصبانی است. در چنین شرایطی تحمل شنیدن اعتراض را ندارد. از خودش بیزار است که چرا نتوانسته ترک کند. او خمار بوده و چیزی نمیفهمیده و به هیچ چیز فکر نمیکرده جز مصرف مواد. زمانی که فرد نیاز شدید به مصرف مواد دارد، هیچ چیز جز مصرف مواد نمیتواند او را آرام کند. اگر این فرد موادش را مصرف میکرد، دوباره خوش اخلاق میشد و همه چیز به حالت عادی برمیگشت. زمانی که خمار است، حتی اگر مادرش هم جلویش را بگیرد ممکن است دست به قتل بزند.
امانالله قراییمقدم، جامعهشناس
افراد معتاد به مواد مخدر، بسته به نوع مادهای که مصرف میکنند حالتهای روانی متفاوتی دارند.
به طور کلی آنها ذهن مخدوش و فکر مختلی دارند که علاوه بر زمینههای اجتماعی، برخوردهای نامناسب و وضعیت بد اقتصادی گاهی چنین حوادث تلخی را به وجود میآورند.
این فرد متاسفانه اعتیاد به مصرف شیشه داشته و در حالت خماری کنترل خود را از دست داده و بدون توجه به عاقبت کار خود، خواسته عاملی را که سد راه مصرف موادش بوده بردارد، با اینکه قصد قبلی نداشته و بعد هم پشیمان شده است.
اما چه طور میشود جلوی این تلخیها را گرفت و برای فردا چه باید کرد؟ مسلم است که قوانین بهتنهایی نمیتوانند عامل موثری در جلوگیری از اعتیاد، بزهکاری، قمهکشی، چاقوکشی و کشت و کشتار بشود، بلکه باید زمینههای اجتماعی بروز این پدیدهها را در جامعه کم کنیم. بزهکار بیمار است. با مجازات و بگیر و ببند تنها معلول از بین میرود. علت از بین نمیرود. قانون و مقررات، لازم و مفید است، اما کافی نیست.
بیکاری، خانواده نابسامان، تکسرپرستی، بدسرپرستی، کوچه و خیابان، محل زندگی و... باید مورد تجدید نظر قرار بگیرند و اصلاح شوند.
جامعهشناسان همه متفقالقول در بسیاری از موارد نظام اجتماعی را مسوول بروز برخی از این پدیدهها میدانند که باید در این زمینه همه مسوولان در همه حوزههای فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی چارهاندیشی کنند تا کمتر شاهد گسترش زیانهای ناشی از اعتیاد و آثار زیانبار آن باشند.
فرشته اسدی، وکیل دادگستری
پروندههای قتل معمولا پیچیده هستند و تحلیل کردن آنها بدون اطلاع از جزییات پرونده بسیار سخت است.
در اکثر پروندهها در صورت احراز عمدی بودن قتل، مجازات آن قصاص است، اما با توجه به این که متهم این پرونده گفته قصد قبلی برای قتل نداشته و از سوی دیگر در حالت خماری دست به این کار زده، زوایای مختلف قانونی را در این خصوص بررسی میکنیم.
ماده 53 قانون مجازات اسلامی تصریح میکند که اگر کسی در اثر شرب خمر مسلوب الاراده و ثابت شود که به خاطر ارتکاب جرم، شرب خمر کرده، مجرم علاوه بر مجازات جرمی که مرتکب شده به خاطر شرب خمر هم مجازات میشود. مفهوم مخالف این ماده این است که زمانی مستی وجود دارد، عنصر معنوی وقوع جرم مخدوش است.
به طور کلی در قوانین بیشتر کشورها، جنون، مستی و سایر عواملی که قدرت تشخیص را از فرد بگیرد، باعث تخفیف در مجازات یا حتی تبرئه متهم از جرم قتل عمد خواهد شد، اما از آنجا که قانون مجازات اسلامی بر اساس فقه اسلام تدوین شده، در این زمینه سختگیرانهتر عمل کرده است.
با این حال در ماده 224 قانون مجازات اسلامی تصریح شده، قتل در حالت مستی موجب قصاص است. مگر اینکه ثابت شود متهم بر اثر مستی به کلی مسلوبالاختیار بوده و قصد او هم از مست شدن این نبوده که شجاعت انجام قتل را پیدا کند.
در چنین شرایطی (در صورت مسلوبالاراده بودن) اگر قاضی تشخیص دهد اقدام متهم باعث ایجاد خوف یا تجری شود، متهم به حبس از 3سال تا 10 سال محکوم میشود.
در رویه قضایی ایران استعمال مواد مخدر از مواردی که باعث مسلوبالاراده شدن است، بهصورت کلی به حساب نیامده و در نتیجه در این مورد مصداق ندارد.
اما به عقیده من، در دورهای که علم، روز به روز پیشرفت میکند، خوب است که این موضوع از نظر پزشکی مورد بررسی دقیق قرار گیرد.
اگر پزشکی قانونی تصدیق کند تاثیر مصرف مواد یا نرسیدن مواد به فرد معتاد، به گونهای است که ممکن است اراده او را به طور کامل از بین ببرد، هم با توجه به ماده 224 و هم نظر به اصول کلی حاکم بر حقوق جزا، جرم محقق نشده، به این معنی که عنصر معنوی جرم (عمد) مفقود است و مجازاتش نیز قصاص نخواهد بود.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: