نگاهی به فیلم «چشم» به بهانه پخش از برنامه سینماسینما

دیدن با چشم دیگران

فیلم سینمایی «چشم» (با نام انگلیسی The Eye و نام اصلیGin gwai) که این هفته از برنامه سینماسینما پخش خواهد شد، یک فیلم ترسناک روانی و ماورائی محصول سال 2002 کشورهای هنگ‌کنگ و سنگاپور و ساخته برادران پنگ است.
کد خبر: ۴۱۹۴۳۵

در فیلم «چشم» داستان شخصیت ونگ کارمان، نوازنده نابینایی است که بر اثر عمل پیوند قرنیه، مدت کوتاهی بینا می‌شود و به موازات بهبود چشمانش، بتدریج وجود فرد دیگری را درون خود حس می‌کند.

این فرد، لین، دختر تایلندی متولد چین است که چشمان او به قاب خالی دیدگان کارمان پیوند خورده است و باعث شده اکنون کارمان دنیا را از چشمان لین ببیند. به نظر می‌رسد ونگ با تصاحب چشم‌های لین وی را به عنوان همزادی تمثیلی، در درونش پذیرفته است. دریافت ونگ از وجود چنین همزادی در درونش ابتدا او را به نوعی بی‌ثباتی می‌رساند که در گذشته در وجود لین هم وجود داشته است. چراکه او نیز به نوبه خود، همزادی را درونش احساس می‌کرده که در چشمان باطن بین و آینده نگرش متجلی بوده است. در ابتدا همزاد تمثیلی لین متین و فهمیده است. در ادامه، اطرافیانش آینده نگری‌های او را باور نمی‌کنند و این باعث حادثه‌ای بزرگ برای خانواده‌اش می‌شود. پس از این فاجعه همزاد شکست خورده، رفتاری عکس را در پی می‌گیرد: همزاد، احمق و مضحک می‌شود و لین را وادار به خودکشی می‌کند. علت این درهم شکستن آن است که اطرافیان لین گمان می‌کنند تنها آنچه می‌بینند، واقعیت دارد. یعنی تنها هستی محسوس و مادی را باور دارند و براساس آن، تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایشان را برای آینده سروسامان می‌دهند. این باعث می‌شود آنها به خبرهایی که لین، به‌واسطه همزاد تمثیلی‌اش از جهان آینده و ماورائی ماده کسب می‌کند، وقعی ننهند، سپس همه در لهیب این آتش بسوزند و لین را هم با خود به درون گرداب عواقب این حادثه فرو کشند. اما در شخصیت ونگ به نظر می‌رسد که حضور همزاد تشدید شده است. چراکه این همزاد، تمام لحظات ثبات رای همزاد لین را نیز به درون جسم ونگ آورده است. اکنون همزاد درون کارمان باهوش‌تر و تواناتر از همزاد درون لین است. به همین دلیل است که کارمان بزودی می‌تواند بر بی‌ثباتی که در برخورد اولیه با ناشناخته‌ها دارد، فایق آید و به دنبال رازهای گذشته سپس جلوگیری از وقوع فاجعه‌ای دیگر رهسپار شود. در پایان نیز بعکس لین، در کارمان وجه متین و فهمیده همزاد تمثیلی، بر وجه احمق و مضحک آن پیروز می‌شود. چراکه ونگ در ابتدا مادر لین را مجاب می‌کند دخترش را به خاطر کاری که در گذشته کرده، ببخشد. دست آخر هم، با این‌که دوباره نابینا شده، اما به مدد بلوغ و پختگی که بتازگی به دست آورده، امیدوارتر و آگاه تر از گذشته به نظر می‌رسد.

جهانی که ونگ کارمان، نوازنده نابینای فیلم «چشم»، پس از بینا شدن به آن چشم باز می‌کند، می‌تواند مترادف با جهانی قلمداد شود که کودکی پس از 9 ماه حیات در زهدان مادر به آن چشم باز می‌کند. سوال حیاتی فیلم که ما را به تماشای ادامه آن ترغیب می‌کند، این است: آیا کارمان که تا کنون در چارچوب دنیای کوچک و تاریک 4 حس دیگرش حیات داشته، می‌تواند در برابر رازهای غول‌آسای جهان بزرگ رودررویش، پس از بینا شدن تاب آورد؟

هراس‌های ناشی از دنیای جدیدی که کارمان به‌آن وارد شده است، بتدریج با هراس‌های دیگری در هم می‌آمیزند. کارمان هنوز با دنیای مرئی جدید خو نگرفته که دنیایی نامرئی نیز ناگهان با تمام وجود در برابرش قد علم می‌کند. اکنون کارمان چون کودکی است که ناگهان در برابر دو شناخت غول‌آسا قرار گرفته است؛ شناختی جدید نسبت به دنیای محسوس (چرا که تا قبل از این تنها با 4 حس دیگرش با دنیای محسوس ارتباط داشته و اکنون یک حس دیگر به آنها اضافه شده است) و شناخت نسبت به دنیای معقول (چراکه بر اثر عمل جراحی پیوند قرنیه، توانایی مشاهده امور ماورائی را پیدا کرده است). به این ترتیب، ونگ شاید به شکلی عجیب به جهان کودکی‌اش بازگشته است. اگر او در گذشته به خاطر نا‌بینایی‌اش، یکباره به جهان زندگی اجتماعی در دنیای محسوس پرتاب شده بود، اکنون بناگاه دوباره به جهان کودکی بازگشته است. اما همه چیز دیگر آن دنیای سابق به جای خود باقی مانده است. همان اجتماع، همان دنیای عجیب و غریب محسوس و اکنون یک دنیای اضافی معقول. شاید به همین دلیل باشد که ونگ کارمان کودک شده در این فرآیند، مرتب کابوس‌های دهشتناک می‌بیند و وقتی هم که از خواب می‌پرد، در جهان واقعی نیز خود را در دنیای کابوس زده دیگری حس می‌کند.

اما با وجود همه این ترس‌ها و هراس‌ها، تجربه بینایی کوتاه مدت برای ونگ کارمان فیلم «چشم»، در نهایت تجربه‌ای دلپذیر است. او وقتی در پایان فیلم، دوباره به دنیای نابینایان باز می‌گردد، حسی از زیبایی ناب را از جهان دریافته که حسی منحصربه‌فرد است. او اکنون دیگر هیچ یک از هراس‌های گذشته را درون خویش حس نمی‌کند و انگار که به واقع، به مرز بلوغی همه جانبه، فردی و اجتماعی رسیده است.

محمد هاشمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها