با تشکیل پروندهای در شعبه پنجم دادیاری دادسرای جنایی، تورج و همدستان احتمالیاش تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و پاتوقهای آنها زیر نظر گرفته شد. عاقبت ماموران متوجه شدند تورج قصد دارد برای تغییر پلاک یک خودرو به مرکز تعویض پلاک منطقه خانیآباد مراجعه کند. به این ترتیب ماموران با حضور در آنجا و محاصره محل، تورج را به همراه مردی جوان شناسایی و دستگیر کردند.
با انتقال متهمان به پلیس آگاهی و بازجویی از آنها معلوم شد تورج بعد از آزادی و تشکیل باند با 2 برادر به نامهای اصغر، ابراهیم و مردی به نام احمد و پرویز ـ مرد بازداشت شده ـ در سطح شهر تهران و اسلامشهر ابتدا خودروهای مختلف تصادفی را خریده و بعد از آن خودروهایی که به آنها مشابهت داشته را سرقت کرده و با تغییراتی در مدارک آنها، خودروهای مسروقه را میفروختهاند.
در پی اعتراف تورج و همدستش، جستوجوها برای یافتن 3 متهم فراری که دیگر اعضای باند بودند، ادامه داشت تا اینکه آنها نیز دستگیر و به سرقت و فروش خودروها اعتراف کردند. ماموران در ادامه تعمیرگاهی در سلطانآباد که متعلق به متهمان بود را شناسایی کردند و در آنجا چندین دستگاه خودروی مسروقه، کشف و ضبط شد.
دستگیری دومین باند سرقت
گزارش دیگری نیز حاکی است، اوایل تیر امسال، ماموران به یک خودروی در حال حرکت در مرکز شهر تهران ظنین شدند. با توقف این خودرو و تحقیق از مالک آن معلوم شد وی خودرو را از یک نمایشگاه فروش خودرو خریداری کرده و از مسروقه بودن خبری نداشته است.
در تحقیقات بعدی معلوم شد فروشنده یک مرد میانسال بوده است. با اطلاعات به دست آمده و چهرهنگاری رایانهای از فروشنده خودرو معلوم شد او محمد نام دارد و یک دزد حرفهای است. به این ترتیب متهم تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد. متهم در بازجویی پلیسی اعتراف کرد خودروهای متوقف شده در خیابانهای شهر را با همدستی پسرش داوود و 2 دزد حرفهای دیگر به نامهای حسن و امیرارسلان سرقت کرده و با مدارک جعلی آنها را فروختهاند.
در پی اعتراف متهم، پسر وی و یکی از متهمان فراری ـ حسن ـ در زندان شناسایی شدند و دیگر عضو فراری در منطقه مارلیک دستگیر شد. متهمان در مواجهه حضوری با یکدیگر به دهها فقره سرقت خودرو و فروختن آنها اعتراف کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم