تحقیقات میدانی و مصاحبههای صورت گرفته از سوی تیمهای اعزامی گروه بحران حدفاصل نوامبر 2010 و ماه می امسال نشان میدهد «به کار بردن کلمه شکست در مورد عملکرد نیروهای ائتلاف در افغانستان اجتنابناپذیر است»، زیرا با توجه به نزدیکی و حتی تلفیق شورشیها با اعضای برجسته دولت حامد کرزای، رئیسجمهور افغانستان و نیروهای امنیتی این کشور تا دستیابی به موفقیت راه زیادی مانده است.
در این گزارش روند فزاینده همگرایی بین گروههای شورشی و مقامات فاسد دولتی در کابل و سایر ولایتهای افغانستان بهرغم حضور نیروهای ناتو و تسلط ظاهری آنها بر امور ادامه دارد. بدتر آن که ادعا شده اشاعه ناامنی و میلیاردها دلار کمکهای بینالمللی به شکلی فزاینده کلیدداران دنیای سیاست و رهبران شورشیان را به یکدیگر نزدیک کرده و زمینهساز افزایش نفوذ آنان در داخل دولت افغانستان شده است.محققان گروه مذکور، اقتصاد افغانستان را تحت سلطه بزهکاران هرج و مرجطلبی توصیف میکنند که با گروههای شورشی و حلقههای بانفوذ سیاسی به یک اندازه ارتباط دارند. درست در شرایطی که مردم افغانستان از جنگ و رکود اقتصادی در رنج هستند، اقلیتی کوچک از طرحهای به اصطلاح بازسازی و کمکهای بینالمللی که هر سال به این کشور سرازیر میشود، بهرهمند شده و روز به روز ثروتمندتر میشود.
رشد فعالیتهای طالبان
از گزارش گروه بینالمللی بحران چنین استنباط میشود که طرح افزایش نیروی اوباما که بر تامین امنیت در ولایتهای جنوبی چون قندهار، هلمند و اروزگان تمرکز داشت، طالبان و دیگر گروههای شورشی را واداشت تا نفوذ خود را در ولایتهای اطراف کابل افزایش دهند. برای اثبات این دیدگاه به این واقعیت اشاره شده که حملات به ناتو و نیروهای دولتی افغانستان در ولایت مرکزی غزنی طی سال 2010 به مراتب بیشتر از حملات علیه آنها در قندهار یا هلمند بوده است.همزمان با دهمین سالگرد تهاجم ائتلاف تحت رهبری آمریکا به افغانستان ارزیابی گروه بحران نشان میدهد طالبان اقدام به ایجاد دولتهای سایه در تمامی ولایتهای کلیدی اطراف پایتخت کرده است. طالبان علاوه بر تشکیل واحدهای رزمی عملکرد دادگاهها را نیز تحت کنترل دارد و از قاچاق مواد مخدر مالیات اخذ کرده و به نوعی مقامات محلی و نظامی را میخرد.
تحقیق این گروه نشان میدهد که طالبان و سایر گروههای شورشی در ولایتهای وردک، لوگار و غزنی با مقامات و تجار محلی در عملیات اکتشاف، استحصال و صدور کرومیت ـ نوعی اکسید آهن دارای کاربری در تولید ورقهای ضد زنگ ـ تعامل دارند. این ماده معدنی برای فرآوری به پاکستان قاچاق شده و در بازار چین به فروش میرسد. در وردک نیروهای محلی طالبان همچنین از وضع مالیات بر محصولات باغی و به خصوص سیب درآمد قابل توجهی کسب میکنند.
گزارشهای متعددی وجود دارد که نشان میدهد طالبان با ریش سفیدهای روستاها در مورد برقراری امنیت و خودداری از حمله به پروژههای بازسازی در برابر دریافت خراج به توافق رسیده است.
سایر گروههای شبه نظامی شورشی چون شبکه پشتون حقانی طی سالهای اخیر توانسته است دامنه نفوذ خود را از ولایتهای شرقی به کابل و مناطق مجاور آن توسعه دهد. این گروه داوطلبانی بالقوه در مناطق پشتون نشین پاکستان دارد. شواهدی در دست است که نشان میدهد این گروه شرکتهایی تشکیل داده و با مشارکت در پروژههای بازسازی، هزینه عملیات نظامی خود را تامین میکند.
حضور عوامل این گروه در کابل به آنها اجازه میدهد حملاتی پیچیدهتر را به مرحله اجرا درآورند. جنگجویان این گروه 28 ژوئن با حمله به هتل اینترکنتینانتال کابل در حالی که مذاکرات بین مقامات آمریکایی، افغان و پاکستانی در مورد سازش احتمالی با طالبان در جریان بود نیروهای ائتلاف را غافلگیر و بهتزده کردند.
تعامل متقابل
برخی گروههای مسلح همچنان به حزب اسلامی گلبدین حکمتیار ـ از نخستوزیران پیشین افغانستان ـ وفادار هستند. گروه بحران در تحقیقات خود دریافت بسیاری از فرماندهان نظامی این گروه به ارتش افغانستان راه یافته و درجات بالایی کسب کردهاند و این سازمان در پارلمانهای ملی و استانی 49 نماینده دارد. باور این ادعا که این افراد از حکمتیار بریدهاند و دیگر با او و شاخه نظامی حزب رابطه ندارند کمی دشوار به نظر میرسد.
به واقع گزارش اخیر دریچهای کاملا متفاوت به وضعیت جنگ در افغانستان گشوده و با تبلیغات رسانهای که گروههای شبه نظامی افغان را صرفا تروریست به تصویر کشیده و به شکلی مضحک از پیشرفتهای ناتو و آمریکا خبر میدهد، متفاوت است.
کشتار روزمره شهروندان غیرنظامی در حملات هوایی ناتو در کنار افزایش قابل توجه عملیات یگانهای ویژه ارتش آمریکا با شروع دوران زمامداری اوباما بر نارضایتی و نفرت افغانها از نیروهای خارجی دامن زده است. این گزارش تصریح دارد مخالفت با ادامه حضور نیروهای خارجی و عملکرد دولت کرزای موتور محرکه منازعات مسلحانه در افغانستان است. بازگشایی صدها مدرسه دینی و شکلگیری مساجد غیررسمی در سراسر افغانستان بخصوص در ولایتهای اطراف کابل در واقع نشان از ایجاد شبکهای مذهبی برای مقاومت سازمان یافته در برابر اشغالگران دارد.
در جمعبندی نهایی گزارش به سردرگمی ارتش آمریکا و نهادهای سیاسی این کشور در تببین برنامهای پس از فراخوان نیروها از افغانستان اشاره شده است. قدرت واقعی در افغانستان نه دست دولت فاسد مرکزی که در اختیار شبکهای از شبهنظامیان، تجار و روحانیونی است که آمریکا هیچ نفوذی بر آنها ندارد.
دقیقا به همین دلیل است که با اعلام طرح اوباما برای آغاز فراخوان نیروهای آمریکایی از افغانستان مذاکرات با طالبان جان تازهای گرفت. گفته میشود آمریکاییها قصد دارند در برابر تعامل با طالبان و مشروعیت بخشیدن به حضور مجدد این گروه در روند سیاسی کشور، امتیازاتی چون دسترسی به منابع طبیعی و داشتن پایگاههای نظامی دائم در افغانستان به دست آورند تا بتوانند پس از ترک افغانستان هم اهداف اقتصادی و استراتژیک خود در منطقه را دنبال کنند.
آنتیوار / مترجم: رضا سادات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم