8 مرد شرور چگونه اسیر پنجه عدالت شدند؟

یکی از پرونده‌هایی که در سال‌های گذشته به آن رسیدگی کردم پرونده هجوم تعدادی از اشرار به یک قهوه‌خانه بود. پرونده را پیرمردی به دفترم آورد و گفت که چند شرور به قهوه‌خانه‌اش حمله و خسارات زیادی به محل کسبش وارد کرده‌اند و باعث آزار او و مشتریان شده‌اند.
کد خبر: ۴۱۸۷۶۸

از او پرسیدم برای چه اشرار به قهوه‌خانه‌اش حمله کرده‌اند؟ وی جواب داد دلیلش را نمی‌داند و آنها را هم نمی‌شناسد.

این مرد بجز صورتجلسه خساراتی که به او وارد شده بود و چند شاهد، مدرک دیگری نداشت که سرنخی به ما بدهد تا بتوانیم متهمان را شناسایی کنیم. ضمن این که او حتی نمی‌دانست کسانی که به محل کارش حمله کرده‌اند چه‌کسانی هستند.

آنچه مسلم بود این مرد بشدت ترسیده‌ و تحت تاثیر کار اشرار قرار گرفته بود. او می‌گفت حتی نمی‌داند چرا به او حمله کرده‌اند و این حرفش باورکردنی نبود.

من احساس می‌کردم او چیزی را پنهان می‌کند که البته بعدا فهمیدم این طور نیست و این مرد واقعا نمی‌دانسته چه کسانی به محل کارش حمله ‌کرده‌اند.

به پیرمرد گفتم خوب فکر کن و اگر مدرکی داری ارائه ‌بده. بعد از مدتی فکر کردن گفت که در قهوه‌خانه‌اش دوربین مداربسته وجود دارد و می‌تواند فیلم آن را در اختیار ما قرار دهد. این تنها مدرکی است که دارد.

فردای آن روز فیلم را آورد. هنوز هراس در وجودش بود و می‌ترسید و با خواهش و التماس از من خواست که کمکش کنم. من هم به او گفتم هر کاری از دستم بر آید برایش انجام خواهم داد. فیلم را گرفتم و مورد بررسی قرار دادم.

از آنجا که چندین دوربین در مغازه وجود داشت از جهات مختلف فیلمبرداری شده بود و تصویر واضحی در اختیار
ما قرار گرفت.

من فیلم‌ها را به همراه دستور قضایی به پلیس امنیت فرستادم تا بررسی‌های لازم روی آن انجام شود. پلیس بعد از چندین روز تحقیق موفق شد متهمان را شناسایی و در یک اقدام غافلگیرکننده آنها را بازداشت کند.

وقتی متهمان را به دفترم آوردند و آنها را مورد بازجویی قرار دادم، متوجه شدم آنها 8پرونده باز در شعب دیگر دارند و متهم تحت‌تعقیب نیز هستند و از آنجا که مردان خیلی شروری بودند و مردم از آنها می‌ترسیدند هرگز تصور نمی‌کردند که بازداشت شوند یا کسی جای آنها را لو دهد.

وقتی که بررسی‌ها را انجام دادم متوجه شدم پرونده‌هایی که متهمان در شعب دیگر دارند به خاطر شرارت‌هایی است که انجام داده‌اند و آسیب‌های زیادی به مردم وارد کرده‌اند.

آنها با ایجاد رعب و وحشت میان مردم به خواسته‌هایشان می‌رسیدند و با این کار احساس قدرت می‌کردند.

من باید پرونده‌ای که نزد خودم بود را تمام می‌کردم، به همین خاطر هم در مورد ایراد خسارت و ضرب‌ و جرح عمدی به متهمان تفهیم اتهام کردم.

آنها اتهام را قبول کردند، اما انگیزه آنها انگیز‌ه‌ای بی‌خود بود و در واقع برای قدرت‌نمایی دست به این کار زده
بودند.

متهمان جوان می‌گفتند یک هفته قبل پسر مرد قهوه‌خانه‌دار را به عروسی برادرمان دعوت کردیم، اما او نیامد و به ما بی‌احترامی کرد. ما هم تحمل این بی‌احترامی را به برادرمان نداشتیم، به همین خاطر به قهوه‌خانه پدرش حمله بردیم و به او خسارت وارد کردیم تا بفهمد نباید به ما بی‌احترامی کند.

با توجه به سابقه‌ای که متهمان داشتند به نظر می‌رسید که شاکیان بیشتری داشته باشند به همین خاطر دستور دادم متهمان را در سطح شهر بچرخانند تا اولا اشرار بدانند از دست دستگاه قضایی در امان نیستند و دوم این که به مردم بگوییم ما حافظ امنیت آنها هستیم و اشرار را تنبیه می‌کنیم.

ضمن این که اگر شاکی دیگری دارند و به کس دیگری آسیب رسانده‌اند به شعبه مراجعه کنند. بعد از این کار بود که متهمان دیگر آن غرور و جسارت گذشته را نداشتند و فهمیده بودند که اگر کار خطایی بکنند دیر یا زود با آنها برخورد جدی خواهد شد.

بعد از انجام تحقیقات لازم و تکمیل پرونده و با توجه به سابقه‌ای که متهمان اشرار داشتند قرار مجرمیت آنها را محاربه صادر کردم و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه رفت.

محمدرضاحیدری

 بازپرس دادسرای یافت‌آباد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها