در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته آنچه در این مسیر مهم است، داشتن برنامه منسجم برای این هفتههاست.
اگر فکر کنیم فقط با برپایی چند غرفه یا چادر و انباشتن آنها از محصولات مختلف به اهدافی چون جذب گردشگر بیشتر میرسیم، باید پیش از شروع به شکست اعتراف کنیم.
اینگونه هفتهها باید با شناخت صحیح از بازدیدکنندگان و سلیقههایشان برنامهریزی شوند و با استفاده از تمامی امکانات محلی و فناوریهای روز، جاذبههای گردشگری منطقه هدف به مخاطبان شناسانده شود.
اما اغلب برنامههای اینچنینی که در کشور ما اتفاق میافتد، بدون انسجام کافی است، آنچنان که هر مخاطبی از بدو ورود به این نکته پی میبرد. نبودن افراد راهنما که به برنامهها تسلط لازم را داشته باشند یکی از مهمترین کاستیهای این نوع برنامههاست. سوالهای بیپاسخ، بازدیدکننده را در حالی تنها میگذارد که او آمده تا با دست پر به خانه برگردد. هفتههای فرهنگی در 2 بخش خلاصه میشود:
1 ـ بازار فروشی بیسامان 2 ـ برنامههای تفریحی بیهدف.
امیدواریم مسوولان فکری به حال این هفتهها و بودجهای که برای آنها صرف میشود، بکنند.
بهانه این نوشتار، برگزاری هفته فرهنگی لرستان در هفته پایانی تیرماه در فرهنگسرای نیاوران تهران بود، البته آنچه نوشته شد، مربوط به آن مراسم نمیشود و باید آن را دل گفتههایی از این گونه برنامهها قلمداد کرد.
حداقل انتظار مخاطب فهیم آن است که تا مدتی پس از دیدار از برنامههای یک هفته فرهنگی، ذهنش درگیر آن منطقه و رسم و رسومش باشد، با اطمینان میتوان گفت: نگاه دولتی، بدون کارایی لازم در این مورد است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: