ورکانه معماری سنتی دارد با خانههایی که دیوارهایشان قد کشیدهاند و هر جا که سنگهای رنگی اجازه دادهاند، پنجرههایی مشبک از چوب، حفرههایشان را پر کردهاند. در ورکانه، خانهها و کوچهها همه از سنگ هستند، هرچند مردمش دلهایی به نازکی شیشه دارند. روستای پیشنهادی این هفته ما مثل طفلی است که روی دامن سنگی مادرش الوند خفته باشد. طفلی که برای زیستن از وجود مادرش تغذیه کرده و طبیعی است که همجنس او باشد.
پیشنهاد این هفته ما یکی از توابع بخش مرکزی استان همدان است که در 24 کیلومتری جنوب شرق آن قرار دارد. آغاز سکونت در ورکانه مربوط به دوره صفوی است و احتمالا دلیل آن چشمهای بوده که حوالی روستا سر از دل زمین بیرون آورده است. «ور» در زبان کردی به معنای کنار و «کانه» به معنای چشمه است.
آب که بهانه ورکانهایها برای سکونتشان در دامنه الوند شده، به زندگیشان برکت بخشیده است، جان درختانشان شده است تا سر به فلک کشیده و بلند شوند و سرشاخههایشان از گردوها و سیبها و زردآلوها سنگین شود. قوت تاکهایشان شده است تا چترهای پر از جواهرهای سبز و سرخشان را بر سر اهالی روستا بگسترند و زمین را از آن خوشههای یاقوتگونشان فرش کنند.
آب حتی سنگها را هم تراش داده و صیقل زده کرده است تا نور خورشید را بهتر و بیشتر منعکس کنند و روستا در هر طلوع و غروب در نور طلایی خورشید بدرخشد. آب همان بهانهای که دلیل سکونت اجداد ورکانهایها در دامنه الوند شده است، روستایشان را چشمنواز و سبز و بهشت وار کرده است و آن وقت، آیا ممکن است کسی در برابر پیشنهاد تماشای این همه زیبایی بگوید نه؟ بگوید حوصله سفر ندارم؟ بگوید بگذار برای بعد، حالا موقعش نیست؟ شما را نمیدانم اما ما اهلش نیستیم!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم