در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از شروع همکاریتان با سهیلیزاده بگویید؟
من با آقای سهیلیزاده حدود 7 سال است همکاری میکنم و اولین کارم با ایشان سریال گیلعاد بود. بعد از آن مجموعه آخرین دعوت را با هم کار کردیم تا سریال دلنوازان و بعد فاصلهها ، سراب و سه،پنج،دو .
چه زمانی ساخت موسیقی مجموعه سراب را آغاز کردید؟
قبل از عید حدود یک ماه قبل از عید هم ساخت سریال سراب به پایان رسیده بود. اما برخی مشکلات مثل آماده نبودن تدوین و همچنین ترانه تیتراژ باعث شد یک مقدار کار آهنگسازی طول بکشد.
شنیدهام به موسیقی سراب انتقاد شده که کمی غمگین است. درست است؟
بله گفتند، به گوش من هم رسید، فکر نمیکنم این موسیقی خیلی غمگین باشد. به این دلیل شما زمانی که موسیقی را با تیتراژ میبینید صفحه تلویزیون لخت و سیاه است و شاید یکی از دلایلی که غمگین به نظر برسد همین مساله است. به هر حال ما براساس تم خود داستان یا فیلم موسیقی میسازیم.
موسیقی سراب را به طور کامل شما ساختهاید؟
آهنگ تیتراژ پایانی سریال فاصلهها را برای خواننده آن آقای لهراسبی تنظیم کردم و دوست دیگری ملودی آن را ساخت اما تمامی آهنگسازی سریال سراب به عهده خودم بود و منطبق بر داستان موسیقی را ساختم. ما عادت داریم وقتی کاری را میسازیم اصلا موسیقی آخر ربطی به خود داستان آن سریال یا فیلم ندارد یا اگر هم دارد ربطی به موسیقی متن قصه ندارد. شما در کل کار و همچنین تیتراژ اول تمامی این تمها را میشنوید و چیز غریبی نیست وقتی که آهنگ تیتراژ پایانی را میشنوید.
چرا در قسمت اول و دوم سراب، 2 تیتراژ مختلف پخش شد؟
بله، یک اتفاق دیگری هم که در موسیقی تیتراژ سراب افتاد این بود که با 2 سبک مختلف پخش شد، مخصوصا قسمت دوم این مجموعه؛ چرا که اتود اولیه موسیقی این کار روز پخش اولین قسمت این مجموعه به اشتباه روی فیلم گذاشته و ما فردا تقریبا نسخه نهایی موسیقی را برای پخش دادیم اما مدیران شبکه با همان ورژن اتود اولیه موافق بودند، چون گوششان عادت کرده بود و میگفتند همان خوب است و ما مجبور شدیم جزئیات دیگری به همان اضافه کنیم، به همین علت قسمت دوم تیتراژ این کار، 2 نسخه مختلف دارد که در اینترنت هم موجود است.
حس نمیکنید بعد از استقبال زیادی که از موسیقی و تیتراژ سریالهای دلنوازان و فاصلهها شد، توقع از شما برای ساخت موسیقی سراب بالا رفته؟
کلا استقبالی که از سریالهای هر شبی میشود قابل مقایسه با کارهای کوتاه مدتی مثل سراب که 13، 14 قسمت است و یک شب در میان پخش میشود نیست. طبیعتا ما براساس تم داستان موسیقی میسازیم و این میشود موسیقی متن، استقبال مخاطبان از آهنگ یک سریال یا فیلم به موضوع آن خیلی ارتباط دارد. من خودم خیلی با ترانه تیتراژ پایانی سریالها موافق نیستم.
چرا؟
موسیقی فیلم یک موسیقی بی کلام است که در واقع باید به صورت موسیقی روایی، روایتگر داستان فیلم باشد. حالا ما میخواهیم پیاز داغ آن را زیاد کنیم و آخر فیلم هم یک چیزی باشد که همه بنشینند و نگاه کنند، بد نیست و من صددرصد مخالف نیستم. من شخصا با موسیقی با کلام میانه خوبی ندارم. به این دلیل است که حس میکنم این کار با یک سری مشکلات جنبی مثل مشکل مجوز و ترانهسرایی و... مواجه میشود که دردسر آن زیاد است. ما آهنگسازها چون اینقدر درگیر ساخت موسیقی فیلم و موسیقی متن هستیم در بخش موسیقی تیتراژ پایانی مقداری دچار ضعف میشویم.
کارهای آقای سهیلیزاده معمولا تیتراژ پایانیاش موسیقی با کلام دارد. شما خودتان خواننده را انتخاب میکنید؟
به هر حال من اصولا دوست دارم خواننده موسیقی که ساختهام را با توجه به یکسری معیارها خودم انتخاب کنم و هیچ وقت این اتفاق نمیافتد و نظرات مختلفی برای انتخاب خواننده است و مجبورم خوانندهای را انتخاب کنم که افراد مختلفی او را تایید کنند، شناخته شده باشد و مجوز اجرا در تلویزیون را داشته باشد و این مساله دست من را به عنوان آهنگساز میبندد.
شما برای ساخت تیتراژهای یک فیلم یا سریال، فیلمنامه را مطالعه میکنید یا با موضوع قصه به طور کلی از طریق نویسنده یا کارگردان آشنا میشوید؟
من هیچوقت اول از همه آهنگ تیتراژ پایانی را نمیسازم، اول موسیقی متنم را میسازم و تیتراژ اول کار را میسازم و در نهایت با توجه به موسیقی متن تیتراژ پایانی را آماده میکنم. این مساله کار شاعر است که در جریان موضوع فیلم قرار بگیرد و با توجه به موضوع فیلم یا سریال شعر بگوید و من نیز طبیعتا با توجه به ترانه و موسیقی متن تیتراژها را میسازم.
با توجه به اینکه شما اکثرا برای فیلمها و سریالهایی با ژانر اجتماعی و ملودرام آهنگ ساختهاید چطور شد که آهنگسازی برای مجموعه «سه،پنج،دو» را قبول کردید؟ از این ریسک و تجربه جدید بگویید.
چند دلیل داشت که الان خیلی صادقانه و خالصانه عرض میکنم. من همیشه از کار طنز دوری میکنم، نه به دلیل بد بودنش. کار طنز خیلی ظرافتهای بیشتری نسبت به ملودرام دارد. اگر آدم بخواهد یک طنز استاندارد کار بکند، اولا بسیار کار سختی است و بسیار بسیار از کار ملودرام سختتر است. چارچوب موسیقی طنز در ایران جور دیگری تعریف شده است و خارج از آن چارچوبهای استاندارد بینالمللی است. موسیقی طنز و فانتزی در جهان یک تعریف دیگر دارد. در ایران این اصول شکل دیگر دارد و سازهایی که حتی استفاده میشود مثل ضرب و کمانچه و... به هر حال جزو آن استانداردها نیست و من به این دلیل همیشه از این مقوله دوری کردم و نه سلیقه من هست و نه بلدم چنین موسیقیای را بسازم.
پس چرا پذیرفتید که برای «سه،پنج،دو» موسیقی بسازید؟
شاید به این دلیل که آهنگسازی تمامی کارهای آقای سهیلیزاده را من سالهای اخیر انجام دادم و تنها به این خاطر که تا به حال کار طنز نساخته بودم نمیتوانستم بگویم نمیسازم و قبول کردم به عنوان یک تجربه جدید برای سه،پنج،دو موسیقی بسازم. من تا به حال برای فیلم کودک آهنگ ساختهام و پارسال برای فیلم صدای پای من به کارگردانی مهرداد خوشوقت که در جشنواره شرکت کرد موسیقی ساختم که به نظرم یک کار استاندارد بود. تلویزیون کلا معیارهایش با کار سینما فرق دارد. بیشتر به خاطر کسب تجربه و به خاطر آقای سهیلیزاده این کار را انجام دادم و کار را هم دوست داشتم و همچنین میخواستم خودم را محک بزنم، اما فکر نکنم دیگر این کار را تکرار کنم و آخرین دفعه بود.
چرا ساخت موسیقی ملودرام برای آهنگسازها از طنز خیلی راحتتر است؟
تا به حال خیلی کارهای طنز به من پیشنهاد شده اما ساخت موسیقی برای کار طنز بسیار سخت است و بسیار بودجه بالایی نسبت به کار ملودرام میخواهد. به عنوان مثال ما در کارهای ملودرام از سازهای آگوستیک استفاده میکنیم و در خود فیلم آنها را پخش میکنیم که کلا جواب میدهد، موسیقی متن سریالهای دلنوازان و فاصلهها نیز به همین شکل بود. ولی اگر بخواهید کار طنز استاندارد انجام دهید باید قطعه قطعه آهنگ بسازید و بعد آن قطعه قطعه را با ارکستر ضبط کنید و بعد روی هرقطعهاش کار کنید که بسیار سخت است.
با توجه به قابلیت ماندگاری موسیقیها در «سه،پنج،دو» چطور به موسیقی دست پیدا کردید که زیاد شبیه موسیقیهای ورزشی دیگر نباشد و چرا تیتراژ آخر را خودتان نساختید؟
آنقدر درگیریها و مشغله زیاد بود که نتوانستم و تیتراژ پایانی را آقای شهاب اکبری ساختند و تنظیم کردند. کار آمادهای بود که آقای لهراسبی با خودشان آوردند، من 3 بار تجربه همکاری با لهراسبی را داشتم. من همیشه سعی میکنم بخش تیتراژ را از موسیقی متن جدا کنم برای اینکه آن یک پروسه دیگری است و طبیعتا مراحل دیگری را طی میکند و خود آقای لهراسبی خیلی پیگیر هستند و دنبال شعر و آهنگساز میروند و کلا ما کار تیتراژ پایانی را به ایشان سپردیم. تیتراژ اول هم فکر میکنم ورزشی طنزگونه است که یکسری موسیقی لاتین دارد و شبیه موسیقی ورزشی دیگری نیست.
از چه سازهایی برای ساخت موسیقی «سه، پنج، دو» استفاده کردید؟
سازهای زهی، ترومپت و البته صدای کر هم در کار داریم و از یک ساز استرالیایی استفاده کردیم به نام دیجریدو و سازهای کوبهای که اکثرا سازهای آفریقایی و لاتین هستند.
برای ساخت موسیقی سراب از چه سازهایی استفاده کردید؟
برای سراب هم اتفاقا از ترومپت استفاده کردیم، ارکستر زهی و پیانو که سازهای شاخص موسیقی این کار بودند.
برخی آهنگسازها در همه کارهایشان از برخی سازها به صورت ثابت استفاده میکنند، شما همساز ثابتی دارید؟
آهنگساز امضای خودش را دارد، شما اگر کار هر آهنگسازی را دنبال بکنید، بعد از مدتی میفهمید این کار مثلا برای مجید انتظامی یا کارن همایونفر است یا....، برای اینکه کارشان سبک دارد و آن سبک است که به شما میفهماند آن موسیقی متعلق به کدام آهنگساز است. من هم به نوبه خودم فکر میکنم کارهایم یک امضا برای خودش دارد. در واقع این ساز نیست، بلکه نوع تنظیم، نوع ارکستراسیون و ساختار ملودی هر آهنگساز است که آن را شاخص میکند. من سازی که همیشه استفاده میکنم ارکستر زهی است و درکل فضای ارکسترال ازفضای پاپگونه و استفاده از گیتار، بیس و... را ترجیح میدهم.
همیشه آهنگسازانی که کار تلهفیلم و سریالهای هر شبی انجام میدهند از کم بود زمان گلهمندند، آیا شما زمان کافی برای ساخت موسیقی سراب و سه،پنج،دو در اختیار داشتید؟
خیر، من نمیدانم چرا برای سریالهای هر شبی ما دقیقه 90 به یاد ساخت موسیقی میافتیم. اگر یک ماه زودتر کار ساخت موسیقی انجام و حداقل موسیقی 20 یا 25 قسمت آماده شود، آهنگساز با فکر بازتری میتواند برنامهریزی و طرحریزی کند. فرآیند ساخت موسیقی برای یک فیلم بسیار پیچیده است. اصولا به کارهای پست پرداکشن برای پس از تولید یک بخش خیلی اهمیت داده نمیشود و متاسفم این را بگویم که خیلی تخصصی به این قضیه نگاه نمیشود در صورتی که تخصصیترین بخش سینما این بخش است و همیشه دقیقه 90 که یک هفته مانده فیلمشان اکران شود یا سریال روی آنتن برود، میگویند آهنگ بساز و نمیدانند یک آهنگساز باید بنشیند و ملودی بسازد، بنویسد و تنظیم کند. برای همین است که همیشه میگویم بچههایی که در ایران کار موسیقی انجام میدهند خیلی هنرمند و زحمتکش هستند. شاید اگر زمان و بودجه کافی داشته باشند خیلی از آنها پیشرفتهای چشمگیرتری نسبت به آنچه الان هستند بکنند و بتوانند برای موزیسینهای اروپایی و هالیوود آهنگ بسازند.
حس مخاطب با موسیقی متن گره میخورد که با یک اثر تصویری ارتباط برقرار میکند. اما همه فکر میکنند آهنگساز فقط تیتراژها را میسازد.
بله، دقیقا همین طور است. مردم موسیقی متن را نمیشناسند، بعضی میپرسند اسم شما را در تیتراژ مینویسند موسیقی اول کار را میسازید یا آخر و اصلا با چیزی به عنوان موسیقی متن آشنایی ندارند. مردم لطف دارند و تعریف میکنند و همیشه فکر میکنند موسیقیای که من میسازم موسیقی تیتراژ کار است، در صورتی که کار موسیقی متن حداقل 4 ماه شبانه روز طول میکشد اما ممکن است موسیقی انتهای کار 2 روزه هم آماده شود.
خودتان موسیقی کدام یک از کارهای آقایسهیلی زاده را دوست دارید؟
موسیقی متن دلنوازان را خیلی دوست داشتم چون برای آن شخصیتپردازی کردم اما بعضی کارها قابلیت شخصیتپردازی برای موسیقی متن را ندارند. توجهی به این مقوله نمیشود. در ایران آهنگسازهای داخلی خیلی تخصصی کار میکنند. یک هنرمند انرژی خودش را از نتیجه کار میگیرد اما متاسفانه هیچ انرژی از کار به ما برگردانده نمیشود.
قصه چقدر در مطرح شدن موسیقی یک فیلم سهم دارد؟
اصولا موسیقیهایی مطرح میشوند که خود داستانها مطرح باشند. به عنوان مثال موسیقی «محمد رسولالله» بسیار موسیقی خوب و ماندگاری است و چرا ماندگار شد به این دلیل که روی فیلم همهگیری گذاشته شد، طبیعتا اگر این موسیقی روی فیلم دیگری گذاشته میشد آنقدر ماندگار نمیشد.
ما موسیقیهایی داریم که طی 20 سال گذشته خیلی معروف شد مثل از کرخه تا راین ساخته مجید انتظامی، امام علی(ع) و سربداران ساخته آقایفرهاد فخرالدینی که بسیار معروف بودند. جناب فخرالدینی استاد بنده بودند و ای کاش باز هم ایشان کار کنند و موسیقیهای ماندگار بسازند. به نظر من یک مقدار باید این مقولهها بیشتر ارزشگذاری بشوند. ما وقتی میگوییم موسیقی در واقع از یک مجموعه حرف میزنیم، یک هنرپیشه ممکن است در فیلمی بدرخشد اما در فیلمی دیگر اصلا دیده نشود. این به موضوع آن فیلم بستگی دارد و دقیقا در مورد دیده شدن موسیقی هم صدق میکند. مثل فیلم پدرخوانده که به خاطر جذابیت موضوع، موسیقی فیلم هم مورد توجه قرار گرفت.
اگر کاری به شما پیشنهاد شود که اصلا قصه آن را نپسندید و فکر کنید مخاطب زیادی را به خود جذب نمیکند، ساخت موسیقی آن را قبول میکنید؟
سوالتان بسیار پیچیده و سخت است. نمیدانم باید شرایطش پیش بیایید، اصولا وقتی ما با تیمی کار میکنیم، به همدیگر اطمینان داریم. کارهای آقای سهیلیزاده خیلی پر بیننده است، در سریال اولی که ایشان کار کردند من گفتم این کار پر مخاطب نیست و دقیقا برعکس نظر من شد و دقیقا این کار پربینندهترین کار شد. نظر من اینجا مهم نیست. من به آن آدم و کاری که انجام میدهد اطمینان دارم.
برای همین با او کار میکنم. سر سریال «سه،پنج،دو» خیلی با خودم کلنجار رفتم که کار کنم یا نه، میترسیدم سمت کار طنز بروم اما به آقای سهیلیزاده اعتماد داشتم و تجربه خوبی بود. من همکاری با آقای سهیلیزاده را دوست دارم اما کاری که توانش را نداشته باشم و مطابق سلیقه من نباشد انجام نمیدهم.
از انتخاب ژانر پلیسی عملیات 125 برای ساخت موسیقی بگویید؟
بله، من یک کار جدید دارم انجام میدهم برای آقای آبپرور و واقعا سبک کاری ایشان را میپسندم و دوست دارم. تجربه هوش سیاه را سال گذشته باهم داشتیم که کار بسیار خوبی بود و بتازگی سریال عملیات 125 که واقعا به جرات میتوانم بگوییم این کار را براساس استانداردهای بینالمللی ساختند و امیدوارم من هم یک موسیقی در خور این سریال آماده کنم.
حمید حیدرپناه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: