در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مساله تصرف طرابلس مهمترین مانعی است که فراروی ناتو و انقلابیون قرار دارد. از سوی دیگر گاه خبر از طرحی برای تجزیه این کشور به گوش میرسد. با توجه به پتانسیل دخالت، نفوذ و قدرت ناتو در این کشور و روند تحولات کنونی لیبی با دکتر علی بیگدلی استاد دانشگاه و کارشناس خاورمیانه گفتوگو کردهایم.
با وجود ماهها بحران و حمله نیروهای ناتو در لیبی، بحران این کشور تداوم دارد، علت چیست؟
بحران کنونی لیبی امروزه به یک قضیه پیچیده جهانی تبدیل شده است و چند دلیل اولیه و روشن دارد. مهمترین دلیل این که یک اقلیت مخالف سازمان نیافته (مخالفان) در برابر یک اقلیت موافق سازمان یافته (دولت) قرار گرفته است و محصول آن نیز این میشود که روزی شهری در دست این اقلیت است و روزی دیگر در دست اقلیت مخالف. این امر به نفع قذافی تمام شده و میتواند بازی را ادامه دهد و نیروهای غیر نظامی هم همچنان از بین میروند.
مشکل مهم دیگر اختلافی است که در میان اعضای ناتو بر سر مساله لیبی وجود دارد. در این بین آمریکا در پی تجربه تلخی که در عراق و افغانستان به دست آورد و با توجه به شرایط نامساعد اقتصادی، فشار افکار عمومی و تزلزلی که در قدرت اوباما به وجود آمده است، قادر به ورود مستقیم به ماجرای لیبی نیست و از طرفی هم علاقهمند نیست که کشورهای اروپایی (مخصوصا فرانسه که جزو اولین کشورهایی بود که شورای انتقالی لیبی را به رسمیت شناخت) در لیبی برنده شوند. زیرا به هر حال نفت این کشور از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است.
روسیه بر خلاف آمریکا و برخی از کشورهای غربی، شورای انتقالی لیبی را به عنوان دولت قانونی این کشور به رسمیت نشناخته و مدودف هم دستیابی به راهحل میانه برای بحران لیبی را ممکن میداند راهحل مسکو چیست؟
کشورهای جبهه رد عرب مثل سوریه، الجزایر، لیبی و عراق در زمان جنگ اعراب با اسرائیل، کشورهایی بودند که تجهیزات خود را از روسیه دریافت میکردند و پیمانهایی نظامی نیز داشتند و هنوز هم وابستگیهایی به روسیه دارند. چون روسیه نیز ارتباط نزدیکی با چین دارد، چین هم در این کشورها سرمایهگذاری وسیعی کرده است. بنابراین تصور میکنم اخیرا ملاقاتهای پنهانی زیادی بین مقامات روسیه و قذافی صورت گرفته است و آنان به قذافی فهماندهاند که محکم سر جایش بنشیند، چون غربیها خیلی در بحرانهای بینالمللی روسیه و چین را به بازی نمیگیرند. روسیه اخیرا روابط نزدیکی را با مقامات لیبی برقرار کرده و قطعا نیز راهحل سیاسیاش به سود روسیه خواهد بود و سهم بیشتری نیز در بازسازی لیبی به دست میآورد. در این بین اگر قذافی سقوط کند به نفع غرب خواهد بود و اگر باقی بماند به نفع روسیه و چین، ولی با مانورهای اخیر آمریکاییها و مذاکرات غیرآشکار آنها با لیبیاییها به نظر میرسد تمایل به ماندن قذافی بیشتر شده باشد و منافعی که آنان میتوانند از نفت لیبی به دست آورند صرف بازسازی لیبی خواهد شد.
چهارمین نشست کشورهای گروه تماس لیبی در استانبول ترکیه با شرکت 32 کشور اقدام به شناسایی مخالفان لیبی کرد، اگر به نقش گذشته و کنونی ترکیه در بحران لیبی توجه کنیم این کشور در جستجوی چیست؟
ترکیه چند سالی است که به بازیگری ماهر و فعال در منطقه تبدیل شده است و جالب آنکه پتانسیلهای این بازیگری را هم به خوبی در اختیار دارد. ترکیه چند تا نقش در منطقه دارد و یک نقش آن این است که به شکل واسطهای بین غرب و کشورهای اسلامی عمل میکند. نقش دوم این کشور این است که به اروپاییها یادآور میشود اگر این کشور را اتحادیه اروپا نپذیرند در راستای استراتژی نگاه به شرق منافع زیادی در خاورمیانه دارد (چنانچه در زمینه اقتصادی با کشور ما هم حجم روابط در حال افزایش به 30 میلیارد دلار است. ترکیه همچنین اولین کشوری است که بیشترین سرمایهگذاری را در لیبی و سوریه دارد و سوم اینکه ترکیه کشوری خوشنام است.)
بیگدلی: اگر قذافی سقوط کند به نفع غرب خواهد بود و اگر بماند به نفع روسیه و چین ولی با مانورهای اخیر آمریکاییها و مذاکرات غیرآشکار آنها با لیبیاییها به نظر میرسد تمایل به ماندن قذافی بیشتر شده باشد
با برگزاری کنفرانس استانبول در این کشور و به رسمیت شناختن شورای ملی انتقالی لیبی و توقیف داراییهای قذافی در این کشور اکنون مساله نفت لیبی، مساله اصلی مناقشات و رقابتهای بینالمللی شده است (اگر لیبی نفت نداشت بحران در آن زودتر به پایان میرسید) یعنی در حال حاضر هر کشوری به دنبال سهم بیشتری از نفت لیبی است.
آنچه مشخص است ترکیه در کشورهای عرب مثل سوریه و لیبی بیشترین سطح سرمایهگذاریها را انجام داده است و کشور پیشرفتهای است که عملا گردشگاه و تفریحگاه اعراب شده است. با توجه به سطح سرمایهگذاری ترکیه در اوایل خیلی علاقهمند نبود مخالفت خود را با لیبی اعلام کند (مثل مورد سوریه) از طرف دیگر با جمع کردن نیروهای مخالف در استانبول نشان داد که رهبری آینده امور لیبی را ترکیه به عهده خواهد داشت و جالب اینکه این نقش ترکیه در مورد بحران لیبی و سوریه را غربیها هم پذیرفتهاند که امتیاز مهمی برای ترکیه به حساب میآید.
با نگاهی به 2 تشکل منطقهای اتحادیه عرب و اتحادیه آفریقا نقش این 2 اتحادیه در بحران کنونی لیبی تا چه حدی است؟
به نظر میرسد که اتحادیه آفریقا و کشورهای این قاره خیلی علاقهمند به حذف قذافی نیستند، چرا که قذافی همیشه در شعارهای خود قبل از اینکه به مسلمان و عرب بودن خود توجه کند به آفریقایی بودن توجه میکرد. لذا آفریقاییها برای اینکه خودی در این بحران نشان دهند در مقابله با اتحادیه عرب (که بیمیل به سقوط قذافی نبود) برای ماندن قذافی مقاومت سختی میکنند، هر چند این ماندن ممکن است به پسر وی ختم شود یا اینکه رفتارهای سیاسی وی تغییر کند.
کشورهایی غربی در چگونه به پایان بردن مداخله نظامی خود در لیبی با سردرگمی روبهرو هستند و حتی انگلیس از آمریکا خواسته است تا حمایت از عملیات ناتو در لیبی را افزایش دهد دامنه این اختلافات به کجا میانجامد؟
در واقع اعضای ناتو نهتنها در مورد لیبی، بلکه در بسیاری از موارد نتوانستهاند سیاستی واحد را در پیش بگیرند من فکر میکنم یکی از دلایل اصلی این امر مدیریت ضعیف ناتو است و مشکلاتی در درون ناتو وجود دارد از جمله سهمی که آمریکا از ناتو میخواهد و اروپاییها هم این اجازه را نمیدهند. گذشته از این به هر حال با توجه به اینکه زیرساختهای اقتصادی لیبی توسط ناتو تخریب شده است، اگر حتی روزی قذافی هم سر کار بماند، همین اروپاییها هستند که با توجه به فشار بیکاری داخلی میتوانند اشتغال را در کشورهای خود به وجود آورند.
الگوهای مدنظر فرانسه در لیبی تا چه اندازه با آمریکاییها در مورد لیبی متفاوت است؟
فرانسویها تا اندازهای با آمریکاییها اختلاف دارند چون سارکوزی دارای تفکراتی نومحافظهکارانه است و مقداری با اوباما اختلاف دارد. در این حال از طرف جمهوریخواهان نیز فشارهایی بر اوباما وارد میشود. در این بین سارکوزی در رقابتی که با آمریکاییها دارد و چون سال آخر ریاست جمهوریاش نیز است، تلاش میکند تا بازیگر نقش اول لیبی باشد، اما این بازیگری قوی نبود و در لیبی موفق نشد. اکنون بیشترین امتیاز را ترکیه
به دست آورده است.
با نگاه به تحولات اخیر، به نظر شما اکنون چه سناریوهایی را برای آینده لیبی میتوان مدنظر قرار داد؟
من معتقدم که قذافی اکنون چند گزینه دارد. از یک سو احتمال ماندن شخص سرهنگ قذافی ضعیف است و اروپاییها روی دو گزینه دیگر یکی سیفالاسلام پسر وی و دیگری، یکی از اعضای خانواده وی کار میکنند تا ترکیب حکومتی را کاملا بهم نزند (چون ساختار امنیتی در لیبی کاملا قبیلهای است) . اما به نظر نمیرسد سهم قدرت کاملا در اختیار خانواده وی باقی بماند، زیرا شورای انتقالی لیبی میخواهد شکلی از دمکراسی خاورمیانهای را در لیبی به کار گیرد تا در حکومت آینده شورای انتقالی سهمی از قدرت را در اختیار داشته باشد.
علی رمضانی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: