انگیزه این گفتوگو کارگردانی نمایش «میخواهم با میوسو ملاقات کنم» است که این روزها در تالار اصلی تئاتر شهر اجرا میشود، نمایشنامهای که یک کمدی داستانگو بر مدار واقعیتهای زندگی است. عزیزی که مطالعات بسیاری در زمینه نمایشهای سنتی ایران دارد، در این کار نیز از تجربههای پژوهشی خود بهره گرفته است.
چه شد که به سراغ یک نمایشنامه از «تامارا دالمات» رفتید که نویسنده شناخته شدهای در ایران نیست؟
شاید او در ایران شناخته شده نباشد، ولی این نمایش به دفعات و در خیلی از نقاط جهان اجرا شده است. دالمات نمایشنامهنویسی است که کارهایش جذابیت بسیار دارد و با این کار که از او روی صحنه آوردهایم، مطمئن هستم که بعد از این شاهد متون بیشتری از او روی صحنه تئاترهای کشور خواهیم بود.
با توجه به شناخت کم ما از نویسنده و زمان نگارش این نمایشنامه میتوان این گونه برداشت کرد که اختلاف طبقاتی و به نوعی پیامدهای انقلاب کمونیستی روسیه هم در متن تجلی دارد. شما قائل به این هستید که خلق این کمدی نسبتی با شرایط اجتماعی آن دوره روسیه داشته است؟
قطعا هر نمایشنامه به هر حال نسبتی با زمانی که در آن خلق میشود دارد، حتی اگر به سراغ اسطوره هم برود بیارتباط نیست با زمانی که نویسنده اثر را در آن موقع خلق کرده است. به نظر میرسد اینکه متن اصلی برای دوران قبل از فروپاشی شوروی سابق باشد، کاملا مشهود است. به هر حال در جامعهای که صحبت از بیطبقه بودن و رفاقت و همسویی میشود، وجود چنین مکانهایی که تفاوت توانایی مالی را به این شدت رقم میزند بیبهره از این طنز و تلنگر نیست. این همه تفاوت در جامعهای که شعارش برابری و مساوات است، قطعاً منجر به کمدی میشود.
پس شما عامدانه به این واقعیتهای تاریخی اهمیتی ندادهاید؟
من به دنبال عقبه این نمایشنامه نرفتم. آنچه که برای من در کار کردن بر روی این متن اهمیت داشت، تم سوءتفاهم است. خیلی از اختلافاتی که انسانها با یکدیگر دارند و بعد منجر به چالشهایی پیچیده و جنگ و نزاع میشود، همه میتواند بر مبنای یک سوءتفاهم و عدم دقت در گفتهها و رفتارها باشد. گفتار و رفتار دیگری که ما را وادار به انجام عکسالعملهایی میکند. نتیجه این عکسالعمل همان جنگ و نزاع است. سوءتفاهم موضوعی است که خیلی از نویسندگان روی آن کار کردهاند مثل «سوء تفاهم» کامو و خیلی از متونی که در تاریخ نمایشنامهنویسی ما با آن روبه رو هستیم. همین اصل مبنای انتخاب این نمایشنامه توسط من بود، چرا که مشکل امروز جهان بیشتر سوء تفاهم است.
شما در انتخاب نمایشنامههایی که آنها را کارگردانی کردهاید به طور کلی یا سراغ متون مناسبتی رفتهاید یا نمایشنامههای کمدی، ریشه نگاه شما در انتخاب آثار کمدی چیست؟
عزیزی: کمدی و تراژدی دو روی یک سکه اند .در واقع انتهای کمدی ، تراژدی است و تراژدی هم به کمدی ختم می شود.درست مثل انسان که خیر و شر در او به طور همزمان وجود دارد
به این خاطر که انتهای کمدی تراژدی است و انتهای تراژدی هم کمدی است. این موضوعات به هم بیربط نیستند. این تقابل ذهن درگیر ماست. درست همانند خیر و شری که در وجود ماست. درست همانند تعریف انسان که خیر و شر او همزمان است و گاهی اوقات یکی بر دیگری چیره میشود و یک موقعیت تراژیک ایجاد میکند و گاهی اوقات برعکس موقعیتی کمیک ایجاد میشود.کمدی و تراژدی دو روی یک سکه اند.
عدم وحدتی در نوع بازیها وجود دارد که چون نوع نمایش شما کمدی است، این تفاوت بیشتر به چشم میآید. چرا به این سمت رفتید؟
من متوجه منظور شما نمیشوم.
ببینید به عنوان مثال نوع بازی «فرزین صابونی» با «مسعود دلخواه» متفاوت است.
به این دلیل که این دو شخصیتهای متفاوتی را بازی میکنند، طبیعی است جنس بازی و رفتارشان هم متفاوت میشود.
ولی این دو نوع، کمدی متفاوتی را ایجاد کردهاند. برای مثال شکل بازی «فرزین صابونی» خود باعث خنده میشود.
شما کمدی را به این صورت نبینید. این کمدی، کمدی موقعیت است. اگر مخاطب به این موقعیت کمدی میخندد به این معنا نیست که بازیگر باید کمدی بازی کند. در واقع بازیگر رفتار متناسب با شخصیتی نمایشی را اجرا میکند و موقعیت، موقعیتی کمیک است. این است که ما نمیتوانیم بگوییم چون نمایش کمدی است حتما باید کمدین بگذاریم. آن نمایش از جنس دیگری است مخالف با جنس این نمایش. آدمها به تناسب دریافت من انتخاب شدهاند و من فکر نمیکنم اشکالی در این باشد که جنس بازی شخصیت «میوسو» با «تینا» یا «کاستیا» متفاوت است و حتما نباید اینها یکدست باشند.
منظور من هم اتفاقا کمدی بازی کردن بعضی بازیگران و نوعی اغراق بود که در جهت گرفتن خنده در بازی برخی از آنهاست.
این اغراق نیست. شما اگر نمایشنامه را خوانده باشید یا وقتی نمایش را دیدید باید متوجه شده باشید آرایشهای مختلفی از طبقات متفاوت در این مجموعه حضور دارند. شما یک فیلسوف، پزشک، رئیس آسایشگاه، یک کارگر ساده، یک جوان تحصیلکرده در این نمایش میبینید که اینها انسانهای متفاوتی هستند و دلیلی هم ندارد رفتارشان شبیه به هم باشد. حتی اگر دقت کرده باشید نوع واژههایی که تکتک این شخصیتها به کار میگیرند با هم فرق میکند زیرا هر کدام از جایگاه خاص و میزان دانایی برخوردار هستند و به همین نسبت هم شما میبینید جنس بازیها متفاوت میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم