در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یعنی در نهایت تاسف و در دورانی که جامعه ایرانی یکی از منحطترین ادوار حکومتی را در خود و ناگزیر تجربه میکرده است و به لحاظ اقتصادی ـ اجتماعی در عقب ماندگیهای تاریخی بوده است در مواجهه با فرهنگ غربی که واجد مختصاتی مقبول و جاذب در قالب توسعهیافتگی یا مراحل تجربه خیز اقتصادی بود احساس خودکمتر بینی و حقارت نمود و از آنجا که برخی از سران و به اصطلاح منورالفکرهای آن دوران هم، همچون غربی شدن را به او توصیه میکردند در سراشیبی خطرناکی واقع شد که بعدها به سقوط بخشهایی از آن، در گرداب غربگرایی انجامید ولی همانطور که منطقا قابل ادراک است نه غرب را، بلکه ظواهری از تمدن غرب را با ابزار حواس ادراک کرد که پیش از آنکه بر معرفت وی از غرب و تحولات آن بیفزاید بر حیرت او از دستاوردهای مادی و علایق حسی افزود.
اما همین اندازه از حیرت نیز کافی بود تا شرایط سیاسی را به نحوی رقم بزند که بنیادگذاری نهادها و موسسات و سازمانهای اداری با واسطه و بدون واسطه مشاوران غربی، به گونهای شکل بگیرد که حتی سر از وادی اهانتبار تبدیل اجباری لباس و پوشش زنان ایرانی هم برآورد و بدتر از آن، برای تحمیل این تحقیر، از جامعه ایرانی قربانی بگیرد. یعنی بنیاد و توسعه و ترویج نهادهای وارداتی و بعضا در تزاحم با باورهای فرهنگی، دینی و ملی، برای توفیق خویش حتی از جان مردم ایران نیز مایه گذاشت و عجیب است که در کشاکش روزگار در گذار، پیروز شد.
به گونهای که جامعه ایران را به لحاظ فرهنگی به گونهای درآورد که برخی از محققان از وجود فرهنگهای سهگانه غربی ـ ملی ـ اسلامی برای جامعه ایران سخن میگفتند (و میگویند!)و عجیب است که این کلام بیربط هم نمینمود (و نمینماید!)
تحقق جمهوری اسلامی، بهعنوان یکی از مواریث انقلاب اسلامی در ایران، تا حدود زیادی این روند را با کندی در حرکت مواجه ساخت، لیکن از آنجا که ادراک کافی برای ضرورت ایجاد نهادها بر مبانی انقلاب اسلامی جلوه نکرد، بهتدریج نهتنها نهادهای ریشه گرفته از قبل امکان کارکرد و باقیگذاردن ردپاهای خویش بر چهره جامعه تازه تاسیس را یافتند که نهادهای دیگر، متناسب با پیشرفتهای عادی هم، که چندان سنخیتی با فرهنگ ایرانی نداشت و ندارد، لیکن بهعنوان حلقههای تکمیلی نهادهای سابق عمل میکنند، وارد میدان شدند و ما را در کشکولی از نهادهای دیگران، در کنار اندکی از نهادهای تازهتاسیس در امور اقتصادی ـ اجتماعی ـ سیاسی گرفتار ساختند.
از نکات قابل اهمیت آن است که بعضا در مواجهه و تقابل بین نهادهای جدید مبتنی بر عقاید ایرانی ـ اسلامی و نهادهای قدیمی و ریشهدار مبتنی بر فرهنگهای وارداتی بعضا الحادی، این نهاد تازه بنیاد دینی بوده است که تحتالشعاع قرار گرفته و در گذر روزگاران، استحاله گردیده است.
مصداق بارز این نکته سرنوشت غمانگیز ادعای حذف ربا از سیستم بانکی است.
جامعه ما، در واقع مبتلا به شرایطی برزخی از حیث در خود داشتن انواع نهادهایی است که بعضا با هم ناسازگارند اما در کنار هم و بهگونهای انعطاف پذیرفته به حیات خود ادامه میدهند.
اما این وضعیت نمیتواند بهلحاظ انتساب به جامعهای الگو قابل دفاع باشد. این است که باید با تجزیه و تحلیل محتوای این شرایط برزخی، راههای گذار از آن را هم تدارک دید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: